ترويج زندگي اشرافي پس از جنگ
دكتر محمدصادق كوشكي، گروه انديشه «شبكه خبر دانشجو»؛ طيف جديدي بعد از جنگ يک دفعه يادشان آمد که از اروپا برگردند و بعدها شدند کارگزاران سازندگي. يک مقدار از دانشجوياني که به حوزه فقاهت نزديک بودند، آمدند و دولت آقاي هاشمي دولت کار و سازندگي بود و توليد و کار شعارشان بود. و مقدار کمي هم از طيف عدالت خواه که اسلامشان را از شريعتي گرفته بودند، ديدند که هوا پس است و ديگر قدرت دستشان نمي آيد يواشکي وارد شدند. نظير الويري، نايب رئيس مجلس دوم. آن قدر شديد عدالت خواه بود که ميگفتند: تو کمونيستي. يکدفعه آمد و دبير شوراي مناطق آزاد شد، صد و هشتاد درجه تحوّل.
هدف آقاي هاشمي چه بوده؟ خيانت به مملکت؟ دزدي؟ خير! ايشان تصوّري که از حکومت مطلوب و انقلاب داشت اين بود که جامعه اي بسازيم شبيه سوئيس يا ژاپن که مردمش پنج وعده نماز هم بخوانند. آخر چه عيبي دارد؟! چرا همه اش مسلمانان بدبخت هستند؟! چرا همه اش مسلمانان لباسهاي وصله دار بپوشند و گرسنه باشند. ماشينها، خانه هاي آينه کاري، لباسهاي خوب، و… داشته باشند و پنج وعده هم نماز بخوانند. چه از اين بهتر؟ جاي جاي خاطرات سفر آقاي هاشمي به اروپا اين حسرت ديده مي شود.
مدلهاي توسعهاي را کپي و اينجا پياده کردند. اين مدلهاي توسعه را تيم «رستو» در 1950، بعد از جنگ جهاني دوم تهيه کرده بودند. آن ها از مشهورترين متفکرين توسعه هستند. کتاب «تغييرات اجتماعي و توسعه» تفکرات توسعه اي دهه شصت آمريکا در مورد توسعه را نشان مي دهد. الگوي موفقش مالزي و کره جنوبي و کشورهاي جنوب شرقي آسيا و الگوي ناموفقش هم ايران و مصر و ترکيه!
اتّفاقي که در آن سالها مي افتد، به تعبير جامعه شناسي تغيير ارزشهاست. در جامعه اي که تا مدتي قبل مستکبر بودن و سرمايه دار بودن ضد ارزش است. توهين و ناسزا به جامعه مصرف گرا خطاب مي شود. دهه60 را عرض ميکنم، تلويزيون پر است از برنامه هايي که ويژگي هاي جامعه مصرف گرا را نشان مي دهد که مثلاً کوکاکولا مي خورند. يادم هست تلويزيون برنامه هايي را از گروه اقتصاد پخش مي کرد (سال 65 و 66) نشان مي داد يک عده از غربي ها دارند کوکاکولا مي خورند و بعد مي گفتند که اين جامعه مصرف گراست و اين ويژگي هاي منفي را دارد.
وقتي يک دفعه در اين جامعه تفکر توسعه اي که الگوي ناقصي از توسعهي غربي بود -آن هم توسعه اي که بعد از جنگ جهاني دوم پديد مي آيد – حاکم مي شود، نتيجه اش اين مي شود که بايد ارزشهاي جامعه عوض شود و جامعه بايد به سوي توليد سوق داده شود، اولين قدم در راه توليد، تبليغات است. اين تبليغات وقتي که شروع مي شود، اول براي کالاهاي توليد داخل است. براي ما خيلي قبيح بود که تلويزيون جمهوري اسلامي تبليغات بازرگاني داشته باشد، آگهي داشته باشد، خيلي قبيح بود.
آقاي محمّد هاشمي مسئول صدا و سيما آمده بود، از او سئوال کرديم چرا شما تبليغات پخش مي کنيد؟ «مي خواهيم توليد داخل را تشويق کنيم. مگر شما نمي گوييد خودکفايي؟ براي خودکفايي بايد توليد داخل تشويق شود» کلي دليل آورد که بله! اين تبليغات ما باعث شده که مردم کالاهاي ايراني را بيشتر بخرند و کالاهاي خارجي را نخرند و شما که اينجوري مي کنيد با توليد داخل مخالف هستيد و… ! نشان به آن نشاني که همان تلويزيون کالاهاي مصرفي خارجي را هم تبليغ کرد و هيچ اتّفاقي هم نيفتاد.
روند تبليغات به عنوان اولين گام سرمايه داري روندي اجتناب ناپذير است. يعني کسي نميتواند بگويد من اقتصاد سرمايه داري را مي خواهم، توسعهي غربي را مي خواهم ولي بدون تبليغات. اصلاً امکان ندارد. اين دو تا لازم و ملزوم همديگرند. يکدفعه در خيابانها تابلوهاي تبليغاتي دانه دانه بالا ميرفت. خوب اين نتيجه اش چه شد ؟ نتيجه اش اين شد که مسابقه اي در سطح جامعه براي تغيير ارزشها پديد آمد.
عامه ي مردم مي ديدند اگر تا ديروز شکل خاصي از زندگي ارزش است و دربارهاش تبليغ مي شود امروز نه تنها آن شکل خاص تبليغ نمي شود بلکه کاملاً مغاير آن دارد مطرح ميشود. مثلاً خانه يک کارمند را نشان مي دهد، کارمندي که هشت اَش گرو نه اش است، مبل هم دارد. يادم هست که همان موقع از آقاي محمد هاشمي پرسيديم در نود درصد برنامه ها مبل است! حتي آدمهاي فقير هم مبل دارند، آشپزخانه Open دارند، آباژور دارند، مگر جامعه ما اينجوري است؟ آقاي محمد هاشمي گفت: «علتش مشکل فني است، اين دوربين ها سه پايه دارد!» همه خنديدند.
جواب نداشت بدهد. وقتي در رسانه رسمي زندگي اشرافي تزريق مي شود، خوب چرا مردم به اين سمت نروند؟ نماد شد. همين جور اين حرکت به سمتي رفت که مردم حس کردند که مسابقه است و در اين مسابقه نبايد عقب بيفتند! فکر همه را جا به جا کردند! يک خانواده نرمال را که در نظر بگيريد، مي بينيد از پس هزينه هايش بر نمي آيد و احساس سرشکستگي مي کند. پدر خانواده در قبال فرزندانش که چرا تلويزيون رنگي 29 اينچ ندارد، چرا فلان مدل ماشين را ندارد، چرا در بانک حساب ندارد، احساس سرشکستگي مي کند. منبع: تريبون مستضعفين/انتهاي پيام/