بزرگ‌ترين فاجعه تاريخ انقلاب
کد خبر:۸۷۶۶۳
هفده شهريور؛

بزرگ‌ترين فاجعه تاريخ انقلاب

تعداد واقعي شهدا هيچگاه مشخص نشد. 2560 نفر به روايت شاپور بختيار، 3000 نفر به روايت بني صدر و 4000 نفر به روايت ميشل فوكو هدف گلوله قرار گرفتند و به شهادت رسيدند.

گروه انديشه «شبكه خبر دانشجو»؛ سال 1357 منهاي پيروزي انقلاب اسلامي از جهات بسياري يكي از ادوار پر فراز و نشيب انقلاب اسلامي محسوب مي شود. رفت و آمدهاي متوالي و پي و در پي دولت‌ها و نخست وزيرهاي متفاوت خود بيانگر اوضاع ناآرام جامعه است. پانزدهم مرداد 1357 برابر با حلول ماه و مبارك رمضان و نضج گرفتن حركات و اقدامات قشر مذهبي جامعه بود. بافت فرهنگي و اجتماعي جامعه ايران، بافتي مذهبي است بر همين اساس مناسبتهاي مذهبي مي توانند نقش بي بديلي وقايع اجتماعي داشته باشند.

امام در چند روز مانده با ماه رمضان طي پيامي رهبري روحانيت، رسيدگي به وضه خانواده هاي شهدا، لزوم تدوين تاريخ انقلاب اسلامي و افشاگري عليه رژيم را محورهاي اصلي فعاليت هاي مذهبي در اين ماه قرار دادند. با فرا رسيدن ماه رضان طبق سنت مالوف، مساجد، هيئات و جلسات مذهبي به كانون اصلي فعاليتهايي عليه رژيم تبديل شد. البته سازمان امنيت و اطلاعات كشور (ساواك) نيز با توجه به حساسيت مسئله پيش بيني هاي لازم را كرده بود.

مطابق برآورد ساواك در كل كشور چيزي حدود 10600 جلسه مذهبي برگزار مي شد كه در صورت تحريك وعاظ هر يك از آنها مي توانند به كانوني براي فعاليتهاي آشوب طلبانه مبدل شوند. مطابق طرح ساواك مقرر شده بود كه علاوه بر تذكرات لازم به مسئولين اين جلسات، برخي افراد نيز به صورت نفوذي به درون اين محافل فرستاده شوند. با اين حال با همه اين برنامه ريزيها درگيريهاي پراكنده و اعتراضات مردمي از همان روزهاي نخست ماه رمضان آغاز شد.

درشهريور ماه 57 دولت جمشيد آموزگار از قدرت كناره گرفت و جعفر شريف امامي با شعار «دولت آشتي ملي» جاي وي را گرفت. وي با برخي اقدامات سعي در فريب مخالفين داشت. بازگرداندن تاريخ شاهنشاهي به هجري شمسي، تعطيلي قمارخانه ها، دستور تعقيب برخي افرادي كه مشهور به فساد بودند و اعطاي برخي آزديها به رسانه ها و مطبوعات از جمله اين اقدامات بود. براي اولين بار پس از سال 42 روزنامه ها تصويري از امام خميني(ره) را به چاپ رسانده و مدعي شدند قرار است هيئتي به نمايندگي از سوي نخست وزير براي مذاكره به امام عازم پاريس شود.

اقدامات شريف امامي با استقبال برخي مذهبيون روبرو شد اما امام و روحانيون پيرو ايشان از همان ابتدا شريف امامي را به عوامفريبي متهم كردند. امام در واكنش به طرح شعار «آشتي ملي» فرمودند:« آشتي كنيم و خون عزيزان را هدر دهيم؟ آشتي كنيم و بر رژيم ظالمانه و خيانتكار پهلوي سر فرود آريم؟ چگونه روحانيون با رفتن احكام مسلمه اسلام و به غارت رفتن مخازن كشور و كشتارهاي بي‌رحمانه رژيم، به پاس آنكه گفته‌اند ما به روحانيون احترام مي‌گذاريم آشتي كنند و اين ننگ ابدي را براي خود در تاريخ ثبت كنند؟»

با فرا رسيدن ليالي قدر و ايام شهادت حضرت علي(ع) نبض اعتراضات تندتر شد و در نهايت در مراسم سيزدهم شهريورِ عيد فطر و شانزدهم شهريور به اوج خود رسيد. زمزمه هاي راهپيمايي در روز عيد فطر توسط شهيد مفتح و در نهم شهريور در مسجد قبا زده شد. شهيد مفتح اعلام مي كند كه در سيزدهم شهريور در تپه هاي قيطريه نماز عيد فطر برگزار خواهد شد جايي كه سال قبل هم نماز عيد آنجا برگزار شده بود.

دستگاه هاي امنيتي رژيم به جهت احتمال بالاي راهپيمايي شروع به ساختن شايعه اي كردند مبني بر آنكه دولت دستور داده در صورت راهپيمايي در عيد فطر مردم را به گلوله ببندند. شهيد مفتح دو روز بعد مجددا تاكيد مي كند كه نماز عيد در تپه هاي قيطريه برگزار خواهد شد، مضاف بر آنكه پنج شنبه شانزدهم شهريور هم به سبب بزرگداشت افرادي كه در درگيري با حكومت شهيده شده اند عزاي عمومي و تعطيل اعلام شد. اين خبر به سرعت در كشور پيچيد.

با برگزاري نماز عيد فطر جمعيت كثيري از مردم تهران در آن شركت كردند. پس از نماز جمعيت نمازگزار از قيطريه به سمت مناطق مركزي و جنوبي شهر حركت كردند. با پيوستن ديگر شاخه هاي مردمي حالا ديگر جمعيتي بيش از پانصد هزار نفر عليه سياستهاي رژيم زبان به اعتراض گشوده بودند. نكته جالب توجه آنكه برخورد خشن و سنگيني با مردم صورت نگرفت.

برخورد خاص مردم با نيروهاي شهرباني و نظاميان را نمي توان در اين امر بي تاثير دانست. پرتاب كردن گل و ريختن نقل بر سر و روي نظاميان از جمله اين اقدامات بود. راهپيمايي عظيم عيد فطر به رژيم را به حالتي از انفعال هم كشانده بود. دستگاه حاكم تاكنون اين همه جمعيت معترض را در برابر خود نديد بود. شدت اين انفعال به گونه اي بود كه علي اميني نقل مي كند دولت و شاه از كثرت جمعيت متعجب شده بودند. حتي روزنامه رستاخيز كه به نوعي حامي دولت محسوب مي شد هم نتوانست از كنار اين ماجرا بي تفاوت بگذرد و از شعور بالاي مردم ايران تقدير كرد اما هيچ كدام از مقامات دولتي حاضر نشدند به اين مسئله واكنشي نشان دهند.

حكومت كه متوجه مي شود راهپيمايي و تعطيلي روز پنج شنبه شانزدهم شهريور جدي است يك روز قبل اعلاميه شديد اللحني منتشر كرد مبني بر آنكه با هر گونه تجمع و گردهمايي برخورد شديد خواهد نمود و كساني هم كه مي خواهند راهپيمايي كنند بايد از شهرباني اجازه بگيرند. شانزدهم شهريور فرا رسيد. بيش از نود و پنج درصد مغازه هاي تهران در بازار تهران و شميران و ري كاملا تعطيل بودند. حركت مردم بسيار وسيع تر و گسترده از روز عيد فطر آغاز شد.

راهپيمايي شانزدهم شهريور يازده ساعت طول كشيده است؛ از هشت صبح تا هفت بعدازظهر! بين مردم هم خبري منتشر شد مبني بر آنكه فراد صبح هفدهم شهريور در ميدان ژاله(شهداي فعلي) تجمع كنند. اين مسئله در اسناد ساواك هم منعكس شده است. دو تظاهرات سيزدهم و پانزدهم شهريور قدرت نمايي عجيب در برابر دستگاه حاكم محسوب مي شد و در مجموع ضربه گيج كننده اي به رژيم وارد كرد.

حاكميت كه به شدت از تكرار وقايع سيزدهم و شانزدهم شهريور به هراس افتاده بود در نهايت ساعت شش صبح جمعه هفدهم شهريور اعلام حكومت نظامي مي كند. متن اين اعلاميه از راديو خوانده شده اما ظاهرا عده وسيعي از مردم از آن مطلع نشدند. به نظر مي رسد در صورت اطلاع از اين مسئله تفاوت چنداني در مسئله نمي كرد و مردم باز هم به خيابانها مي آمدند چرا كه دو راهپيمايي قبلي چنان شوري ايجاد كرده بود كه جلوگيري از آن ناممكن مي نمود. مردم بي اطلاع از حكومت نظامي وارد ميدان ژاله شده بودند اما با ديدن انبوه تانكها و نيروهاي نظامي غافلگير شدند! هلي كوپتري هم از هوا مردم را به گلوله بست!

در نهايت حادثه غمناكي به وقوع پيوست. جمعيت كثير مردم از هوا و زمين هدف گلوله قرار گرفتند.  حادثه هفدهم شهريور شكاف بين مردم و حاكميت را افزايش داد. برژينسكي در توصيف فاجعه هفدهم شهريور آن را آغاز واقعي انقلاب مي داند و مي نويسد:«واقعه ميدان ژاله چنان خونين و مرگ‌بار بود که کشمکش‌هاي گذشته ميان دولت و مخالفان را از ياد برد. اين واقعه، پايان شورش‌هاي پراکنده و مقطعي و آغاز انقلاب واقعي بود.»

دولت در اطلاعيه اي تعداد كشته ها را 58 نفر اعلام كرد. تعداد واقعي شهدا هيچگاه مشخص نشد. 2560 نفر به روايت شاپور بختيار و 3000 نفر به روايت بني صدر هدف گلوله قرار گرفتند و به شهادت رسيدند. ميشل فوكو فيلسوف فرانسوي كه براي پوشش اخبار ايران در تهران به سر مي برد اين تعداد را 4000 نفر ذكر مي كند. اسدالله بادامچيان مي‌گويد: «آن روز نزديك 100 كودك از دو سال به پايين شهيد شدند كه در يكي از سالن‌هاي بهشت زهرا روي سينه هريك، يك شاخه گل ميخك قرار داده بودند؛ متاسفم كه آن روز كسي از آنها عكس‌برداري نكرد.» در هر حال بزرگترين فاجعه تاريخ انقلاب در هاله اي از ابهام با نام جمعه سياه وارد تاريخ شد./انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار