برای چه انقلاب کردیم؛ برای انقلاب چه کردیم؟!
کد خبر:۸۶۷۹۷
نگاهی به چيستي انقلاب اسلامي؛

برای چه انقلاب کردیم؛ برای انقلاب چه کردیم؟!

مردم قيام كردند، قدرت را از يكي گرفتند و به ديگري دادند؛ سهم نسل من و بعدي‌ها از انقلاب اسلامي همين‌هاست.  شايد بدان جهت كه مسئولين حفظ و بسط انقلاب چيزي بيشتر از اين ارائه ندادند! يا شايد خودشان اصلا درك درستي از اتفاقات آن سال‌ها ندارند و شايد هم داشتند ولي امروز از دست داده‌اند.

سيدمحمدمهدي پوريزدان پرست، گروه انديشه «شبكه خبر دانشجو»؛ سهم نسل ما از گذشته نه چندان دور خود، خاطرات و تصاوير پدران و مادران، كتب گوناگون و برنامه هاي تلويزيوني است. اين يعني گذشته هاي ما مثل هم  هستند: ملي شدن صنعت نفت، نهضت تنباكو و انقلاب. مردم قيام كردند، قدرت را از يكي گرفتند و به ديگري دادند. فكر هم نمي كنيم بيشتر از اين باشد!

كتاب‌ها و فيلم‌ها و خاطرات همين را نشان مي دهد. سهم نسل من و بعدي‌ها از انقلاب اسلامي همين‌هاست.  شايد بدان جهت كه مسئولين حفظ و بسط انقلاب چيزي بيشتر از اين ارائه ندادند! يا شايد خودشان اصلا درك درستي از اتفاقات آن سال‌ها ندارند و شايد هم داشتند ولي امروز از دست داده‌اند.

اگر انقلاب به معني براندازي حكومت كراواتي‌ها و جايگزيني آخوندها و تسبيح به دستان باشد منطقا گروه‌هاي مختلف وفادار به گفتمان انقلاب از كارگيل كشمير تا حماس فلسطين، همه قدرت طلباني فرض مي شوند كه بدنبال كسب قدرت آن هم با ابزار مردم هستند! تفاوت‌شان را هم بايد در ظاهر و قيافه شان با رقباي‌شان جستجو كرد! ليكن اين فرض غلطي است اگر چه برخي مقدس‌نماها از قِبَل اين انقلاب به آلاف والوفي رسيده اند. انقلاب را چگونه بفهميم؟! آيا انقلاب قيام براي بدست گرفتن قدرت است؟!

انقلاب از ريشه قلب است؛ يعني تحول، با اين حساب انقلاب اسلامي را بايد تحولي اسلامي ناميد؛ اما كدام اسلام؟! تحول اسلامي در عصر حاضر ابتدا در فردي به نام روح الله خميني بروز كرد. او با پذيرش و ايمان به يكي از انواع اسلام‌ها كه خود اسلام نابش مي خواند پا در راه مبارزه‌اي نفس‌گير گذاشت كه شروعش از جغرافياي ايران بود. روش مبارزه وي تشكيل گروه‌هاي چريكي، مبارزه ديپلماتيك يا مبارزه انتخاباتي نبود. او انسان‌ها را به روشي براي زندگي مي خواند، او نوع ديگري از زندگي را معرفي مي كرد.

حاكمان اسلامي وجود خود را در گرو وابستگي به قدرت‌ها يافته بودند. مردم رعايايي بي ارزش به حساب مي آمدند. سال‌ها در عالم يك نوع زندگي عرضه مي شد؛ يك نوع پوشيدن، يك نوع خوردن، يك نوع لذت بردن و يك نوع نگاه كردن به عالم. در اين فضا يا بايد خود را با زندگي جديد وفق بدهي و براي تامين احتياجات آن به ظلم تن دهي و به مستكبرين بپيوندي يا بسان حيوانات دست پرورده در آموزشگاه‌هاي تربيت صنعتي انسان‌ها چگونه مدرن بودن را ياد بگيري و با استانداردهاي مدرن مطابق شوي و سپاسگزار نان شبي باشي كه از كَرَم خان به تو مي رسد.

اگر در باشگاه گرگ‌هاي تيزدندان عضو مي شدي مي توانستي از لقب‌هاي برازنده استفاده بري و با ژست‌هاي متمدنانه نقشه تسخير جهان را در ذهن خود بپروراني. حق داشتي براي طلب قدرت دست به هر عملي بزني، هر كاري بكني، هر جا هم كه منافع اجازه مي داد با ديگر گرگ‌هاي متمدن وارد جنگ شوي؛ حتي اگر تمام عالم گرفتار مي شد و ده‌ها ميليون نفر از ساكنين كره خاكي كشته مي شدند!

يا مي بايست بعنوان حاكمان درجه دوم زير يوغ حيوانات بزرگتر قرار مي گرفتي و نوچه مي شدي؛ در اين صورت حق داشتي كه  لقب‌هايي چون كليدداران كعبه و خادم‌الحرمين را يدك بكشي و پس از اقامه نماز هاي 60 گانه، از مسجد به درون حرم‌سرا بروي و با حوريان زميني به گفتگو بپردازي!

اگر مشكلي هم داشتي و يا كسي با تو مخالفت كرد با چراغ سبز بزرگترهاي متمدن‌تر و در خفاي تبليغاتي كه برايت فراهم مي كردند كشتارگاهي كوچك يا بزرگ راه بياندازي تا پيام لطفا خفه شويد را بصورت متمدنانه به گوش همه برساني! در اين باشگاه درجه يك و دو وجود دارد اما اگر توي درجه دو زياده خواهي يا به بزرگترت بي‌احترامي كني داغي بر پشتت مي نهادند تا بياد آوري كه مارك كجا بر گرده‌ات خورده!

امام آمد...

با آمدن امام نمونه يك انسان متحول اسلامي مشاهده شد. الگويي براي تحول گوناگون من‌هاي متفاوت در عالم. من‌هايي كه از او آموخت «الله اكبر» او خدا را بزرگ‌تر مي دانست از هر چيز و به ما نيز چنين فهماند! خدا بزرگ‌تر است از آمريكا و انگليس، از توپ و تفنگ و ناو و جنگنده هم، و اين دوباره‌يابي رابطه خود و خدا، شروع تحول بزرگ اسلامي بود. مردم بعد از سال‌ها با اسلامي روبرو شده بودند كه خدا را واقعا بزرگ‌ترين مي دانست و روشي را كه آن بزرگ‌ترين براي زندگي ارائه داده بود بهترين روش .خميني به ما ياد داد جز در برابر خدامان سجده نكنيم، بنده آمريكا نباشيم، بنده دنيا نباشيم، بنده خودمان هم نباشيم!

اين البته به مذاق شياطين انساني و جني خوش نيامد. آنها نيز آمدند تا به خميني بفهمانند كه بايد در برابر چه كسي سجده كند، اما كار از كار گذشته بود. امام به ما آموخت كه براي اينكه خدا بزرگ بماند بايد بزرگي مدعيان كبير بودن، همان مستكبران عالم، نابود شوند:

«ما درصدد خشكاندن ريشه‌هاي فاسد صهيونيسم، سرمايه‌داري و كمونيسم در جهان هستيم. ما تصميم‌ گرفته‌ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ نظام‌هايي را كه بر اين سه پايه استوار گرديده‌اند نابود گردانيم و نظام اسلام رسول‌الله (ص) را در جهان استكبار ترويج نماييم و دير يا زود ملت‌هاي دربند شاهد آن خواهند بود ما با تمام وجود از گسترش باج‌خواهي و مصونيت كارگزاران آمريكايي حتي اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد، جلوگيري مي‌كنيم.»/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار