پدران و مادران سختگير در امر ازدواج
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ پدران و مادران سختگير در امر ازدواج آينده فرزندان عزيز خود را شديداً به مخاطره مىاندازند.
بسيارى از پدران و مادران كه به اصطلاح «خرشان از پل گذشته» و دوران جوانى را با همه رنجها و مشكلاتش «چنان كه افتد و دانى» پشت سر گذاشتهاند، و خبرى از طوفانى كه در دل جوانان- اعم از دختران و پسران- در مورد پاسخگويى صحيح به غريزه جنسى برپاست، ندارند، در مورد مسائل مربوط به ازدواج پسران و دخترانشان فوقالعاده «خونسرد» و يا «سختگيرند».
اين «خونسردى» و «سختگيرى» كه هر دو از يك ريشه روانى منشعب مىشوند گاهى به حدّى مىرسد كه تأخير يك سال و 5 سال در نظر آنها يك كار ساده و كوتاه مدّت است! «خوب امسال نشد، انشاءاللَّه سال آينده، و يا حالا نمىشود چند سال ديگر، هنوز دير نشده! ...».
غافل از اين كه يك سال كه هيچ، گاهى تأخير يك ماه يا حتّى چند روز- در مواقع حسّاس- ممكن است سرنوشت جوانى را عوض كند.
معلوم نيست اين پدران و مادران چرا گذشته خود را به ياد نمىآورند؟
چرا به اين زودى طوفانها، و شور جوانى قبل از تأهل خود را فراموش كردهاند؟ چرا خود را به جاى فرزندان جوانشان فرض نمىكنند؟!
در حالى كه اين قياس به نفس كه جوانان را همچون خودشان خونسرد فرض مىكنند بسيار خطرناك است و غالباً گران تمام مىشود و گاهى به جنون مىكشد.
يكى از عوامل اصلى گريز جوانان از محيط خانواده، خودكشىها، انحرافها، و بيمارىها عدم توجّه به اين واقعيّت است. مخصوصاً اگر موضوع بحث، جوانان پرهيزكار و پاكدامن و با ايمان باشند كه اتفاقاً سخن ما بيشتر درباره آنهاست.
سهلانگارى پدران و مادران درباره اين گونه افراد هم ظالمانهتر است و هم دور از واقعبينى و مآلانديشى.
گرچه مشكلات ازدواج و مسئوليّتهاى ناشى از آن براى پدران و مادران غالباً سبب مىشود كه ناخودآگاه تشخيصى را كه از وضع جوانان و بحران طغيان غريزه جنسى آنان دارند، به دست فراموشى بسپارند، و يا به خود بباورانند كه هنوز وقت بسيار است،، و بگويند:
مگرچه خبر است به اين زودى؟! ...
هنوز دهنشان بوى شير مىدهد! ...
هنوز بچّهاند، بچّه و اين حرفها؟ ...
هنوز و هنوز ...
ولى همين «هنوز» هاست كه گاه عواقب دردناك آن يك عمر تمام دامان خود پدران و مادران را خواهد گرفت، آن هم در موقعى كه راهى براى جبران آن وجود ندارد.
«سختگيرىهايى» كه پدران و مادران در انتخاب همسر براى فرزندانشان نشان مىدهند و قيود و شروط بىاساس و حتّى گاهى مضحك، كه براى ازدواج آنها قائل مىشوند، و احياناً تا سر حدّ وسواس پيش مىروند. غالباً از همين عدم احساس ضرورت سرچشمه مىگيرد.
زيرا هميشه اگر انسان ضرورت چيزى را احساس كرد شرايط آن را كم و سبك مىكند، و اصل اغماض و گذشت و همكارى را پايه تمام بحثها و تصميمها قرار مىدهد، بعكس عدم احساس ضرورت انسان را مشكل پسند و غير قابل انعطاف مىسازد.
در مقالهاى خواندم بعضى از افراد سختگير و وسواسى هنگام خريدن اتومبيل حتّى آن را «بو» مىكنند! مثل اين كه گوشت است يا سبزيجات! اين افراد هنگامى كه براى خريدن اتومبيل از نيروى شامّه خود تصديق بخواهند، هنگام انتخاب همسر براى دختر و پسر خود پيداست چهها مىكنند؟
و جالب توجّه اين كه بسيار ديده شده اين گونه پدران و مادران وسواسى پايشان در چالههايى فرو مىرود كه هرگز انتظار آن را نداشتند.
شايد علّت روانى آن هم اين باشد كه تنها افراد متقلّب، متظاهر و تودار مىتوانند با صحنهسازى و پشت هم اندازى، چاخان كردن، و در باغ سبز نشان دادن خود را در دل اين گونه افراد وسواسى جا كنند، و الا اين كار از دست افراد سليمالنفس عادى هرگز ساخته نيست! آنها هرگز نمىتوانند توجّه آنها را به خود جلب كنند.
درست است كه براى انتخاب همسر حتماً بايد دقت كافى به خرج داد، انتخاب يك شريك براى تمام عمر غير از خريدن يك پيراهن يا لباس است.
ولى «دقّت» با «سختگيرى و وسواس» فرق بسيار دارد.
همين كه ظواهر امر نشان دهد، طرف، شايسته همسرى است، تحقيقاتى هم كه به دنبال آن از افراد مطّلع به عمل مىآيد اين حقيقت را تأييد كند، بايد بدون ترديد اقدام كرد، و از لطف و يارى خداى بزرگ مدد گرفت، و مطمئناً نتيجه آن بد نخواهد بود.
با الهام از دستورات مكرّر اسلامى در مورد تعجيل در ازدواج فرزندان، و با الهام از فرمان عقل و آزمايشهاى فراوان مطّلعان، بايد به همه پدران و مادران توصيه كرد، كه در مسأله ازدواج فرزندان خود از خونسردى، و سختگيرىهاى بىمورد به شدّت بپرهيزند، و خطراتى را كه از اين سختگيرىها و خونسردىها ناشى مىشود كوچك نشمرند و آينده فرزندان عزيز خود را به مخاطره نيندازند.
نبايد فراموش كرد كه غريزه جنسى جوان به قدرى نيرومند است كه ناديده گرفتن و سهلانگارى در مورد آن همه گونه انفجارى را ممكن است به دنبال داشته باشد.
سراسر تاريخ بشر، و سراسر زندگى روزمرّه انسانها نشان مىدهد كه خطرات ناشى از انفجار اين غريزه با هيچ چيز برابرى نمىكند، و از همه مهمتر و ريشهدارتر است.
در نتيجه پدران و مادران بايد با عقل ومنطق و الهام از دستورات اسلامي به انتخاب همسر براي فرزندانشان كمك كنند ولي از ايرادهاي بي مورد بپرهيزند./انتهاي پيام/