سوگند به غير خداوند
کد خبر:۸۷۰۴۰
مرزهاى توحيد و شرك

سوگند به غير خداوند

وقتى به سنّت پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله دقت مى‏كنيم، مشاهده مى‏كنيم كه ايشان به غيرخداوند نيز قسم‏خورده‏اند.

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ آيا سوگند به غير خداوند، مانند پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم، قرآن، كعبه و ساير مقدسات جايز است يا نه؟

با جستجو در قرآن كريم، به آياتى بر مى‏خوريم‏كه خداوند به مخلوقات خود قسم ياد كرده است.

به عنوان نمونه، تنها در سوره شمس، هشت مورد قسم به مخلوقات وجود دارد، كه عبارتند از:

شمس (خورشيد)، ضحاها (هنگام طلوع خورشيد)، قمر (ماه)، نهار (روز)، ليل (شب)، سماء (آسمان)، ارض (زمين) و نفس انسان. «شمس 1- 7»

همچنين در سوره‏هاى نازعات، مرسلات، طارق، قلم، عصر و بلد، سوگندبه غير خداوند به كار رفته است. علاوه بر سوره‏هاى فوق، در آيات ديگرى نيز سوگند به مخلوقات الهى‏ ياد شده است، كه به چند نمونه از آنها اشاره مى‏كنيم:

وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ* وَ طُورِ سِينِينَ* وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ). «تين/ 31»

«قسم به انجير و زيتون [يا قسم به سرزمين شام و بيت المقدس‏].

و سوگند به طور سينين. و قسم به اين شهر امن [مكه‏]».

وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‏* وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى). «ليل/ 1- 2»

«قسم به شب در آن هنگام كه (جهان را) بپوشاند. و قسم به روز هنگاميكه‏تجلى كند».

وَ الْفَجْرِ* وَ لَيالٍ عَشْرٍ* وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ* وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ). «فجر/ 1- 4»

«به سپيده دم سوگند. و به شبهاى دهگانه. و به زوج و فرد. و به شب، هنگامى كه [به سوى روشنايى روز] حركت مى‏كند».

وَ الطُّورِ* وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ* فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ* وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ* وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ* وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ). «طور/ 1- 6»

«سوگند به كوه طور، و كتابى كه نوشته شده، در صفحه‏اى گسترده، و سوگند به بيت المعمور، و سقف برافراشته، و درياى مملوّ و برافروخته».

لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ). «حجر/ 72» «سوگند به جان تو، اينها در مستى خود سرگردانند».

در صورتيكه قسم به غير خداوند شرك و قبيح باشد، با آنكه خداوندشرك را به فحشا توصيف نموده است، چگونه ممكن است اين عمل، از خداوند سرزده باشد؟

وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ). «اعراف/ 28»

«و هنگامى كه كار زشتى انجام مى‏دهند مى‏گويند: «پدران خود را بر اين عمل‏يافتيم و خداوند ما را به آن دستور داده است.» بگو! خداوند [هرگز] به كار زشت فرمان نمى‏دهد. آيا چيزى به خدا نسبت مى‏دهيد كه نمى‏دانيد؟!»

فعل قبيح و ناپسند، از هر كس قبيح است و فرقى بين خالق و مخلوق نيست. بر طبق آيات مذكور، چنانچه قسم به غير خداوند داراى هدفى عقلايى‏باشد، بى اشكال بوده و جايز است.

غالباً، هدف خداوند از قسم خوردن به موجودات، توجه دادن انسانها به اسرار نهفته در آنها و سعى در كشف اسرار درونى موجودات است. اما هدف ازقسم خوردن انسانها به امور مقدس، علاوه بر اشاره به قداست آنها، ترغيب و تشويق يا ترساندن و برحذر داشتن و يا جلب اعتماد طرف مقابل است.

از سوى ديگر، وقتى به سنّت پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم دقت مى‏كنيم، مشاهده مى‏كنيم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به غيرخداوند قسم‏خورده‏اند. به عنوان نمونه:

در صحيح مسلم از ابوهريره روايت شده است: مردى به محضر رسول‏خداصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم رسيد و سئوال كرد كدام صدقه، اجر و ثواب بيشترى دارد؟ حضرت پاسخ‏داد:

 «اما «و ابيك»، لتنبأنّه أن تصدّق و انت صحيح شحيح تخشى الفقر و تأمل البقاء». «صحيح مسلم: 3/ 94، كتاب زكات، باب «أفضل الصدقة»» «سوگند به پدرت! صدقه‏اى كه در حال تندرستى، با شور و شوق، ترس از فقر و آرزوى طول عمر بپردازى، فضيلت بيشترى دارد».

همچنين در حديث ديگرى به نقل از طلحة ابن عبداللّه آورده است: مردى از منطقه نجد خدمت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم رسيد و در مورد [احكام‏] اسلام سؤال كرد. حضرت پاسخ دادند:

نمازهاى پنج‏گانه را در شبانه روز بجاى آر. مرد گفت:

آياوظيفه [ديگرى نسبت به نماز] دارم؟

حضرت پاسخ داد: نه! ... مگر اينكه خودت مايل باشى؛ و نيز روزه ماه‏رمضان را بگير. مرد گفت: آيا وظيفه ديگرى [نسبت به روزه‏] دارم؟

حضرت پاسخ داد: نه! ... مگر آنكه خودت مايل باشى؛ و زكات بپرداز. مرد گفت: آيا غير از زكات وظيفه‏اى دارم؟

حضرت فرمود: نه! ... مگر اينكه خودت مايل باشى.

آن مرد در حاليكه مى‏رفت، با خود مى‏گفت: به خدا قسم! بر اين دستورات‏نه چيزى اضافه مى‏كنم و نه از آنها چيزى مى‏كاهم.

پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود: «سوگند به پدرش! اگر چنين كند، به سعادت خواهد رسيد». و يا فرمود: «سوگند به پدرش! اگر چنين كند، وارد بهشت خواهد شد» «صحيح مسلم: 1/ 32، كتاب ايمان، باب «الإسلام ما هو وبيان خصاله»».

در اين زمينه احاديث ديگرى وجود دارد كه به جهت طولانى نشدن سخن، از ذكر آنها خوددارى مى‏كنيم.

در سنن نسايى از ابن عمر روايت شده است كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود: «من حلف بغير اللّه فقد اشرك». «سنن نسايى: 7/ 8» «هر كس به غير خداوند قسم ياد كند، مشرك است»

با توجه به اين حديث، چگونه مى‏توان قسم به غير خداوند را جايز دانست؟

پاسخ آن است كه، پيامبر در اين حديث، به قسم خاصى كه در آن عصررواج داشته و به بتهايى مانند لات و عزى قسم مى‏خورده‏اند، نظر دارند. مؤيد اين مدعى، روايتى است كه خود كتاب سنن‏نسايى از پيامبر اسلام صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نقل كرده است:

«من حلف فقال فى حلفه باللات و العزى فليقل لا اله الّا اللّه». «همان» «هر كس به لات و عُزّى سوگند خورد، فوراً بگويد لا اله الّا اللّه».

در روايت ديگرى از پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آورده است: «لا تحلفوا ب‏آبائكم و لا بامّهاتكم و لا بالانداد». «همان» «به پدران و مادران و بت‏ها، سوگند نخوريد».

حديث نخست نشان مى‏دهد كه هنوز رسومات جاهلى در برخى افراد وجود داشته و آنان به بت‏ها و اصنام قسم مى‏خورده‏اند كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم براى از بين بردن اين روحيات، دستور دادند بعد از قسم به بت‏ها، كلمه «لا اله الّا اللّه» را بر زبان جارى سازند.

حديث دوم نيز بيانگر اين نكته است كه منع پيامبرصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از قسم خوردن به پدران و مادرانشان، به دليل مشرك بودن آنهاست. مؤيد اين مدعى، در پى آوردن‏كلمه «انداد» است كه به معناى بت‏ها و اصنام مى‏باشد.

بسيارى از فقها، قسم به غير خداوند را جايز دانسته‏اند، اما در مورد وجوب كفاره در صورت شكستن قسم اختلاف نظر دارند. به عبارت ديگر؛ فقها در اصل جواز قسم به غير خداوند اتفاق نظر دارند، اما در مورد منعقد شدن و كفّاره قسم اختلاف نموده‏اند. به عنوان مثال؛ ابن قدامه مى‏گويد:

 «قسم به قرآن يا به آيه‏اى از آن و يا به كلام خداوند، قسم محسوب شده و منعقد مى‏شود و در صورت شكستن آن، كفاره واجب است.

نظر ابن مسعود، حسن، قتاده، مالك، شافعى، ابوعبيد و تمام اهل بيت نيز همين است.

ابو حنيفه گفته است: قسم به اصحاب پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم، قسم‏شمرده نميشود و كفاره ندارد». «المغنى: 11/ 193، كتاب اليمين»

ابن قدامه در جاى ديگر مى‏نويسد: «سوگند خوردن به انبياء و ساير مخلوقات الهى منعقد نميشود و با شكستن‏آن، كفاره واجب نيست. نظر اكثر فقها و ظاهر كلام خرقى نيز همين‏گونه است. اصحاب ما [اهل سنت‏] گفته‏اند: قسم‏ به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم، قسم محسوب شده و موجب كفاره است». «همان: 11/ 209»

البته فقهاء اتفاق نظر دارند كه رفع خصومت در نزد قاضى جز با قسم به خداوند ممكن نيست.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار