نگاه مهندسي به علوم انساني
گروه انديشه؛ مهمترين دغدغه در سخنان اساتيد مدعو در ضيافت افطاري بيت رهبري، مسأله علوم انساني در كشور بود. بخش قابل توجهي از سخنان اساتيد به بيان مسائل و موانع بر سر راه تحول در علوم انساني ميپرداخت. دكتر آيتاللهي نيز در اين ديدار از نظرات خود در اين باب سخن گفت. آنچه ميخوانيد، صحبتهاي اين استاد دانشگاه در محضر رهبر انقلاب است.
تحول علوم در برهههاي مختلف تاريخ نشان ميدهد اين تحول وابسته به پرسش از موانع و دشواريهاي فهم بوده است. ما هم براي برداشتن موانع راه بايد به خود و آنچه بر سر فهم و عقلمان آمده است بازگرديم و بدانيم كه براي هموار شدن راه علم و ورود به مرحله تحقيق در علوم انساني فهم بايد آزاد شود.
مسأله علوم انساني در شرايط فعلي كشور بسيار ضروري و حياتي به ذهن ميرسد، از آن رو كه شصت درصد دانشجويان كشور در رشتههاي علوم انساني تحصيل ميكنند، بيش از نيمي از مجلات علمي، پژوهشي كشور در حوز? علوم انساني است و همچنين بيشترين بيكاري در فارغالتحصيلان اين رشتهها است. اين تذكرات نشان ميدهد كه مشكلات كشور بيشتر ريشه در علوم انساني دارند و به -همين دليل براي رشد و بالندگي كشور بايد به آن توجه ويژه كنيم.
در يك نگاه ويژه و مدقّانه به سطوح بالاي مديريت در كشور متوجه ميشويم تمام فعاليتها حتي در وزارتخانهاي مانند بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در مديريت كلان مرتبط با علوم انساني ميشود، چرا كه مديريت و برنامهريزي جزء شاخههاي علوم انساني است.
در بررسي ابعاد و دامنه تأثير علوم انساني حتماً بايد به اين نكته توجه داشت كه فرهنگ انقلابي كشور ما به عنوان يك جريان عميق تاريخي حضور والايي در جامعه جهاني دارد كه بايد آن را ارج نهاد. همين امر ايجاب ميكند كه ما در زمينه علوم انساني به عنوان بستر تحولات فرهنگي كارهاي سترگي انجام دهيم و با يك آسيبشناسي دقيق تحولات مطلوب در علوم انساني را محقق كنيم. اولين مشكل علوم انساني در كشور ما ناكارآمدي آن است. عليرغم اينكه بيشترين نيازهاي كشور مرتبط با علوم انساني است و از طرفي بيشترين فارغالتحصيلان هم در علوم انساني هستند، برقراري نسبت بين نياز و امكانات، يك مديريت توانا ميطلبد. چنين به نظر ميرسد كه هزينههاي بسياري كه در حال حاضر براي علوم انساني صرف ميشود اثربخشي مناسب ندارد.
روزآمد نيستيم
مشكل ديگر علوم انساني از حيث محتوا اين است كه متناسب با فرهنگ و انديشه ايراني- اسلامي نيست. به واسطه ذخاير و فعاليتهاي فكري داخلي بهخصوص در دو دهه اخير اين انتظار وجود داشت كه تفكرات ناب انقلابي، ديني و ميهني ما مجال بروز يابند كه متأسفانه چنين نشد. طي اين سالها فرهنگ ايراني- اسلامي تحت تأثير تفكر سكولار در لايههاي مخفي انديشههاي علوم انساني و نيز برخوردهاي روبنايي و شعاري بوده است.
سومين ايراد به رشتههاي تحصيلي علوم انساني وارد است؛ اينكه رشتههاي علوم انساني روزآمد نيستند. معناي فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي كشور در رشتههاي علوم انساني سرفصلها و منابع رشتههاي علوم انساني است كه اغلب آنها بيش از 20 سال است كه تغيير نكردهاند. مطابق آمار، رشته مديريت مشاوره 29 سال است كه مورد بازنگري قرار نگرفته است، حسابداري 28 سال، تاريخ 26 سال، زبان و ادبيات فارسي 23 سال، فلسفه 23 سال، امور تربيتي و مشاوره 22 سال، علوم اجتماعي در تمام زيرشاخه هايش 21 سال، زبان و ادبيات انگليسي 21 سال، روزنامهنگاري 21 سال، روابط عمومي، معارف اسلامي، علوم تربيتي و حقوق نزديك به 15 سال، مطالعات خانواده و علوم اقتصادي 14 سال و علوم سياسي 14 سال است كه تغيير نكردهاند. مسائلي از اين دست نشان مي-دهد كه ما تقريباً هيچگونه تحول و كار مداومي در رشتههاي علوم انساني نداشتهايم، در حالي كه در دنيا هر پنج سال يك تحول عظيم در حوزه علوم انساني رخ ميدهد. ما از اين مسائل دور هستيم. اين در حالي است كه تلاش ده سال اخير انديشمندان ايران اسلامي براي ادبيات و پيشينه ارزشمند فرهنگ و انقلاب نتوانسته جايي در منابع و سرفصلهاي علوم انساني پيدا كند. در چنين شرايط ايستايي وقتي كه منابع علوم انساني مورد بازنگري قرار نميگيرند، انديشههاي نو و تازه نيز مجال طرح و بسط نمييابند.
آسيبشناسي
جداي از محتواي علوم انساني كه بدان اشاره شد، از ظرفيت فعلي تفكر و انديشه در حوزه علوم انساني نيز بهطور مناسب بهره گرفته نميشود. در واقع در بهگارگيري علوم انساني و تشريك مساعي با انديشمندان اين امر برخي نقايص از حيث نحوه عمل وجود دارد:
- اولين نقد اين است كه انديشهها توليدمحور هستند نه محصولمحور و توزيعمحور. يعني انديشهاي توليد ميشود و مورد حمايت نيز قرار ميگيرد اما اينكه اين انديشه چگونه بايد مورد استفاده قرار گيرد، مورد توجه قرار نميگيرد. مجله را توليد ميكنيم اما اينكه اين مجله چقدر ميتواند اشاعه پيدا كند مورد توجه قرار نميگيرد.
- ضعف اساسي در انتشار انديشهها
- عدم تعامل با انديشه جواني داريم كه ميتواند وضعيت بسيار خوبي براي كشور به وجود بياورد. ما ميتوانيم بهجاي اينكه جنبه تدافعي داشته باشيم، جنبه تهاجمي داشته باشيم.
- خلط نقد مباني علوم انساني غربي با منكوب كردن انديشه غربي
- بيتوجهي به ارزش اشخاص انديشمند در ارزيابيهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و سياسي. براي ما كتاب، دانشگاه و وسائل ارزش دارد اما خود انديشمندها كمتر مورد توجه قرار ميگيرند.
- غلبه نگرش حذفي و سلبي بهجاي راهحلهاي ايجابي. برخي بهترين كار را اين ميدانند كه صورتمسأله را پاك كنند. رشته مطالعات زنان را بهخاطر اينكه يك سري فيمينيست از آن استفاده كردند حذف ميكنند، رشته فلسفه دين را به خاطر اينكه يك سري افراد ناباب در آن بودهاند حذف ميكنند. برخي چنين تصور كردند كه با حذف رشته فلسفه غرب مشكلي از كشور حل ميشود.
- اقتصاد معكوس علوم انساني و عدم توجه به اقتصاد.
- مسلط شدن افراد سطحي در سطوح تصميمگيري
- حاكميت رشتههاي مهندسي در كشور از اول انقلاب كه جزيينگر و بخشينگر هستند و براي علوم انساني تصميمگيري ميكنند، در حالي كه نوع كار علوم انساني با مهندسي متفاوت است.
- سطوح مديريتي و برنامهريزي براي علوم انساني بسيار كُند عمل ميكنند، به گونهاي كه هيچ اميد روشني براي آينده نيست.
پيشنهاد
- فراهم كردن زيرساختهاي مناسب
- برنامهريزي براي توزيع فراگير انديشهها
- ايجاد معاونت علوم انساني در وزارت علوم تا بتواند جايگاه علوم انساني را در اين وزارتخانه به اندازه كافي در سطح مديريتي و برنامهريزي افزايش دهد.
- ايجاد همافزايي تقويت علوم انساني با ايجاد شبكههاي ارتباطي
- بررسي اساسي اقتصاد آموزش و تحقيقات در علوم انساني و تغيير آن از توليدمحور به محصولمحور
- ارتباط ارزنده بين صنعت و دانشگاه در رشتههاي مهندسي، بايد در علوم انساني نيز مطابق با نيازهاي جامعه و دانشگاه شبيهسازي شود.
منبع: پايگاه حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي
/انتهاي پيام/