سوگند به غير خداوند
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ آيا سوگند به غير خداوند، مانند پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم، قرآن، كعبه و ساير مقدسات جايز است يا نه؟
با جستجو در قرآن كريم، به آياتى بر مىخوريمكه خداوند به مخلوقات خود قسم ياد كرده است.
به عنوان نمونه، تنها در سوره شمس، هشت مورد قسم به مخلوقات وجود دارد، كه عبارتند از:
شمس (خورشيد)، ضحاها (هنگام طلوع خورشيد)، قمر (ماه)، نهار (روز)، ليل (شب)، سماء (آسمان)، ارض (زمين) و نفس انسان. «شمس 1- 7»
همچنين در سورههاى نازعات، مرسلات، طارق، قلم، عصر و بلد، سوگندبه غير خداوند به كار رفته است. علاوه بر سورههاى فوق، در آيات ديگرى نيز سوگند به مخلوقات الهى ياد شده است، كه به چند نمونه از آنها اشاره مىكنيم:
وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ* وَ طُورِ سِينِينَ* وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ). «تين/ 31»
«قسم به انجير و زيتون [يا قسم به سرزمين شام و بيت المقدس].
و سوگند به طور سينين. و قسم به اين شهر امن [مكه]».
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى* وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى). «ليل/ 1- 2»
«قسم به شب در آن هنگام كه (جهان را) بپوشاند. و قسم به روز هنگاميكهتجلى كند».
وَ الْفَجْرِ* وَ لَيالٍ عَشْرٍ* وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ* وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ). «فجر/ 1- 4»
«به سپيده دم سوگند. و به شبهاى دهگانه. و به زوج و فرد. و به شب، هنگامى كه [به سوى روشنايى روز] حركت مىكند».
وَ الطُّورِ* وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ* فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ* وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ* وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ* وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ). «طور/ 1- 6»
«سوگند به كوه طور، و كتابى كه نوشته شده، در صفحهاى گسترده، و سوگند به بيت المعمور، و سقف برافراشته، و درياى مملوّ و برافروخته».
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ). «حجر/ 72» «سوگند به جان تو، اينها در مستى خود سرگردانند».
در صورتيكه قسم به غير خداوند شرك و قبيح باشد، با آنكه خداوندشرك را به فحشا توصيف نموده است، چگونه ممكن است اين عمل، از خداوند سرزده باشد؟
وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ). «اعراف/ 28»
«و هنگامى كه كار زشتى انجام مىدهند مىگويند: «پدران خود را بر اين عمليافتيم و خداوند ما را به آن دستور داده است.» بگو! خداوند [هرگز] به كار زشت فرمان نمىدهد. آيا چيزى به خدا نسبت مىدهيد كه نمىدانيد؟!»
فعل قبيح و ناپسند، از هر كس قبيح است و فرقى بين خالق و مخلوق نيست. بر طبق آيات مذكور، چنانچه قسم به غير خداوند داراى هدفى عقلايىباشد، بى اشكال بوده و جايز است.
غالباً، هدف خداوند از قسم خوردن به موجودات، توجه دادن انسانها به اسرار نهفته در آنها و سعى در كشف اسرار درونى موجودات است. اما هدف ازقسم خوردن انسانها به امور مقدس، علاوه بر اشاره به قداست آنها، ترغيب و تشويق يا ترساندن و برحذر داشتن و يا جلب اعتماد طرف مقابل است.
از سوى ديگر، وقتى به سنّت پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم دقت مىكنيم، مشاهده مىكنيم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به غيرخداوند قسمخوردهاند. به عنوان نمونه:
در صحيح مسلم از ابوهريره روايت شده است: مردى به محضر رسولخداصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم رسيد و سئوال كرد كدام صدقه، اجر و ثواب بيشترى دارد؟ حضرت پاسخداد:
«اما «و ابيك»، لتنبأنّه أن تصدّق و انت صحيح شحيح تخشى الفقر و تأمل البقاء». «صحيح مسلم: 3/ 94، كتاب زكات، باب «أفضل الصدقة»» «سوگند به پدرت! صدقهاى كه در حال تندرستى، با شور و شوق، ترس از فقر و آرزوى طول عمر بپردازى، فضيلت بيشترى دارد».
همچنين در حديث ديگرى به نقل از طلحة ابن عبداللّه آورده است: مردى از منطقه نجد خدمت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم رسيد و در مورد [احكام] اسلام سؤال كرد. حضرت پاسخ دادند:
نمازهاى پنجگانه را در شبانه روز بجاى آر. مرد گفت:
آياوظيفه [ديگرى نسبت به نماز] دارم؟
حضرت پاسخ داد: نه! ... مگر اينكه خودت مايل باشى؛ و نيز روزه ماهرمضان را بگير. مرد گفت: آيا وظيفه ديگرى [نسبت به روزه] دارم؟
حضرت پاسخ داد: نه! ... مگر آنكه خودت مايل باشى؛ و زكات بپرداز. مرد گفت: آيا غير از زكات وظيفهاى دارم؟
حضرت فرمود: نه! ... مگر اينكه خودت مايل باشى.
آن مرد در حاليكه مىرفت، با خود مىگفت: به خدا قسم! بر اين دستوراتنه چيزى اضافه مىكنم و نه از آنها چيزى مىكاهم.
پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود: «سوگند به پدرش! اگر چنين كند، به سعادت خواهد رسيد». و يا فرمود: «سوگند به پدرش! اگر چنين كند، وارد بهشت خواهد شد» «صحيح مسلم: 1/ 32، كتاب ايمان، باب «الإسلام ما هو وبيان خصاله»».
در اين زمينه احاديث ديگرى وجود دارد كه به جهت طولانى نشدن سخن، از ذكر آنها خوددارى مىكنيم.
در سنن نسايى از ابن عمر روايت شده است كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود: «من حلف بغير اللّه فقد اشرك». «سنن نسايى: 7/ 8» «هر كس به غير خداوند قسم ياد كند، مشرك است»
با توجه به اين حديث، چگونه مىتوان قسم به غير خداوند را جايز دانست؟
پاسخ آن است كه، پيامبر در اين حديث، به قسم خاصى كه در آن عصررواج داشته و به بتهايى مانند لات و عزى قسم مىخوردهاند، نظر دارند. مؤيد اين مدعى، روايتى است كه خود كتاب سنننسايى از پيامبر اسلام صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نقل كرده است:
«من حلف فقال فى حلفه باللات و العزى فليقل لا اله الّا اللّه». «همان» «هر كس به لات و عُزّى سوگند خورد، فوراً بگويد لا اله الّا اللّه».
در روايت ديگرى از پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آورده است: «لا تحلفوا بآبائكم و لا بامّهاتكم و لا بالانداد». «همان» «به پدران و مادران و بتها، سوگند نخوريد».
حديث نخست نشان مىدهد كه هنوز رسومات جاهلى در برخى افراد وجود داشته و آنان به بتها و اصنام قسم مىخوردهاند كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم براى از بين بردن اين روحيات، دستور دادند بعد از قسم به بتها، كلمه «لا اله الّا اللّه» را بر زبان جارى سازند.
حديث دوم نيز بيانگر اين نكته است كه منع پيامبرصلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از قسم خوردن به پدران و مادرانشان، به دليل مشرك بودن آنهاست. مؤيد اين مدعى، در پى آوردنكلمه «انداد» است كه به معناى بتها و اصنام مىباشد.
بسيارى از فقها، قسم به غير خداوند را جايز دانستهاند، اما در مورد وجوب كفاره در صورت شكستن قسم اختلاف نظر دارند. به عبارت ديگر؛ فقها در اصل جواز قسم به غير خداوند اتفاق نظر دارند، اما در مورد منعقد شدن و كفّاره قسم اختلاف نمودهاند. به عنوان مثال؛ ابن قدامه مىگويد:
«قسم به قرآن يا به آيهاى از آن و يا به كلام خداوند، قسم محسوب شده و منعقد مىشود و در صورت شكستن آن، كفاره واجب است.
نظر ابن مسعود، حسن، قتاده، مالك، شافعى، ابوعبيد و تمام اهل بيت نيز همين است.
ابو حنيفه گفته است: قسم به اصحاب پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم، قسمشمرده نميشود و كفاره ندارد». «المغنى: 11/ 193، كتاب اليمين»
ابن قدامه در جاى ديگر مىنويسد: «سوگند خوردن به انبياء و ساير مخلوقات الهى منعقد نميشود و با شكستنآن، كفاره واجب نيست. نظر اكثر فقها و ظاهر كلام خرقى نيز همينگونه است. اصحاب ما [اهل سنت] گفتهاند: قسم به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم، قسم محسوب شده و موجب كفاره است». «همان: 11/ 209»
البته فقهاء اتفاق نظر دارند كه رفع خصومت در نزد قاضى جز با قسم به خداوند ممكن نيست.
/انتهاي پيام/