عيد فطر و نقش آن در تحولات فردي و اجتماعي
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ حضرت رضا عليه السلام در مورد نقش عيد فطر در تحولات معنوي، اقتصادي و اجتماعي جامعه مي فرمايد: «انما جعل يوم الفطر العيد، ليکون للمسلمين مجتمعا يجتمعون فيه ويبرزون لله عزوجل فيمجدونه علي ما من عليهم، فيکون يوم عيد ويوم اجتماع ويوم زکات ويوم رغبة ويوم تضرع و . . . فاحب الله عزوجل ان يکون لهم في ذلک مجمع يحمدونه فيه ويقدسونه[1]؛
روز فطر، عيد مقرر شده تا مسلمانان در اين روز گرد هم آيند و براي خداوند ظهور کنند و او را به خاطر نعمت هايش تعظيم کنند . پس اين روز، روز عيد، روز اجتماع، روز فطر، روز زکات، روز رغبت و روز تضرع و . . . است . پس خداوند بزرگ دوست دارد که مسلمانان در چنين روزي اجتماعي داشته و در آن، او را ستايش کرده و مقدس بدارند .»
عيد فطر و حرکت هاي سياسي
در طول تاريخ اجتماع روز عيد فطر آنچنان مهم و تحول آفرين بوده که رهبران سياسي نيز از آن بهره گرفته اند . در اين مورد مي توان از حرکت سياسي ابومسلم خراساني و شورش وي بر عليه دستگاه خلافت بني اميه نام برد . وي به سليمان بن کثير دستور داد به اقامه نماز عيد فطر و ايراد خطبه بر عليه امويان بپردازد .
سليمان نيز انقلاب و شورش بر عليه سلطنت اموي را در خطبه نماز عيد فطر اعلام کرد . به اين ترتيب آنان در سال 129 ق در روز عيد فطر در شهرهاي ماوراء النهر به پا خاسته و قيام خود را اعلام کردند[2] و در مدت کوتاهي سلسله بني اميه را منقرض ساختند .
حرکت امام رضا عليه السلام براي نماز عيد
در اين ميان حرکت معنوي، اجتماعي و سياسي حضرت رضا عليه السلام براي نماز عيد اهميت خاصي در تاريخ اسلام دارد . اين حماسه جاويدان نشان مي دهد که اگر پيشوايان معصوم عليهم السلام و بزرگان دين و رهبران صالح در جوامع مسلمان فرصت مي يافتند و مي توانستند از نمازهاي عيد فطر و قربان بهره برداري کنند، چه نتايج پرباري براي مسلمانان داشت .
براي آشنايي خوانندگان گرامي با عظمت اين حرکت و نقش آن در تحولات معنوي و سياسي جهان اسلام و همچنين توجه به سيره اهل بيت عليهم السلام در اجراي مراسم عيد فطر و قربان خلاصه اي از آن واقعه را مي خوانيم:
بعد از جريان ولايتعهدي حضرت رضا عليه السلام، عيد فرا رسيد . مامون با اصرار زياد از آن حضرت خواست تا براي اجراي مراسم عيد حضور يابد و ضمن اقامه نماز عيد خطبه بخواند . امام رضا عليه السلام به فرستاده مامون فرمود: شروطي را که ميان من و تو در پذيرفتن امر ولايتعهدي بود، خودت مي داني [ . بنا، بر اين بود که من از اين گونه امور معاف باشم] . مامون پيغام داد که: من مي خواهم با اين عمل دل مردم آرامش يابد و فضيلت شما را بشناسند .
پيغام ها از سوي مامون و امتناع حضرت رضا عليه السلام پيوسته ادامه داشت تا آنکه حضرت رضا عليه السلام در اثر پافشاري خليفه فرمود: دوست دارم مرا از اين امر معاف داري و اگر معاف نمي داري، من همچنانکه پيامبر صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام براي نماز عيد بيرون مي آمدند، خواهم آمد . مامون گفت: هر طور که دوست داري بيرون بيا و مراسم عيد را به انجام برسان . آن گاه دستور داد سرداران و تمام مردم صبح زود در مقابل منزل مسکوني حضرت رضا عليه السلام اجتماع نمايند . با انتشار اين خبر مردم مرو مشتاقانه براي شرکت در مراسم و بهره گيري از وجود حضرت رضا عليه السلام خود را آماده کردند . هنگامي که خورشيد طلوع کرد، امام عليه السلام غسل نمود و عمامه سفيدي را که از پنبه تهيه شده بود بر سر گذاشت و يک سر آن را روي سينه و سر ديگر را ميان دو شانه انداخت . دامن را به کمر زد و به همه پيروان و دوستدارانش دستور داد چنان کنند . آن گاه عصاي پيکان داري به دست گرفت و از منزل بيرون آمد . آن حضرت در حالي که پا برهنه بود و پيراهن و ساير لباس هايش را به کمر زده بود، به همراه غلامان و ياران نزديک خويش - که آنان نيز چنين کرده بودند - به همين شکل از منزل به سوي مصلا حرکت کردند .
موقع خروج از منزل، امام رضا عليه السلام سر به سوي آسمان بلند کرد و چهار تکبير گفت، اين تکبيرها آن چنان با صلابت و روحانيت خاصي ادا مي شد که گويي آسمان و در و ديوار با نواي حضرتش هم آواز هستند . سرداران و نظاميان و ساير مردم که با آمادگي و آراستگي تمام در بيرون منزل صف کشيده بودند، هنگامي که امام رضا(ع) و يارانش را به آن صورت مشاهده کردند به پيروي از امام رضا عليه السلام و هماهنگ با او فرياد تکبير سردادند .
شهر مرو يکپارچه فرياد تکبير سر داد و به دنبال آن از گريه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بيت عليه السلام به لرزه در آمد، سرداران هنگامي که حضرت را با آن حال ديدند از مرکب هاي خود پياده شدند و کفش هاي خود را در آورده و کنار گذاشتند و به دنبال امام عليه السلام به راه افتادند . حضرت رضا عليه السلام پياده راه مي رفت و هر ده قدم يک بار مي ايستاد و سه تکبير مي گفت .
ياسر خادم مي گويد: در اين حال ما خيال مي کرديم که آسمان و زمين و کوه با او هم آواز گشته است، شهر مرو يکپارچه گريه و شيون بود، فضل بن سهل ذوالرياستين با مشاهده اين اوضاع به مامون گفت: اگر [امام ] رضا عليه السلام با اين وضع به مصلا برسد، مردم مجذوب او خواهند شد [و ممکن است با يک اشاره طومار حکومت را در هم پيچند، ] به نظر من بهتر است که از او بخواهي تا برگردد .
مامون هم فورا کسي را فرستاد واز حضرت رضا عليه السلام در خواست نمود تا از ميانه راه برگردد . امام رضا عليه السلام هم کفش هاي خود را طلبيد و سوار مرکب شده، به منزل مراجعت کرد . [3]
اين روايت گذشته از اينکه تدبير و دورانديشي حضرت رضا(ع) را براي شکست سياست هاي شيطاني مامون نشان مي دهد، چگونگي اجراي مراسم باشکوه عيد در سيره اهل بيت(ع) و کيفيت يک نماز واقعي عيد را بيان مي کند .
[1] وسائل الشيعه، ج 7، ص 481، ح 4 .
[2] تاريخ طبري، ج 6، ص 26 .
[3] اصول کافي، مولد ابي الحسن الرضا عليه السلام، حديث 7 .
پايگاه حوزه/انتهاي پيام/