اسلام ستيزي؛ از ابرهه تا اوباما
کد خبر:۸۸۵۸۲
يادداشت؛

اسلام ستيزي؛ از ابرهه تا اوباما

سناريوي شکستن ارزش دين که اکنون در قرآن سوزي به اوج رسيده و در گذشته با تمسخر آيات قرآن توسط سلمان رشدي آغاز شده و با کاريکاتورهاي موهن يک ديوانه هلندي ادامه يافت، همه تکه هاي پازلي است که وقتي در کنار هم جور شوند، حاوي پيام مرگ صهيونيسم  و وابستگان عقيدتي آنها خواهند بود.

طاهره ناطقي، گروه انديشه «شبكه خبر دانشجو»؛ وقتي دهان کثيف تري جونز- کشيش ديوانه آمريکايي - به اراجيف گويي باز شد و با زبان هتاک صهيونيستي‌اش از سوزاندن قرآن مقدس سخن گفت، شايد خيلي‌ها فکر مي کردند خدا هرگز درباره چنين اهانت بزرگي صبر نخواهد کرد و فرصت اين عمل مشمئزکننده  را به فرزندان ابليس نخواهد داد.

شايد تسلاي خاطر ما و بسياري از مسلمانان اعتقاد قلبي به سنت‌هاي الهي بود که توهين به شعائر را تاب نمي آورد و در طول تاريخ گذشتگان هر توهين جسورانه به مقدسات را با عذاب الهي پاسخ داده بود.

خبر تاثرآور «آمريکايي‌ها قرآن ها را به آتش کشيدند» که بر پيشاني خبرگزاري‌ها نشست لرزشي در همه وجودم حس کردم. نه باور اين گستاخي از سوي آن‌ها برايم ممکن بود، نه سکوت مرگبار مدعيان دروغين محترم شمردن اديان و آزادي عمل پيروان مذاهب، و نه تحمل و باور صبر خدا بر اين هتاکي پر رنگ!

از عاقبت اهانت به مقدسات، تنها، داستان ابرهه و سپاهش و تدارک عظيمي که براي تخريب کعبه ديده بود به ذهنم خطور مي کرد که در چند قدمي اجراي نقشه شيطانيش با معجزه شگفت انگيز سنگريزه ها، ابابيل، عزرائيل جان‌شان شدند و لشگري چند ده هزار نفري به طرفه العيني هلاک شد و به خاک افتاد.

همين ذهنيت بود که سبب مي‌شد صبر خدا را بر اين شورش شيطاني باور نکنم و ابرهه مدرن را مقهور ابابيل‌هاي نوين، شکست خورده و هلاک شده در برابر چشم نگران جهانيان بيابم و به جهت زهرچشمي که خدا از خائنين به خود، مي گيرد برايش هورا بکشم.

در کش و قوس حل و فصل اين شبهه بودم که آيات املاء و استدراج به ياري ذهنم آمدند و اين براي بخشي از آتش ترديدم، آب اطمينان بود «فذرني و من يکذّب بهذا الحديث سنستدرجهم من حيث لا يعلمون و املي لهم انّ کيدي متين» (پس مرا با کساني که اين سخن قرآن را دروغ مي انگارند واگذار، که به تدريج آنها را از جايي که در نمي يابند به ورطه هلاکت فرو خواهم افکند و به آنان مهلت مي دهم تا ه رچه بخواهند نا فرماني کنند، و اين تدبير من درباره آنهاست، قطعا تدبير من استوار است.)

آنچه از اين آيات و مطالعه در تاريخ و توجه به سرنوشت کساني که عليه مقدسات – (کتب آسماني، احکام الهي، اماکن مقدس، پيامبران، امامان، معجزات رسولان الهي، همه نمادهاي يک دين الهي و از شعائر و مقدسات محسوب مي شوند) - قيام کرده‌اند استنباط مي شود اين است که سنت تغييرناپذير خدا هلاک نمودن هتاکان است، اما به دو شيوه: گروهي که مجازات آني مي شوند، وعده اي که سنت املاء و استدراج، فرصت ارتکاب خطاهاي بيشتري به آنها مي دهد و به تدريج به ورطه هلاک مي افتند و ديرتر مجازات مي شوند.

قرآن کريم که امروز به دست شيطان صفتان هتک حرمت شده است خود، راوي داستان ذلت بار هتاکان به شعائر است:

...او (نوح) را تکذيب کردند پس ما او و کساني را که در کشتي با وي بودند نجات بخشيديم و آنان ‌را در زمين جايگزين پيشينيان قرار داديم و کساني را که آيات ما را دروغ انگاشتند در سيلابي غرق کرديم، پس بنگر که فرجام هشدار داده شدگان چگونه بود. يونس/73

اتهام مجازات شوندگان: تکذيب حضرت نوح (ع)


پس آن(ناقه) را کشتند (بر خلاف دستور پيامبر) و صالح گفت: سه روز در ديار خود بهره بريد که (پس از اين مدت عذاب دامنگيرتان خواهد شد)، اين وعده ايست که دروغ در آن راه ندارد.

پس هنگامي که فرمان ما در رسيد، صالح و کساني را که با او ايمان آورده بودند به رحمتي از جانب خود از عذاب نجات داديم و آنان را از خواري آن روز رهانيديم؛ چرا که پروردگار توست که نيرومند و شکست ناپذير است.

و کساني را که ستم کرده بودند صيحه فرو گرفت و در خانه هاشان به زانو درآمدند و با چهره بر زمين افتادند و هلاک شدند.هود/67- 65 

اتهام مجازات شوندگان: کشتن ناقه، مخالفت با دستور حضرت صالح (ع)

پس چون فرمان ما مبني بر عذاب قوم لوط در رسيد، ديارشان را زيرو رو کرديم و سنگ‌هايي از سجيل که لايه‌هاي منظم داشت بر آن بارانديم.

سنگ هايي که نزد پروردگار تو نشاندار بود و هرگز از هدف خطا نمي رفت و آنها از ستمگران دور نيست. هود/83 و 82

اتهام مجازات شوندگان: همجنس بازي، تخطي از تحذير حضرت لوط (ع) از اين عمل

و بني اسرائيل را از آن دريا پس از شکافتن آب عبور داديم،پس فرعون و سپاهيانش از روي ستم و دشمني آنان را دنبال کردند و وارد شکاف دريا شدند .تا آنگاه که فرعون را غرق شدن در رسيد، گفت: ايمان آوردم که معبودي شايسته پرستش جز آن کسي که بني اسرائيل به او ايمان آورده اند نيست، و من از کساني هستم که تسليم او شده اند. يونس/90

اتهام فرعون: ادعاي خدايي/ نافرماني از حضرت موسي(ع)

و قطعا شما کساني از خودتان را که در روز شنبه به مقررات آن روز تجاوز کردند مي‌شناسيد که ما به آنان گفتيم بوزينگاني باشيد پست و ناچيز. بقره/65

اتهام مجازات شوندگان: آنها به منع ماهي‌گيري از رودخانه در روز شنبه (فرمان حضرت موسي(ع)) اعتنا نکرده و به مجازات اين نافرماني، به ميمون بدل شدند.

ان شانئک هو الابتر (قطعا نسل تو منقطع نمي شود بلکه دشمن توست که بي‌نسل است.)

به گواه شهود تاريخي عاصي بن وائل، رسول اکرم (ص) را به سبب اينکه فرزند پسري نداشتند مورد تمسخر قرار داده و به ايشان لقب ابتر (مقطوع النسل) داده بود. به مجازات اين توهين، و به خواست خدا نسلش منقطع شد.

علاوه بر قرآن، شواهد تاريخي بر مجازات‌هاي اهانت کنندگان به مقدسات نيز مويد سنت غير قابل تغيير الهي درباره هتاکان به شعائر ديني است:

شهادت مظلومانه امام حسين (ع) و بي حرمتي گستاخانه در حق اين آيه و نشانه بي بديل آيين رسول الله (ص)، انقراض سلسله بني اميه را که عاملان اين اهانت بزرگ بودند رقم زد.

حمله يزيدبنمعاويه به مدينه النبي و سپس مکه و تخريب بخشي از کعبه، به مرگ زودهنگام او، پس از تنها سه سال خلافت جائرانه منجر شد.

متوکل عباسي پس از حمله به مزار سيد الشهدا(ع) و تخريب اطراف آن و قتل زائرين حسيني، توسط پسرش به قتل رسيد، در حاليکه فقط سه سال طعم خلافت را چشيده بود.

حمله به مقدسات در هر زمان وابسته به مقتضيات زماني و مکاني از شدت و ضعف و تنوع شيوه  برخوردار بوده است، اما هدف مشترک همه آنها، از تخريب کعبه توسط ابرهه گرفته تا سوزاندن قرآن در کنف حمايت اوباما، تضعيف و تحقير دين و نفي گسترش آن بوده است.

موج اسلام ستيزي که اکنون در غرب و علي الخصوص آمريکا فراگير شده است به دليل ضرباتي است که اسلام و مسلمانان بر ستون‌هاي پوسيده استيلاي غرب بر همه جوامع بشري زده‌اند و اثرگذاري آن را کاهش داده اند.

بيشترين ضربات اسلام پيکر آمريکا و صهيونيسم را - که اکنون موج بزرگي از اعتراضات در برابر آنها تشکيل شده است - آماج خود قرار داده است، و آنها براي خنثي سازي اين حرکت فلج کننده اسلامي با حمله به نمادهاي دين تحقير و نفي اثر اسلام بر جوامع را دنبال مي کنند و تلاش مي کنند با دامن زدن به اسلام هراسي احساسات افراطيون را نسبت به مسلمانان تحريک کنند و از گسترش اين موج ممانعت کنند.

اما سناريوي شکستن ارج و ارزش دين که اکنون در قرآن سوزي به اوج رسيده و در گذشته با تمسخر آيات قرآن توسط سلمان رشدي آغاز شده بود و با کاريکاتورهاي توهين آميز يک ديوانه هلندي ادامه يافت همه تکه هايي از پازلي است که وقتي در کنار هم جفت و جور شوند حاوي پيام مرگ صهيونيسم  و وابستگان عقيدتي آنها خواهند بود.

مفهوم اصيل حرکات سخيفي از اين دست، اثبات اضمحلال انرژي حريف است. هرچه شدت عمل در اين نوع کينه‌توزي‌ها بيشتر باشد نشانه ضعف بيشتر حريف است. به عبارت صحيح‌تر آن‌ها قادر به جلوگيري از سونامي اسلام خواهي و بيداري اسلامي نخواهند بود.

حمايت دولت آمريکا از اين هتک حرمت نشان‌دهنده رضايت از اين کار است، از اين جهت نماد واضح اين هتاکي بزرگ اوباماست که زاييده صهيونيسم است و به آن تکيه کرده است.

اما مفسده‌انگيزي صهيونيسم در خروش هتاکانه عليه اسلام، حرکت صهيونيسم را به سوي مرگ وعده داده شده تسريع مي کند و بشارتي براي قلوب مومنين است:

و در آن کتاب (تورات) به بني اسرائيل اعلام کرديم که دو بار در سرزمين فلسطين(و اطراف آن) فساد به پا خواهيد کرد و هر بار به سرکشي بزرگي دست خواهيد زد.

ما نيز هر دو بار از شما انتقام خواهيم گرفت. پس چون زمان تحقق وعده انتقام ما به سزاي نخستين بار از آن دو سرکشي فرا رسد، بندگاني از خود را که سخت جنگاورند به سوي شما بسيج مي کنيم. آنان در ميان خانه هاي شما در مي آيند و شما را سرکوب مي کنند، و اين وعده اي انجام شدني است. اسرا/ 6و5

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار