وزارت دانش و علوم انساني
کد خبر:۸۷۳۵۱
سخنان اساتيد دانشگاه در ديدار رهبر انقلاب -1

وزارت دانش و علوم انساني

متأسفانه نوعي غرب‌گرايي شديد در دوره‌ دوم خرداد در ايران رايج شد. به‌طوري كه نام آموزش عالي را به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تغيير دادند. يعني اين مجموعه را به‌طور كامل به يك وزارتخانه‌ فني تبديل كردند و علوم انساني را به‌شدت در حاشيه قرار دادند؛ مانند دوره‌ مشروطه و رضاخان كه به علوم انساني كم‌توجهي شد.

گروه انديشه؛ مهم‌ترين دغدغه در سخنان اساتيد مدعو در ضيافت افطاري بيت رهبري، مسأله علوم انساني در كشور بود. بخش قابل توجهي از سخنان اساتيد به بيان مسائل و موانع بر سر راه تحول در علوم انساني در ايران مي‌پرداخت. دكتر ابراهيم فياض نيز در اين ديدار از نظرات خود در اين باب سخن گفت. آنچه مي‌خوانيد، يادداشتي است از اين استاد دانشگاه، درباره‌ وضعيت علوم انساني در ايران.

نخستين علائم ورود علوم انساني غير بومي به ايران، عملاً از دوران شاه عباس صفوي آغاز شد. متأسفانه هم‌زمان با آن دوران، نخستين نشانه‌هاي غرب‌زدگي در ايران نيز مشاهده شد كه عبارت بود از آمدن اخباري‌ها و بازتوليد مكتب تجربه‌گرا و حس‌گراي انگليسي در ايران. در اين دوران نقش افرادي مانند برادران شرلي بسيار مخفي است. بحث تجربه‌گرايي آنگلوساكسوني، از همان دوران شاه عباس به ايران وارد شد و بازتوليد آن هم به صورت مكتب اخباري‌گري درآمد.

غرب‌گرايي و اخباري‌گري

هر چند در دوران فتحعلي شاه، اصول‌گرايي پيروز شد و اخباري‌گري به شكست انجاميد، اما عملاً و به‌طور كلي تأثير خود را گذاشت و متأسفانه در دوران مشروطه نيز خود را به‌خوبي نشان داد. درواقع غرب‌گرايي اصلي در ايران از اين دوران آغاز شد. از اين هنگام بود كه به قولي از زير يوغ روس‌ها بيرون آمديم و كاملاً انگليسي شديم. زيرا كه مشروطه از سفارت انگليس آغاز شد و به سفارت انگليس هم بازگشت و نتيجه آن نيز رضاخان انگليسي بود. اين وابستگي و مشكلات تاكنون نيز ادامه يافته است. به‌طوري كه در رويدادهاي پس از برگزاري دهمين دوره‌ي انتخابات رياست‌جمهوري، دسيسه‌هاي انگليس در ضديت با حكومت اسلامي و به منظور سرنگوني و براندازي نظام جمهوري اسلامي كاملاً محسوس و ملموس شد.

به هر حال علوم انساني به معني اصطلاحي خود در ايران وجود ندارد. اين علوم در اختيار جوامعي است كه سياست‌گذاري كلان دارند. درواقع طرح اداره‌ي كلان كشور را اصطلاحاً علوم انساني مي‌نامند. بر اين اساس و به علت نبود يك طراحي كلي در زمينه‌ي علوم انساني، و غرب‌زدگي ايران پس از دوران مشروطيت، علوم انساني به معني واقعي در كشور وجود ندارد. آن چيزي هم كه به‌عنوان علوم انساني تلقي مي‌شود، بسيار سطحي، تقليدي و وارداتي است كه به‌صورت جزئي و ناقص از كشورهاي غربي وارد ايران شده و نام علوم انساني را به خود گرفته است.

در مقابل، علوم انساني در غرب جايگاه بسيار رفيع و ويژه‌اي دارد. به‌طوري كه افراد هوشمند و مستعد در غرب، تحصيلات خود را در زمينه‌ي علوم انساني ادامه مي‌دهند، زيرا علوم انساني در قياس با علوم فني، مهندسي و پزشكي، منزلت و جايگاه والاتري در جامعه دارد. همچنين از آنجا كه بودجه‌هاي هنگفتي را به اين رشته تخصيص مي‌دهند و شاغلان و فارغ‌التحصيلان علوم انساني دستمزدهاي كلاني دريافت مي‌كنند، اين شاخه از دانش از نظر اقتصادي نيز شأن و جايگاه مناسب‌تري در قياس با ديگر علوم دارد

سياست‌گذار‌ي‌ها و طرح‌هاي كلان در غرب با بهره‌گيري از علوم‌ انساني است كه به سرانجام مي‌رسد. سياست‌مداران غربي بدون به‌كارگيري علوم انساني، توانايي سياست‌گذاري‌هاي كلان داخلي و خارجي را ندارند. مثلاً كشورهاي غربي براي تعريف سياست‌هاي اقتصادي خود در منطقه‌اي از جهان، به علوم انساني متوسل مي‌شوند، زيرا طرح‌هاي كلان همواره مهم‌تر و حياتي‌تر از طرح‌هاي خُردي است كه در علوم تجربي، فني، مهندسي و پزشكي وجود دارد. در آغاز هر كاري وجود طرح كلان و نقشه‌ي راه ضروري و لازم است و پس از آن است كه طرح‌هاي خرد مهندسي و فني و پزشكي وارد صحنه مي‌شوند.

برنامه‌ريزي كليشه‌اي

در دوره‌اي كه علوم وارداتي غربي جاي خود را در ايران باز كرد، علوم انساني كه در گروه علوم كلان طبقه‌بندي مي‌شود، به ايران وارد نشد. تاكنون نيز تمام طرح‌هاي توسعه‌اي در ايران در سطح علوم انساني بسيار عقب‌مانده و كليشه‌اي برنامه‌ريزي و پياده‌سازي شده است. اين علوم انساني نه‌تنها نقشي در پيشرفت و توسعه‌ي ايران ايفا نكرد، بلكه موجب عقب‌ماندگي آن نيز شد. از اين رو تاكنون بهره‌گيري از دانش بومي عالمان ايراني، در جامعه‌ي معاصر محقق نشده است.

در همين راستا بايد تصريح كنيم كه يكي از موانع اصلي توليد علوم انساني ايراني- اسلامي، كمبود بودجه است. براي برطرف كردن اين مانع بايد بودجه‌هاي تخصيصي به علوم انساني را به‌شدت تقويت كرد. از سوي ديگر علوم انساني نياز به يك سازماندهي مستقل دارد. يعني بايد براي علوم انساني نهاد ويژه آن را تشكيل داد و تأسيس نمود تا با جدا كردن آن از علوم فني، سياست‌گذاري‌هاي خاص خود را داشته باشد.

متأسفانه نوعي غرب‌گرايي شديد در دوره‌ي دوم خرداد در ايران رايج شد. به‌طوري كه نام آموزش عالي را به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تغيير دادند. يعني اين مجموعه را به‌طور كامل به يك وزارتخانه‌ي فني تبديل كردند و متأسفانه علوم انساني را به‌شدت در حاشيه قرار دادند؛ مانند دوره‌ي مشروطه و رضاخان كه به علوم انساني كم‌توجهي شد. لازم است وزارتخانه‌اي با عنوان وزارت دانش و علوم انساني به‌طور كامل منفك و مجزا از وزارت علوم تأسيس نمود و براي آن بودجه‌ي ويژه‌اي در نظر گرفت. اين وزارتخانه بايد سرمايه‌گذاري‌ها و سياست‌گذاري‌هاي خاص خود را داشته باشد. سپس حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها، علوم انساني را زير پوشش خود قرار دهند و با سياست‌گذاري‌هاي لازم، بستر مناسب وحدت حوزه و دانشگاه يا وحدت دين و علم را ايجاد كنند.

منبع: پايگاه حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار