«هم غزه هم لبنان جانم فدای اسلام»
کد خبر:۸۶۶۵۱
وقایع خوانی از قدس88 تا قدس89

«هم غزه هم لبنان جانم فدای اسلام»

اگر در روز قدس88، نوچه های شیمون پرز، به عشق جوخه های مرگ اسرائیل، شعار «مرگ بر اسرائیل» را سانسور کردند، اما در روز قدس89، فرزندان خميني رساتر و با صلابت تر از هميشه فرياد مي زند: «هم غزه هم لبنان جانم فدای اسلام»

طاهره ناطقی - شبکه خبر دانشجو؛ تحقق انقلاب اسلامي از همان آغاز با دغدغه احياي قبله اول مسلمين همراه بوده است؛ آنجا که فريادگر اسلام ناب محمدي – امام خميني (ره) - قدس را پاره تن اسلام ناميد.

مسلم است که نميتوان انقلابي را که با نام اسلام و براي حيات بخشي به آن پا گرفته است، از اتصال با وزنه بزرگي همچون قدس که از ارکان اسلام است منقطع کرد و بدون همراهي آن قدم برداشت و پيش رفت.

توجه ويژه انقلاب و امام به مسئله فلسطين و پرداختن به آن از چند منظر توجيه پذير وقابل دفاع است:

اول/ عواطف انساني و مفاهيم بلند اخلاقي و بشري حکم مي کند در شرايط ظلم مسلم يک گروه مقتدر- که به انواع سلاحها مسلح است - عليه مردمي که براي مبارزه، سلاح جان را به کف مي گيرند و از لحاظ هر گونه امکانات، در تنگنا هستند، ياريگر مستضعف باشيم.

دوم/ اسلامي که اهتمام به امور مسلمين را شرط بقا بر مسلماني برمي شمرد، اجازه نظاره کردن اندوه مسلمانان در هر جاي عالم و مهر سکوت بر لب زدن، نمي دهد.

سوم/ اين فرموده قرآن که "لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا" (خداوند تسلط کافران بر مومنين را نمي پذيرد - نساء/141) يک اصل لا يتغير است و اسلام در همه حال در برابر ذلت مسلمين در مقابل کافران، قاطع و مستحکم ايستاده است.

چهارم/ مشخصه صهيونست، دشمني ذاتي با اسلام است. يهود در جنگ احزاب مشرکين را بر خداپرستان (مسلمين) ترجيح داده و به برتري راه آنان بر خط مشي مسلمانان تصريح مي کند و اسلام را بر نمي تابد: «الم تر الي الذين اوتوا نصيبا من الکتاب يومنون بالجبت و الطغوت و يقولون للذين کفروا هولاء اهدي من الذين آمنوا سبيلا» (آيا نديدي کساني را که بهره اي از کتاب خدا به آنان داده شده به بت و بت پرستان ايمان مي آورند و در باره کافران مي گويند: آنها از کساني که ايمان آورده اند هدايت يافته ترند- نساء/ 51)

پنجم/ شايد مهمترين دليل اهميت دفاع از فلسطين مقابله با خوي استعماري صهيونيزم و ميل سيري ناپذيرش به گسترش محدوده تحت سيطره است؛ آنجا که از تشکيل خاورميانه بزرگ سخن مي گويد. موضع انفعالي در برابر او نه تنها فلسطين و قدس، بلکه جغرافياي بزرگي از کشورهاي اسلامي را تحت سلطه خود در مي آورد؛ خطري که مسلمين مظلوم در بقيه نقاط عالم همچون چين، کشمير، چچن، و ... با آن مواجه نيستند وترسي از آن جهت به خود راه نمي دهند، گرچه وظيفه حفظ شئون همه مسلمين، چه خطر گستردن جغرافياي تحت نفوذ دشمن مسلمين، باشد چه نباشد برعهده تک تک مسلمانان است.

علاوه بر منش استعماري صهيونيزم، پشتيباني و حمايت قدرتهاي استکباري ازغاصبين، نشانگر خيزش دنياي استکبار عليه مظلومين است. قدس في الواقع براي استکبار بهانه اي براي تمرين تسلط بر مستضعفان و وسيله اي براي گسترش اقتدار زور گويانه است. شايد از همين روست که رهبر بزرگ انقلاب - امام خميني- مي فرمايد:" روز قدس يک روز جهاني است، روزي نيست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفين با مستکبرين است."

نظام جمهوري اسلامي که پرچم دار مبارزه با مستکبرين عالم است و اين صفت متعالي را در سي سال استقرار خود، با دفاع از محرومين و مستضعفين جهان و به انحاء مختلف نشان داده است از آرمان متعالي نجات قدس و بيرون کشيدن پاره تن اسلام از چنگال گرگهاي گرسنه صهيون به هيچ ترتيب دست نخواهد کشيد و به تاسي از امام (ره) تا محو کامل غاصبين از جغرافياي زمين پيش خواهد رفت.

منطقا هرکس خود را به نظام اسلامي متصل مي داند و از قبل آن، براي خود، کسب اعتبار مي کند، نبايد از همراهي و حرکت براي قدس عقب بماند، در جا بزند، بهانه تراشي کند و بدتر از همه، مرزبندي جغرافيايي بر آمده ازناسيوناليسم را دستاويزي براي حذف قدس و فلسطين از دايره آرمانخواهي کند.

حادثه اي که در قدس 88 به وقوع پيوست و بر حجم سياهه فتنه گران افزود صرف نظر از آنان که ناآگاهانه در دام فتنه افتادند، نشانگر تضاد ريشه اي آرمانهاي جريان فتنه با نقاط هدف نظام مقدس جمهوري اسلامي و هواداران آن بود.

شعار "نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران" نه تنها شيوه اي از همراهي با غاصبان چندين ساله صهيونيست بود بلکه از آنجا که ايرانيت را به طرز فاحشي، بر اسلاميت ارجحيت داد، اثبات کرد که پايبندي به اسلام مورد ادعاي آقايان، تنها پوسته اي براي استتار دين ستيزي آنان است.

گرچه سران فتنه و آشوبگران اصيل درغائله خرداد 88، بارها سنگ دفاع از ارزشهاي انقلاب و همراهي با خط امام را به سينه زدند و با فريب بزرگ همراهي با آمال انقلاب، هواداران پاک و خالصي براي خود گرد آوردند، اما تقابل آشکار آنها با مسئله مهمي چون دفاع از قدس و مردم مظلوم فلسطين و تعلل آنها از اين اصل نظام، مبين اين واقعيت بود که آنها از قطار نظام - که ريل حرکت آن توسط امام طراحي شده و با درايت و دور انديشي جانشين برحقش خامنه اي عزيز از آسيب شيطنتهاي داخلي و تهاجمات فرهنگي خارجي محافظت شده است - بيرون افتاده اند و عليرغم نگاه جاذبه مدارانه رهبر عزيز انقلاب، براي هم آوايي با آن تقلايي نکرده و نمي کنند. آنها در خيال خام خود، تعادلات بين المللي و حمايت قدرتهاي بزرگ را به نفع خود ارزيابي نمودند از آن جهت، همه پلهاي پشت سر را خراب کرده و به سراب سبز پيش رو اعتماد کردند. بدين ترتيب آنها فرسنگها از انقلاب و امام ونظام دور افتادند.

اين بازي خطرناک براي فتنه گران هزينه سنگيني داشت؛ طرد ملي پس از شناخت ملت از دسيسه فتنه گران و طرد بين المللي در پي ناکامي در نيل به نقاط نشان گذاري شده از سوي طراحان خارجي.

اما اکنون که آسيبهاي جدي اين رياکاري بزرگ براي آنها غير قابل تحمل شده است در بازي ديگري تلاش مي کنند هنوز خود را در دايره نظام نشان دهند و زير بار طرد ملي نروند:

خاتمي در ديدار با جمعي از جوانان و فعالان اصلاح طلب مي گويد: «در اين مدت نيروهاي اصلاح طلب در چارچوب قانون و ضوابط اسلامي خواستار تغيير بودند و مي خواستند و مي خواهند جلوي انحرافات را بگيرند. متأسفانه كساني وجود دارند كه خود را معيار حق و باطل مي دانند و به همين دليل اگر كسي نيز با آنان مخالفت كند تبديل مي شود به فتنه گر در حالي كه ما معتقد هستيم كه قانون و ارزش هاي انقلاب و مصالح كشور و مردم معيار هستند».

وي سپس به طرز مکارانه اي ديگران را به خروج از نظام متهم مي کند و براي ممانعت از حذف، به فرار رو به جلو دست ميزند: «يك سال است كه مردم در حال دادن هزينه هستند و حتي در بسياري از جمع ها اگر برگزار شود، نمي شود از آرمان هاي انقلاب و امام دفاع كرد! ما مي خواهيم در چارچوب نظام و قانون كار كنيم اما عده اي نمي گذارند و به نظر ما آنها هستند كه از نظام خارج هستند».

وي همچنين در ديدار با اعضاي سابق اتحاديه انجمن هاي اسلامي در اروپا مي گويد: «حاکميت يک انتقاد ساده را براندازي ناميده است.»

اکنون فتنه گران براي اتصال دوباره به نظام و بهره مندي از گرماي حمايت ملي ورودي هاي مختلف نظام را مي آزمايند.

قدس يکي از وروديهاي نظام است و سران فتنه اين روز را براي حضور مجدد در موج خروشان ملت بر گزيده اند.

آنها براي تسهيل دستيابي به اين مسير به حقه ديگري به نام "آشتي ملي" متوسل شده اند و به بهانه اصالت وحدت بر تفرقه اين صوت منکر را در بوق کرده اند.

خاتمي در ديدار كميته دانشجويي سابق دبيرخانه حمايت از فلسطين چنين افاضه کرده است: «بايد ديد چگونه مي توان به وحدت رسيد و از خنثي شدن نيروها و انرژي هايي كه متأسفانه در جامعه ما بد مصرف مي شود بهتر استفاده كرد. واقعا مي شود با وجود اختلاف سلايقي كه وجود دارد نسبت به بسياري از مسائل از جمله روز قدس به تفاهمي رسيد و در جامعه جوان ما به نوعي شاهد وحدت بود.»

او سپس حرکت تهوع آور قدس 88 را پس از يک سال سکوت معنا دار و همراهي تلويحي، تقبيح مي کند، و با گستاخي تمام در مقوله فلسطين اظهار نظر مي کند: «مسئله يا ايران يا فلسطين برداشت غلطي است. روز قدس نماد حمايت از حق و مبارزه با ظلم، تجاوز و اشغال است. روز قدس به تشخيص و اعلام حضرت امام خميني و قبول ملت به عنوان نماد حمايت از حق و مبارزه با ظلم، تجاوز و اشغال و سركوب و آوارگي در آخرين روزهاي ماه مبارك رمضان تعيين شده است. بنابراين جانبداري از فلسطين براي ما يك اصل اسلامي، انساني و حقوق بشري است.»

علي اكبر محتشمي پور نيز در سخناني تصريح مي کند: «معناي حديث حب الوطن من الايمان عشق و علاقه به سرزمين اسلامي است و در غير اين صورت اگر مسائل ناسيوناليستي مطرح شود، شرك است. لذا اگر عشق به وطن اسلامي را كه از آفريقا تا چين را در بر مي گيرد پايه گذاري كنيم فلسطين وطن همه ما خواهد بود».

و همه اين دلسوزي ها براي قدس درحالي مکارانه مطرح مي شوند که دشمنان اصلي فلسطين از همکاري فتنه گران اينگونه ذوق زده اند:

نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونستي مي گويد: «اصلاح طلبان بزرگ ترين سرمايه اسرائيل هستند.»

شيمون پرز هم تصريح ميکند: «آنها (فتنه گران) به نيابت از ما با جمهوري اسلامي مي جنگند.»

در حاليکه شعارها و حرکات هنجار شکنانه فتنه گران در آن روز تلخ جراحت تازه اي به قلب زخمي فلسطين و لبنان وارد کرد، سکوت و انفعال سوال برانگيز برخي شخصيتها بر ابهام اين موج فتنه انگيز مي افزود.

اما امروز که التهاب آن روزها فروکش کرده و ملت به مدد بصيرت افزايي حوادث سخت، درک مسئولانه تري از قدس يافته است برخي اظهار نظرها به نظر تاثير چنداني بر بيداري ملت ندارند و صرفا براي خالي نبودن عريضه بيان مي شوند:

آيت الله هاشمي در تازه ترين اظهار نظر، مواضع خود را در باب روز قدس چنين بيان مي کند: «راه مقابله با چنين رژيمي، تداوم مبارزات مردمي است. مبارزاتي كه در داخل، وحدت همه گروههاي فلسطيني را بدون تكيه بر حس ناسيوناليستي عربي و با محوريت اسلام مي‌طلبد و در خارج از سرزمين‌هاي اشغالي هم به كمك‌هاي مادي و معنوي حكومت‌هاي اسلامي و حمايت‌هاي مسلمانان نيازمند است. حمايت مسلمانان نيز راههاي مختلفي دارد كه يكي از مؤثرترين راهها، حضور آنان در راهپيمايي روز قدس است. روزي كه با نزديك شدن به آن، تمام پايه‌هاي رژيم نامشروع اسرائيل مي‌لرزد كه اگر حضور مردم مسلمان جهان در راهپيمايي آخرين جمعه ماه مبارك رمضان معنادار باشد، تا مدتها، پس‌لرزه‌هاي آن آرامش و آسايش رژيم صهيونيستي و حاميان آن را خواهد گرفت.»

وظيفه ما در قدس89

امروز که اندوخته اي از تجربه هاي گران قدر فتنه 88 همراه ماست بايد براي پاسداشت اين روز مقدس و اثر بخشي برجسته تر اين روز، راهکارهاي حساب شده اي در پيش بگيريم:

1- افزايش جنايتهاي رژيم صهيونيستي نسبت به مسلمانان غزه در محاصره اقتصادي، حمله به کاروان کمک رسان به غزه، ادامه شهرک سازي ها و آوارگي بيش از پيش مردم فلسطين، و کشتار روزانه زنان وکودکان و... حکم مي کند همه وفاداران به آرمان هاي مقدس نظام اسلامي حضور پرشکوهتر از سالهاي پيش در روز قدس به عمل آورند و شعارهاي مرگ بر اسرائيل و مرگ بر آمريکا را با حنجره هاي گداخته تر و شور و حرارت انقلابي و ظلم ستيز سر دهند.

2- ضروريست از ورود سران فتنه در صفوف مدافعين حقوق فلسطين ممانعت شود. آنها خارج از نظامند و هيچ نقطه اتصالي با نظام و ملت و امام ندارند.

" آشتي ملي" حربه ايست که آنها براي حضور همراه مردم به آن تمسک مي جويند اما بايد در نظر داشت که وحدت بنابر آنچه رهبر حکيم انقلاب به صراحت بيان فرمودند بر مبناي اصول معنا پيدا مي کند و براي آنها که با حرکات رذيلانه در يک ساله اخير، به واسطه زير پا گذاشتن اصول، از قطار نظام به دره هلاکت پرت شده اند وحدت نامفهوم است.

فلسطين و قدس از اصول نظام است و اين اصل مسلم با ناجوانمردانه ترين شيوه از سوي فتنه گران به تمسخر گرفته شد اما سران فتنه گر موضع مناسبي در برابر اين ظلم آشکار اتخاذ نکردند.

بنابراين اساسا موضعي براي اتحاد سران فتنه با نظام وجود ندارد و از آنجا که صدماتي که سران فتنه به آرمان فلسطين وارد کرده اند با هيچ منطقي قابل اغماض نيست، آنها حق ندارند در بين صفوف ملت حاضر شوند.

3- بايد با حضور نوچه هاي فتنه گر و اراذل اجاره اي، هوشيارانه برخورد شود و از طرح شعارهاي بر هم زننده قداست و اهميت اين روز ازسوي آنها، ممانعت شود. برخي سران فتنه و برخي سايتهاي حامي فتنه در تحرکات رسانه اي روزهاي اخير طرح مجدد شعارهاي سال قبل را به دنباله هاي فتنه پيشنهاد کرده اند.

دیگر برای همگان روشن است، کسانی که دغدغه شان حضور در پاتوق ها و پارتی هاي شبانه میدان قدس و تجریش و ونک است، روز قدس را يک «پيک نيک سياسي» می دانند؛ پیک نیکی که امسال برایشان با حسرتی سرد همراه است.

توجه به بازتاب شعارهاي انحرافي روز قدس سال 88 اهميت مقابله سرسختانه با اندک اخلالگران را روشن مي کند.

سيدحسن نصرالله، دبيرکل حزب‌الله لبنان در پيامي پس از انتخابات 88 به حوادث پس از انتخابات ايران اشاره و تصريح مي کند: «شعار نه غزه، نه لبنان اثر منفي زيادي داشته بويژه که رسانه‌ها و ماهواره ‌هاي غربي اين شعار را براي ايجاد ذهنيت منفي پوشش مي‌دهند. مردم لبنان از ايران انتظار ندارند که اگر اسرائيل عليه لبنان جنگ به‌پا کرد مردم ايران به آنها کمک کنند، اما مردم لبنان لحظه‌اي که اسرائيل به ايران حمله کند، آنها لحظه‌شماري مي‌کنند نخستين کساني باشند که عليه اسرائيل وارد جنگ مي‌شوند».

این فرزند دلیر امام خمینی چنين ادامه مي دهد: «بعد از انتخابات در ايران اتفاقات ناگواري افتاد که موجب خون ‌دل و عزاي ما شد و بسياري افراد از سراسر جهان تماس گرفته و گريه مي‌کردند چون ما هويت خودمان را با هويت نظام جمهوري اسلامي يکسان مي‌دانيم»./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار