مهمتر از نيروگاه هستهاي!
گروه انديشه؛ دكتر زاهديوفا عضو هیئت علمی و استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) از جمله اساتيدي بود كه در محضر رهبر انقلاب به ايراد نظرات خود در باب توليد علم اقتصاد اسلامي پرداخت. پس از صرف افطار، از او خواهش كرديم تا متن يادداشت خود را در اختيار ما قرار دهد.
علم اقتصاد در رهگذر تمدن و تكميل تمدن بشري از يك جايگاه ويژهاي برخوردار بوده است و به بررسي رفتارهاي اقتصادي در سطوح فردي و رفتارهاي اجتماعي ميپردازد. اما نكتهاي كه در شناخت علم اقتصاد وجود دارد در پيچيدگيهاي رفتار انسان و شخصيت وي و بعد مادي و معنوي و تركيب مؤلفههاي مادي و معنوي شخصيت انسان است. بنا بر همين علم اقتصاد اگر چه در زمرهي علوم انساني قرار ميگيرد اما يك گستره اي رو از كميترين و كيفيترين مباحث دانش بشري پوشش ميدهد. و بر اساس تحصيلات و تحليلهايي كه وجود دارد تأثير جهانبيني و مباني فكري در علم اقتصاد و تحليل متفكر و عالم اقتصاد امري مسلم و قطعي است.
مهمتر از نيروگاه هستهاي!
در جهان امروز تأكيد افراطي بر «عقل تجربي» و تلاش براي حذف ارزشها در داوري موجب شده است كه «تجربه حس و مشاهده» تنها منبع شناخت تلقي گردد كه لباسي كوتاه بر قامت رفتار اقتصادي انسان است. تأكيد بر اومانيسم در رفتار فردي و لبراليزم در تفسير رفتار اجتماعي نتوانسته است تبيين روشني از رفتار اقتصادي ارئه كند. رفتار اقتصادي انسان كه در ديدگاه اسلامي برآمده از رابطهي انسان با خدا، رابطهي انسان با خود، خانواده و جامعه و رابطه با طبيعت را شامل ميگردد اما مباني ضعيف انسانشناسي در علم اقتصاد متعارف موجب گرديده است كه بسياري از اين حقايق مغفول ماند و به اشتباه تفسير گرديد.
اما براي ساخت يك نظام اجتماعي نوين در كشور و احياي تمدن خويش براساس آموزههاي اسلامي نيازمند ساخت ابعاد مختلف اين نظام از جمله نظام اقتصادي اسلام هستيم. نظام اقتصادي براساس دانشي كه برگرفته از جهانبيني و انسانشناسي ما باشد و الگوي سعادت موعود در انديشه اسلامي را دنبال كند. انتظار ميرفت كه با انقلاب اسلامي ايران و تأسيس نظام مبارك جمهوري اسلامي ايران ما بتوانيم دستاوردهاي عظيمي در حوزهي اقتصاد و اقتصاد اسلامي داشته باشيم.
به نظر ميرسد كه ساخت يك نظام اقتصادي درخور انقلاب و كشور بسيار مهمتر از ساخت چند سد و نيروگاه هستهاي و پرتاب ماهواره باشد. با تمام احترام و سپاسي كه براي عزيزاني كه در اين عرصهها تلاش مبذول داشتهاند، بايد عرض كنم كه مميزه يك كشو در نظام اجتماعي آن است وگرنه بسياري از كشورهاي شرق آسيا، آمريكاي لاتين و بلوك شرق بسيار پيشتر و بيشتر از ما از اين دستاوردها داشتند اما مالاً به عمله و اكله نظام سرمايهداري تبديل شدهاند.
مصائب توليد علم اقتصاد اسلامي
در اين سه دهه اخير برخي از شخصيتها و دلسوزان نظام در تهران و قم تلاشهايي را مبذول داشتهاند. اما براي يك حركت عظيم در اقتصاد اسلامي نيازمند لوازمي هستيم كه عبارتند از:
1. نيروي انساني: براي توليد علم اقتصاد اسلامي ما نيازمند متفكراني مسلط به علم اقتصاد و آشناي به عمق علوم اسلامي هستيم. توليد هر دانش نيروي علمي متناسب با آن دانش را ميطلبد. در يك تخمين ساده تعداد نيروهاي علمي متفكر ممتاز در علم اقتصاد متعارف كه مستمراً به كار آموزش و پژوهش در علم اقتصاد ميپردازند بيش دههزار نفر در دانشگاههاي جهان ميباشد كه هنوز از مديريتهاي اقتصادي خود عاجزند بهطوري كه در سده اخير بيش از دويست بحران اقتصادي و مالي داشتهاند. تعداد محققيني كه ما در سيسال گذشته تربيت كردهايم به سختي به يكپانصدم اين تعداد ميرسد.
2. بودجه: تمام امكانات مالي كه ما براي اقتصاد اسلامي در اين سيودو سال تخصيص دادهايم بسيار ناچيز و با همت نيروهاي دلسوز و خيّر بعد از انقلاب بوده است، اما سهم مراكز دانشگاهي و دستگاههاي دولتي بسيار اندك و نزديك به صفر است. به نظر ميرسد كه توليد علم اقتصاد اسلامي و ساخت نظام اقتصاد اسلامي به اندازه يك راه روستايي و يك سد و يا يك جاده و يا يك نيروگاه و يا در مقايسه با رشتههاي علمي ديگر در اولويت تخصيص بودجه كشور نبوده است. اگرچه با انقلاب اسلامي و تأسيس مراكز دانشگاهي شروع علم اقتصاد اسلامي به عنوان يك رشته دانشگاهي بهنام جمهوري اسلامي و مكتب اهل بيت(ع) است اما ظهور برخي از مراكز در ساير كشورها با تخصيص بودجههاي قابل ملاحظه موجب شده است كه بعضاً برداشتهاي سطحي از اسلام، تفكر غالب در مطالعات اقتصاد اسلامي را شكل دهد و امروز بايد نگران آن باشيم كه معارف اهل بيت(ع) در دانش اقتصاد اسلامي بسيار كمرنگ بهروز شده است. بودجه تأسيس يكي از اين مراكز، جديد چند برابر كل بودجههاي ما در سيودو سال پس از انقلاب بوده است.
3. نظام آموزش و پژوهش عالي: در سطح ملي هيچگونه نظام علمي و برنامهريزي براي توليد علوم اسلامي و انساني و از جمله اقتصاد اسلامي وجود ندارد و به نظر هم ميرسد كه شوراها و دستگاههاي سياستگذار و برنامهريز و دستگاههاي اجرايي مربوطه مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وزارت علوم، تحقيقات و فناوري توان انجام چنين كاري را در سالهاي آتي نيز به دست نخواهند آورد.
4. علوم انساني در بستر اجرايي و جامعه تكامل مييابد و ارتياط وثيق دانشگاه و جامعه از لوازم پيشرفت كار است و هر دو سوي اين رابطه بايد تلاشهاي مضاعفي را براي ايجاد رابطه نظاممند و محكم انجام دهند. فضاي تصميمگيري در دستگاههاي اجرايي و اقتصادي بيگانه از انديشههاي اقتصاد اسلامي و معمولاً متكي به حلقههاي ضعيف كارشناسي بوده كه از قدرت مفاهمه با عالمان دانشگاه و حوزه ناتوان هستند.
5. اما كلام آخر: ما با امام و رهبري پيماني داريم كه عليرغم عدم همراهي دستگاههاي دولتي كار را پيش ببريم و براي انجام تكليف خود به علت كمي همراهان از راه باز نمانيم. در دانشگاه علاوهبر تلاشهايي كه در توليد دانش اقتصاد اسلامي و فراهمآوردن بسترهاي لازم و آموزشهاي راهبردي كشور صورت گرفته، در حل مسائل اقتصادي كشور از قبيل موضوع هدفمندكردن يارانهها، سياستهاي كلي اصل 44، امنيت اقتصادي و راهكارهاي مقابله با تحريم، اولين، عميقترين و دقيقترين كارهاي علمي صورت گرفته است. و در اين مقطع به نظر ميرسد كه موضوع الگوي پيشرفت و توسعه اسلامي- ايراني يك راه ميانبر و نياز دهه چهارم انقلاب ميباشد، كه در اولويت تحقيقاتي دانشگاه ميباشد و البته كاري در اين سطح و حجم نيازمند پشتيباني مالي و تجهيز منابع دستگاههاي مربوطه ميباشد.
منبع: پايگاه حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي
/انتهاي پيام/