راه حلي براي غلبه بر نگراني هاي مالي
کد خبر:۸۶۵۷۵

راه حلي براي غلبه بر نگراني هاي مالي

خوب بدانيد اگر ما صاحب همه كشور شويم و دورش سيم خاردار بكشيم باز هم سه وعده بيشتر غدا نمي خوريم و در يك رختخواب بيشتر نمي خوابيم.

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ امام صادق عليه السلام فرمود: «ضمنت لمن اقتصد ان لا يفتقر»[1] ضمانت مي كنم كسي كه ميانه رو باشد فقير نگردد.

«پول پيدا كردن آسان است و نگهداريش مشكل!»

كاش مي دانستم چگونه نگراني هاي مالي همه را مي توانم رفع كنم آن وقت بود كه وقت خود را صرف نوشتن اين کتاب نمي کردم اما فعلا فقط يک کار مي توان انجام دهم و آن اينکه گفتار افراد صلاحيت دار را در اختيار شما بگذارم.

طبق بررسي يكي از مجلات آمريكا، هفتاد درصد نگراني هاي ما مربوط به پول است.

و تحقيقات بنگاه آمار گيري «ژرژگالوپ» حاكي است كه اغلب مردم عقيده دارند اگر بتوانند ده درصد بر در آمد خود بيفزايند ديگر نگراني مالي نخواهند داشت. البته اين عقيده در بعضي موارد صحيح ولي در بسياري از موارد صدق نمي كند.

بانو «استاپلتون» كه سال ها است مشاور مالي چندين مؤسسه و شركت است در مصاحبه اي به من گفت: «زياد شدن عايدي جواب نگراني هاي مالي اكثر اشخاص را نمي دهد. غالباً افزايش در آمد جز خرج زيادتر و دردسر بيشتر نتيجه اي نداشته است آنچه باعث نگراني مردم مي شود نداشتن پول نيست بلكه ندانستن راه خرج كردن آن است»

حتماً عده اي از خوانندگان خواهند گفت: «دلم مي خواست شما جاي من باشيد، حقوقم را در اختيارتان مي گذاشتم و مي گفتم مخارجم را به عهده بگيريد، آن وقت بود كه حرف خود را پس مي گرفتيد» ولي بايد بگويم من مشكلات مالي فراوان داشته ام روزي بيش از ده ساعت در مزرعه جان كنده ام، آن قدر زحمت مي كشيدم كه يكي از بزرگ ترين آرزوهايم اين بود كه روزي از اين درد و رنج و خستگي جسمي رهايي يابم. به من در برابر هر ساعت كار به آن خرد كننده اي كه روزي 12 ساعت بايد انجام دهم فقط پنج «سنت» مي پرداختند، يعني من مزه و تلخي بيست سال زندگي در خانه اي كه نه حمام و نه آب جاري و لوله در آن باشد چشيده ام و مي دانم چند ميل راه رفتن براي صرفه جويي يك پول سياه و داشتن كفش سوراخ و شلوار وصله دار چه مزه اي دارد. چه شبهايي كه من شلوارم را زير تشك مي گذاشتم، زيرا استطاعت پرداخت اجرت اطوكشي را نداشتم! من در اثر همين تجربه ها دريافتم كه براي رهايي از نگراني هاي مالي بايد از راهي برويم كه مؤسسات تجارتي مي روند، يعني نقشه اي براي مصرف پول خود داشته باشيم و مطابق آن خرج كنيم.

افرادي را مي شناسيم كه اگر مثلا ظهر حقوقشان را بگيرند از كنار خيابان كه مي گذرند چشمشان به هر چيز بيافتد مي خرند و حساب نمي كنند كه از اين پاكت حقوق، كرايه خانه، و يا قسط آن و پول آب و برق و بدهكاري هاي لازم را بايد بپردازند. خير، همين كه پول در جيبشان بود، ولخرجي را شروع مي كنند. چنين اشخاصي مسلماً با نگراني هاي مالي روبه رو خواهند بود.

لابد خواهيد پرسيد: براي اينكه از طرز خرج كردن آگاهي پيدا كنيم چه بايد بكنيم؟

در پاسخ آن چند دستور جهت درست خرج كردن ياد آورتان مي شويم:

1 – پولهايي كه مصرف مي كنيد يادداشت كنيد.

«ارنولدبنت» مرد فقيري بود كه شروع به نويسندگي كرد، و هر چه خرج مي كرد يادداشت مي نمود و از اين طريق مي فهميد كه پولش به كجا مي رود. اين روش براي او اين قدر خوشايند بود كه پس از ثروتمند شدن و شهرت جهاني پيدا كردن نيز آن را به كار مي بست.

«روكفلر» معروف ثروتمندترين مرد دنيا، دفتري براي ثبت مخارج خود داشت و پيش از آنكه دعاي شب خود را بخواند و به رختخواب برود از وضع مالي خود تا دينار آخر با خبر بود.

ما هم بايد چنين باشيم. نترسيد نمي گويم در تمام عمر، نه متخصصين بودجه يا به عبارت ديگر كساني كه در امور دخل و خرج تجارت اطلاعات دارند تأكيد مي كنند دست كم براي يك ماه و در صورت امكان سه ماه حساب دقيق هر يك شاهي پولي را كه خرج مي كنيم داشته باشيم. اين عمل به ما نشان مي دهد كه پول ما به چه مصارفي مي رسد و آن وقت مي توانيم بودجه زندگي خود را تنظيم كنيم.

بانو «استاپلتون» مي گويد: غالباً زنان و مردان ساعات متمادي خود را صرف اين مي كنند كه بدانند پولشان را در چه راه مصرف كرده اند و وقتي نتيجه را روي كاغذ ديدند با تعجب مي گويند «آيا پول من در اين راه خرج شده است؟»

2 – بودجه خود را طوري تنظيم كنيد كه مناسب با نيازمنديتان باشد.

دو خانواده ممكن است در يك محله در خانه اي مشابه با عائله اي مساوي باشند اما مخارجشان با هم متفاوت باشد، زيرا اشخاص متفاوتند و آداب و رسوم مختلف، معني تنظيم بودجه اين نيست كه خود را از لذت زندگي محروم كنيم بلكه معني آن اين است كه حس تأمين مالي به ما ببخشد. كساني كه زندگي خود را روي بودجه خود اداره مي كنند خوشبخت تر از سايرين مي باشند.

اما چگونه مي توانيد انجام دهيد؟ ابتدا بايد همانطور كه گفته شد يك صورت از مخارج خود بگيريد، و در تنظيم آن حتي با اشخاص صلاحيت دار مشورت كنيد و اين مطلب به قدري مهم است كه «استاپلتون» مي گفت: من حاضرم براي مشورت در اين كار يك روز پياده راه بروم.

3 – پول خود را روي عقل و تدبير خرج كنيد

منظور اين است كه حداكثر استفاده را از ارزش پول خود بكنيد. تمام بنگاه ها و شركت هاي بزرگ مأموريني دارند كه هيچ كاري ندارند جز اينكه براي شركت خود بهترين و با صرفه ترين خريد ها را بكنند.

4 – با درآمد خود دردسرتان را زياد نكنيد.

اغلب خانواده ها ممكن است سال ها از روي عقل و تدبير زندگي به سر برده باشند اما همين كه درآمد آنها بالا رفت تصور مي كنند به مقصود رسيده اند شروع به ولخرجي و گشاد بازي مي كنند، اين افراد در حقيقت كمتر از سابق خود راحت و خوشبختند زيرا در برابر درآمد اضافه خرج هاي زيادي مي تراشند، البته طبيعي است كه ما مي خواهيم از زندگي لذت بيشتري ببريم ولي كداميك از اين دو امر سعادت و خوشي ما را تأمين مي كند؟

خود را مجبور در حدود بودجه كردن؟ يا از دست طلبكاران لحظه اي راحتي نداشتن؟

5 – در فرزندان خود حس مسئوليت نسبت به پول را به وجود آوريد.

در اين مورد مي توانيد از نقل جريان ذيل منظور را درك فرمائيد.

يكي از نويسندگان در يكي از جرائد شرح داده بود كه چگونه اين حس مسئوليت را در دخترش به وجود آورده به اين ترتيب كه مقررات هفتگي دختر را مي داد، او پول را نزد مادرش به وديعه مي سپرد ضمناً يك دسته چك اضافي از بانك گرفته و در اختيار دختر قرار داده بود مادر، بانك دختر بود، در طول هفته حتي اگر يك شاهي احتياج داشت چك مي كشيد، اين كار نه تنها موجب مي شد كه دختر حساب پولش را دقيق بداند و بفهمد چگونه آن را خرج مي كند بلكه سرگرمي جالبي نيز براي او بود.

6 – اگر خانم خانه داري هستيد مي توانيد از همان اجاق آشپزخانه كسري خرجتان را تأمين كنيد.

اگر پس از خرج عادلانه در زندگي، ملاحظه كرديد كه خرج با دخل تطبيق نمي كند به جاي غصه خوردن و نگراني و تشويش و شكايت آغاز كردن، بايد نقشه اي ريخت كه پول زيادتري به دست آورد.

اين درس را مي توانيد از بانو «اسپر» بياموزيد كه او پس از مرگ شوهر و رفتن دو دخترش به خانه بخت، چگونه زندگي خود را اداره كرد؟ او يك روز در مغازه شيريني فروشي چشمش به كيك هاي مربايي خورد كه چندان جالب نبود. از شيريني فروش پرسيد آيا كيك مربايي خانگي مي خريد؟ شيريني فروش پاسخ داد، آري. حالا است كه خواهيد گفت: خوب او كيك پختن بلد بوده است، پاسخ آن را از خودش بشنويد: «هرگز در دوران حياتم بيش از 12 كيك نپخته بودم، چون صاحب مغازه دو كيك را سفارش داده بود، به خانه آمدم و از همسايگان طرز پختن كيك مرباي سيب را پرسيدم، پس از آنكه آن ها را به مغازه بردم صاحب مغازه خوشش آمد و خواستار پنج كيك ديگر نيز شد، به تدريج از مغازه هاي شيريني و ساندويچ فروشي سفارش كيك برايم آمد تا اينكه در مدت دو سال كارم به اينجا كشيد كه سالي پنج هزار كيك مي پزم»

حتماً مي گوييد او وسايل آشپزيش مجهز بوده و بودجه كافي داشته است كه توانسته چنين بكند، جوابش را از زبان خودش بشنويد: «من تمام آنها را در همان فر آشپزي كوچك خود مي پختم و به جز مبلغ ناچيزي كه صرف مواد اوليه اش مي كردم مخارجي نداشتم» آيا براي شما چنين كاري ممكن نيست؟ مشتريانش به قدري زياد شد كه ناچار شد دو شاگرد تهيه كند و هميشه پشت سر هم مشتري جلوي مغازه ايستاده بود، او ديگر از خانه به مغازه رفته بود وكارش بالا گرفته بود.

مي گويد: «من در روز 12 و گاهي 14 ساعت كار مي كردم اما خسته نمي شدم زيرا اين كار سرگرمي خوبي بود كه پس از مرگ شوهر و مادرم خلاء زندگي مرا پر مي كرد» او معتقد است بانوان ديگري كه دسترسي به طباخي دارند مي توانند چنين باشند.

بانو «اوراسيندر» نيز نظير اين كار را انجام داد، شوهرش مريض بود، ناچار بود پولي فراهم كند. او با يك فر آشپزي و ده سنت سرمايه با سفيده تخم مرغ و كمي شكر مقداري آب نبات تهيه كرد و نزديك مدرسه اي برد و به بچه ها فروخت و وعده داد كه فردا هم همين ساعت برايشان آب نبات خواهد آورد. هفتة اول چهار دلار استفاده برد، تصميم گرفت كارش را در شهر سي هزار نفري شيكاگو توسعه دهد از يك ايتاليايي كه بادام زميني مي فروخت خواهش كرد آبنبات هايش را بفروشد ولي «سيندر» نمونه اي از شيريني را به او داد. آن مرد خوشش آمد و شروع به فروش كرد. چهار سال بعد بانوي مزبور مغازه بزرگي باز كرد. شب ها شيريني مي پخت و روزها مي فروخت. اين زن امروز صاحب 17 مغازه شيريني فروشي بزرگ است. نتيجه اينكه اين دو زن به جاي نگراني و غصه عمل مثبت انجام دادند. آيا ما هنري نداريم كه از جاي كوچك شروع كنيم و غصه و نگراني به خود راه ندهيم؟ ترديدي نيست كه هر كدام ما يك هنر داريم كه اگر با جديت و پشتكار به كار ببنديم پيشرفت خواهيم كرد.

7 – هرگز قمار نكنيد

من از كساني كه اميدوارند از شرط بندي و قمار پول به دست آورند متعجب هستم. كساني را مي شناسيم كه براي امرار معاش خود افراد ساده لوحي را به دام مي اندازند تا آنها قمار كنند و اين ها از حق معيني كه از آنها مي گيرند بهره ببرند و تازه به قماربازان با ديده تحقير مي نگرند.

مردي را مي شناسم كه از معروف ترين شرط بندان آمريكا مي باشد. او خود با اطلاعات وسيعي كه در اين باره داشت مي گفت: هنوز نتوانسته است از شرط بندي پول به دست آورد (لابد به اين خاطر كه اگر مبلغي به دست مي آورد بيشترش را مي باخت)

بسا اشخاص احمقي كه ساليانه 6 ميليون دلار شرط بندي مي كنند.

شخص نامبرده به من مي گفت: «اگر دشمن داشته باشيد هيچ راهي براي نابود كردن او بهتر از اين نيست كه او را به شرط بندي (و قمار) تشويق كنيد» پرسيدم بر سر اين اشخاص چه بلايي خواهد آمد؟ گفت: «معلوم است، انسان ممكن است حتي ضرابخانه آمريكا را نيز روي شرط بندي ببازد!»

(در آئين اسلام با صراحت از قمار، اين عمل ننگين كه پول و عمر افراد را به باد مي دهد و ضربه سنگيني به پيكر اجتماع وارد مي كند نهي شده است كه بايد هر مسلماني گرد آن نچرخد، حتي قمار بازي در رديف بت پرستي قرار داده شده است!)

8 – اگر نمي توانيد وضع مالي خود را اصلاح كنيد اقلاً مي توانيد طرز فكر خود را نسبت به آن اصلاح كنيد و دلسوز خودتان باشد و دربارة آنچه كه تغيير نمي توان داد تشويش و نگراني به خود راه ندهيد. زيرا مردان بزرگي چنين مشكلاتي را در تاريخ داشته اند.

افرادي همچون لينكلن و واشنگتن پس از انتخاب شدن به رياست جمهوري امريكا براي مسافرت خود به مقر رياست جمهوري به خواسته هاي خود برسيم چرا زندگي خود را با غم و تشويش به كام خويش تلخ نماييم؟ يكي از بزرگترين فلاسفه رم مي گويد: «اگر شما به آنچه داريد قانع نيستيد از اينكه صاحب تمام دنيا هم بشويد باز بيچاره و بينوا هستيد!»

خوب بدانيد اگر ما صاحب همه كشور شويم و دورش سيم خاردار بكشيم باز هم سه وعده بيشتر غدا نمي خوريم و در يك رختخواب بيشتر نمي خوابيم.

درويش و پادشه نشينيدم كه كرده اند     بيرون از اين دو لقمه دنيا تناولي

براي رهايي از نگراني ها مالي اين دستورات را به كار بنديد:

1 – مخارج خود را روي كاغذ بياوريد.

2 – بودجه را متناسب با نيازمندي خود تنظيم كنيد.

3 – پول خود را از روي عقل و تدبير خرج كنيد.

4 – اگر درآمدتان بالا رفت دردسر خود را زياد نكنيد.

5 – در فرزندان خود حس مسئوليت نسبت به پول به وجود آوريد.

6 – اگر زن خانه داري هستيد از همان اجاق آشپزخانه كسري خرج خود را جبران كنيد.

7 – اگر نمي توانيد وضع مالي خود را اصلاح كنيد،‌ لااقل دلسوز خود باشيد و نگراني به خود راه ندهيد.

8 – هرگز قمار نكنيد.

[1] . سفينأ البحار – قصد.

برگرفته شده از كتاب غلبه بر نااميديها و نگرانيها.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار