چگونه خداوند را تصور كنيم؟
کد خبر:۸۷۲۷۴

چگونه خداوند را تصور كنيم؟

تصور خداوند به معناى اينكه آن ذات متعالى را بتوانيم در ذهن خود به تصوير بكشيم يا با قوه‏ واهمه آنرا تصور كنيم اشتباه است اما معرفت پيدا كردن به خدا از راه شناخت اجمالى صفات او ممكن است از اين رو در قرآن كريم و روايات و ادعيه‏اى كه از اهلبيت روايت شده خداوند را با صفاتش به ما معرفى كرده‏اند.

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ آيا خداوند بزرگ روح است يا جسم، او را چگونه پيش خودمان مجسم كنيم؟

اين پرسش به دو بخش تقسيم مى‏شود:

1. خداوند جسم است يا روح؟

2. چگونه خداوند را تصور كنيم؟

در پرسش اول: بحث ما در مورد موجودى است كه خالق هستى مى‏باشد و بدون هر گونه عيب و نقص است، و به طور كلى هيچ يك از نشانه‏هاى مخلوقات را ندارد و از طرفى تمام كمالات و ارزش‏هاى والا را دارا مى‏باشد.

نشانه‏هاى مخلوق بودن عبارتند از:

1. وابستگى به شرائط: يكى از نشانه‏هاى مخلوق اين است كه در بوجود آمدن و همچنين در ادامه‏ى حياتش، نيازمند شرائط و ويژگى‏هاى خاصى است. با دقت در تك تك پديده‏هاى عالم ماده، اين نكته‏ى مهم قابل مشاهده است. يك گل را در نظر بگيريم كه براى بوجود آمدن، نيازمند شرائط خاص خود (كاشتن دانه يا قلمه زدن) مى‏باشد، همچنانكه در ادامه‏ى زندگى نيز نيازهاى جديد دارد. شبيه همين مطلب را در انسان‏ها و حيوانات نيز مى‏بينيم. اما خالق و پروردگار عالَم، خالق و بوجود آورنده‏ى‏شرائط است وخود هيچ‏قيد وشرطى ندارد چون غنى وبى‏نياز محض است.

2. تغيير و دگرگونى: بى‏شك موجودى كه در شرائط مختلف، تغيير و دگرگونى مى‏يابد و حالات و كيفيات جديدى را كسب مى‏نمايد، در بدست آوردن و تحصيل اين حالات گوناگون و جديد، احتياج به علتى غير از خود دارد، چرا كه خود بخود اين تغيير و دگرگونى هرگز در او حاصل نمى‏شود.

3. محدوديت: موجودى كه از نظر زمانى، مكانى يا غير آن محدود باشد بدين معنا كه در تمام حالات از حدود و مرزبندى‏هاى خاص تبعيت مى‏كند، مثلًا اگر موجودى مادى است از حدود زمان و مكان برخوردار مى‏باشد پس در مكانى هست و در مكان ديگر نيست و در يك زمان هست و در زمان ديگر نيست؛ و اگر موجودى مجرد (مثل روح) باشد همچنان از حيث وجودى محدود مى‏باشد به اين معنا كه وجودش در پرتو وجود علت موجود است و به اصطلاح، وجودش «عين ربط و تعلق» است.

با يك مثال مطلب روشن مى‏شود: لامپى كه در اختيار ماست و روشن است تا زمانى نور مى‏دهد كه از طرف منبع، به آن برق داده شود، اما به محض اين كه برق قطع شود، نور هم از بين مى‏رود پس اين نور يك «وابستگى وجودى» به برق دارد كه «محدوديت» آن محسوب مى‏شود.

حال موجوديت همه‏ى موجودات جهان اين چنين است و در سوره‏ى فاطر در اين مورد مى‏خوانيم: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» «فاطر/ 15 اى مردم! شما( همگى) نيازمند به خدائيد؛ تنها خداوند است كه بى‏نياز و شايسته‏ى‏هر گونه حمد و ستايش است!»

با اين حساب خداى جهان نه «جسم» است و نه «روح» چون دانستيم‏ كه اگر جسم يا روح باشد (به معنايى كه ما درك مى‏كنيم) ديگر مقام خالقيت را ندارد و مخلوقى از مخلوقات است. پس خدا موجودى از موجودات است كه هيچ قيد، شرط و نقصى ندارد و محدود به آنها نيست و تمام كمالات را در سطح بالا دارا مى‏باشد.

اما در جواب اينكه: چگونه خدا را تصور كنيم؟

بايد عرض كنيم كه علم ما بر دو قسم مى‏باشد:

1. گاهى انسان به موجودى علم پيدا مى‏كند كه داراى حدود و قيود مى‏باشد، كه در اين صورت بوسيله‏ى حواس خود، تصويرى از آن مى‏گيرد و در ذهن خود مجسم مى‏كند. مثل تصويرى كه از يك انسان مى‏گيريم. اگر دقت كنيم مى‏يابيم كه داشتن تصوير ذهنى از يك شى‏ء، زمانى ممكن است كه آن شى داراى «حدود و قيودى» باشد تا بتوان از آن تصويرى در ذهن بياوريم.

2. گاهى انسان مى‏خواهد به موجودى علم پيدا كند كه از همه جهت مطلق است و هيچ حد و مرزى در وجود و كمالات ندارد، همچنانكه قابل درك حواس نيست تا بتوان آن را به صورتى در ذهن حاضر نمود و لذا هر چه در ذهن بياوريم ساختگى است و حكايت از واقعيت ندارد.

قرآن كريم مى‏فرمايد: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»؛ «شورى/ 11» «هيچ چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست!»

و در آيه ديگر مى‏فرمايد: «لَاتُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ»؛ «انعام/ 103» «چشم‏ها او را نمى‏بينند؛ ولى او چشم‏ها را مى‏بيند و او بخشنده (انواع نعمت‏ها، و با خبر از دقائق موجودات) و آگاه (از همه چيز) است.»

در اين آيه‏ى كريمه عدم امكان مشاهده‏ى خداوند با چشم ظاهر مورد توجه قرار داده شده است و حتى در برخى از احاديث كه ذيل اين آيه‏ى كريمه است مى‏فرمايند: «شما شهرهايى را كه داخل نشده‏اى و نديده‏اى را بوسيله قوه‏ى واهمه مى‏توانى تصور كنى در حالى كه با چشم نديده‏اى اما خداوند متعال را با خطورات قلبى و قوه‏ى واهمه نمى‏توان درك كرد و تصور نمود.» «كتاب التوحيد، صدوق، باب 8، حديث 12، ص 113»

و بالاتر اين كه در حديثى آمده است: «حقيقت شناخت خداوند و توحيد اين است كه هيچ تصورى از او در قوه‏ى واهمه نداشته باشى.» «كتاب التوحيد، صدوق، باب 8، حديث 13، ص 113»

در حديث ديگرى حكايت شده: «هر چه را شما در دقيق‏ترين توهمات خود آنرا مشخص كنيد كه او خداست، او خدا نيست، او مخلوق و ساخته و پرداخته‏ى ذهن شما است. شايد مورچه‏هاى ريز تصورشان اين باشد كه خداوند مانند خود آنها دو شاخك (ولى بزرگ‏تر) دارد.» « محجة البيضاء ج 1، ص 219»

از امام على عليه السلام در مورد خداوند متعال نقل شده: «الذى لايدركه بُعدُ الهمم و لايناله غوصُ الفطن» «خطبه اول نهج‏البلاغه»

«همت‏ها هر اندازه دورپروازى كنند او را نمى‏يابند، و زيركى‏ها هر اندازه در ژرفاى درياى انديشه فرو روند به او نائل نمى‏گردند.»

نكته‏ى قابل توجه اين كه: اين گونه نيست كه انسان نتواند هيچگونه معرفتى به خداوند داشته باشد زيرا انسان با تركيب يك سلسله از مفاهيم كلى و انتزاعى مى‏تواند شناختى را در مورد او پيدا كند چنانكه شخصى كه هرگز شهر بزرگى مثل نيويورك را نديده و مى‏خواهيم آن شهر را براى او توصيف كنيم مى‏گوييم نيويورك آبادى است لكن نه از اين آبادى‏ها، كوچه دارد نه از اين كوچه‏ها، خانه دارد نه از اين خانه‏ها.

در مورد خداوند مى‏گوييم: خداوند موجود است، علم دارد، قدرت دارد، حيات دارد ولى نه از اين علم‏ها و نه مثل اين قدرت‏ها و نه مانند اين حيات‏ها و زندگانى‏ها.

نتيجه: تصور خداوند به معناى اينكه آن ذات متعالى را بتوانيم در ذهن خود به تصوير بكشيم يا با قوه‏ى واهمه آنرا تصور كنيم اشتباه است اما معرفت پيدا كردن به خدا از راه شناخت اجمالى صفات او ممكن است از اين رو در قرآن كريم و روايات و ادعيه‏اى كه از اهلبيت روايت شده خداوند را با صفاتش به ما معرفى كرده‏اند تا نسبت به او از طريق شناخت صفاتش معرفت پيدا كنيم.

معرفى كتاب‏

1. اصول فلسفه و روش رئاليسم علامه طباطبائى‏

2. اصول اعتقادات استاد محسن قرائتى‏

3. مبانى خداشناسى استاد محمدى رى‏شهرى‏

4. التوحيد شيخ صدوق‏

5. الالهيات فى مدرسة اهل‏البيت عليهم السلام استاد على ربانى‏گلپايگانى‏

6. توحيد (سلسله جهانبينى) استاد مطهرى‏

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار