قرآن و نظريه تكامل (داروينيسم)
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ قبل از پرداختن به نظر قرآن در مورد تئوري تكامل – داروينيسم - به عنوان مقدمه به معرفى «تكامل انواع» و نظر مقابل آن مىپردازيم.
تعريفها
الف. تكامل انواع (ترانسفورميسم): انواع موجودات زنده در ابتدا به شكل كنونى نبودهاند، بلكه پس از آنكه نخستين سلولهاى موجود زنده پيدا شد، به تدريج تكامل يافتند و از نوعى به نوع ديگر تغيير شكل دادند و انواع موجودات را بوجود آوردند كه كاملترين حلقهى آن انسان است.
ب. ثبات انواع (فيكسيسم): انواع جانداران هر كدام جداگانه از آغاز به همين شكل كنونى ظاهر گشتند و هيچ نوع، به نوع ديگر تبديل نشده است و طبعاً انسان هم داراى خلقت مستقلى بوده است. «ر. ك: پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، د. محمدعلى رضايى اصفهانى، ج 2، ص 276- 249. انتشارات كتاب مبين، چاپ چهارم، 1383»
تاريخچه
اولين كسى كه اين نظريه را با روش علمى تشريح كرد، دانشمند معروف فرانسه، «لامارك» بود. ولى جهان علم در آن زمان نتوانست آنرا هضم كند اما هنگامى كه پس از او «چارلز داروين» دانشمند انگليسى آنرا مطرح كرد به خاطر تغيير شرايط پذيرفته شد و به همين خاطر وى به عنوان پايهگذار «تحول انواع» معرفى گرديد. «ر. ك: دارونيسيم يا تكامل انواع، استاد جعفر سبحانى، انتشارات توحيد، ص 15- 17»
اصول چهارگانهى دارونيسم
1. تنازع بقا: هر موجودى با صدها عامل نابود كننده روبروست، ولى مىخواهد عوامل باقى ماندن خود را تحصيل كند از اين رو همواره ميان موجودات عالم، كشمكش است.
2. انتخاب اصلح: در ميدان مبارزه، پيروزى با كسى است كه قوىتر و مجهزتر است.
3. قانون وراثت: هر اختلافى در پدر و مادر رخ دهد به عينه به فرزندان انتقال مىيابد و در طول زمان به صورت يك تغيير كلى و نوعى درمىآيد.
4. سازش با محيط: در صورتى كه محيط تغيير كند جانور متناسب با آن تغيير كرده، و به مرور زمان اعضايى كه نياز دارد به وجود مىآورد و اعضايى را كه نياز ندارد از دست مىدهد.
او شجرهى انسان را به ميمون رسانده و آن هم به «سمور» مىرسد كه قدر مشترك (واسطه) ميان آن دو نيز، همان «پريماتها» هستند. «همان»
دارونيسم در عصر حاضر يا فرضيهى موتاسيون: فرضيهى «تكامل انواع» همراه با انواع موافقتها و مخالفتها، گذشتهى پر فراز و نشيبى دارد.
«تحول انواع» هنوز در زيستشناسى مطرح است و دانشمندان مىكوشند از راه «جهش» يا «موتاسيون» آنرا اثبات كنند.
البته بر خلاف نظر داروين موتاسيون تدريجى نيست، بلكه دفعى و ناگهانى است و چون در ژنها رخ مىدهد قابل انتقال به نسل ديگر است؛ «ر. ك: همان، ص 120 و 121»
قرآن كريم و نظريهى تكامل
قرآن كريم به عنوان يگانه كتاب آسمانى موجود- كه به اعتقاد همهى دانشمندان اسلامى از هر گونه تحريف مصون مانده است- در آيات متعددى، از خلقت انسان سخن به ميان آورده و از همين رو پژوهشهايى كه پيرامون نظريهى تكامل صورت گرفته بيشتر به بررسى مساله خلقت انسان از ديدگاه قرآن معطوف گرديده است. « تكامل زيستى و آيات آفرينش، ابراهيم كلانترى، ص 42 و 43، ناشر: موسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اول، 1382»
ما در ابتدا ديدگاههاى مختلف را در اينباره بيان كرده و سپس به سراغ آياتى مىرويم كه بر اثبات يا نفى نظريه تكامل به آنها استناد جستهاند.
ديدگاه دانشمندان
1. رد نظريهى تكامل و تمسك به ظاهر برخى از آيات خلقت: « نظريه تكامل از ديدگاه قرآن، مسيح مهاجرى، ص 54» ظاهر برخى آيات، دلالت بر خلقت مستقيم انسان از خاك دارد «روم/ 20» كه با تئورى تكامل در تعارض است. البته اين قبيل دانشمندان تعارض را وقتى مسلم مىدانند كه اين نظريه از تئورى بودن خارج و به قانون تبديل شود، و براى آن موقع نيز راه را باز گذاشتهاند. آنها مىگويند: ظواهر به گونهاى نيست كه قابل تاويل نباشد «همان، ص 56 و 59» [و آنها آيات را به وسيله آيات ديگر، كه تا حدى تكامل انواع را مىرسانند تفسير مىكنند]. اين نظريه پر طرفدارترين نظريه در بين دانشمندان اسلامى مىباشد.
حتى برخى گفتهاند: آيات در اين زمينه صراحت دارند و اگر هم اين نظريه اثبات شود آفرينش انسان- به خاطر وحى- از اين قاعده مستثنى خواهد بود. « همان، ص 60 و 66»
2. پذيرش نظريهى تكامل و تطبيق آن بر برخى از آيات:
برخى افراد «خلقت انسان، يدالله سحابى، ص 188، به نقل از نظريه تكامل از ديدگاه قرآن» نظريهى تكامل را پذيرفته و آن را موافق قرآن دانستهاند، و آيات مخالف را تاويل كردهاند.
نظريه تكامل در آيينه آيات
آيات قرآن را در رابطه با ردّ يا اثبات اين نظريه به سه دسته مىتوان تقسيم كرد:
الف: آياتى كه در اثبات نظريه تكامل مورد استناد واقع شدهاند:
1. آياتى كه خلقت همه چيز را از آب مىداند. « انبياء/ 30، نور/ 45»
2. آياتى كه خلقت را به سه مرحله تقسيم مىكند: «اعراف/ 11، حجر/ 26- 29»
2- 1. بعد از خلقت و قبل از شكلگيرى انسان؛
2- 2. بعد از شكلگيرى انسان و قبل از انتخاب آدم؛
2- 3. انتخاب آدم از بين انسانها و بعد، امر كردن فرشتگان به سجدهى بر آدم. «پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، همان، ص 256- 261»
3. آياتى كه به مرحلهى اول آفرينش انسان اشاره مىكند:
3- 1. آفرينش انسان از خاك؛ «انعام/ 2، ص/ 71، سجده/ 8، مومنون/ 12، صافات/ 11، حجر/ 29»
3- 2. آفرينش انسان از آب؛ «فرقان/ 54، سجده/ 8- 9»
3- 3. آفرينش انسان از نطفه. «دهر/ 2»
3. آياتى كه به مرحلهى دوم آفرينش انسان اشاره دارد (بعد از شكلگيرى و قبل از انتخاب آدم.) « بقره/ 213»
5. آياتى كه به مرحلهى سوم آفرينش انسان اشاره دارد. (انتخاب آدم از بين انسانها.) «آل عمران/ 33( همان، ص 262- 269)»
ب: آياتى كه در رابطه با اثبات نظريه «ثبات انواع» مورد استناد واقع شده است:
1. آنها كه خلقت همهى انسانها را از نفس واحد مىدانند؛ «انعام/ 98»
2. آنها كه خلقت آدم (ع) را از خاك مىدانند. «آل عمران/ 59»
ج: آياتى كه قابل انطباق با هر دو نظريه «تكامل انواع» و «ثبات انواع» است: «نك: نحل/ 4، كهف/ 37، انفطار/ 87، علق/ 21( همان، ص 275- 276)»
جمعبندى و بررسى نظريه تكامل و قرآن
آيات نامبرده در راستاى استدلال بر نظريههاى ياد شده، مورد رد و اثبات شديد صاحبنظران قرار گرفتهاست كه مجال ذكر آنها نيست. در اين باره لازم است به چند نكته توجه داشت:
1. اين نظريه هر چند هنوز اثبات نشده است ولى مورد قبول اكثر جوامع علمى (علوم تجربى) قرار گرفته و نظريهى «ثبات انواع» تنها به صورت يك احتمال در كنار آن مطرح است و از طرف ديگر آيات قرآن هم قابل انطباق بر هر دو نظريه است، و هم به گونهاى است كه طرفدار يك تئورى مىتواند با آوردن احتمالات متعدد آيات، استدلال ديگرى را ابطال كند.
2. به صورت قطعى نمىتوان گفت كه قرآن در اين زمينه چه نظرى دارد، بله براى هر كدام مىتوان شواهدى اقامه نمود، و محققين مختلف هم ممكن است در روند تحقيقات خود به يك سمت متمايل شوند ولى بهتر آن است كه تا اثبات يا رد قطعى اين نظريه، برداشت از آيات به صورت احتمالى بيان شود.
3. در صورت اثبات اين نظريه، آيات به گونهاى نيست كه با آن تضاد داشته باشند. «برگرفته از پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، همان، ص 276»
يادآورى
از آنجا كه مادىگراها خواستهاند از اين نظريه به نفع خود سوءاستفاده كنند و آنرا دليلى بر عدم نياز طبيعت به خدا قلمداد كنند، يادآور مىشويم: نه «تحول انواع» مخالفتى با اصول خداشناسى دارد و نه «ثبات انواع» از دلايل خداشناسى است بلكه هر دو طرف نسبت به اثبات خدا يكسان است. زيرا آنچه اثبات خدا بر آن تكيه دارد برهان نظم است خواه اين نظم به صورت «ثبات انواع» باشد يا «تكامل انواع». «دارونيسم يا تكامل انواع، جعفر سبحانى، ص 18 و 19، انتشارات توحيد»
براى مطالعه بيشتر به كتابهاى زير مراجعه فرماييد:
1. تكامل زيستى و آيات آفرينش، ابراهيم كلانترى، ناشر موسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اول، 1382.
2. تكامل در قرآن، على مشكينى اردبيلى، ترجمه: ق. حسيننژاد، نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
3. نظريه تكامل از ديدگاه قرآن، مسيح مهاجر، نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1363، دارونيسم يا تكامل انواع، جعفر سبحانى، انتشارات توحيد.
4. پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، د. محمدعلى رضايى اصفهانى، ج 2، انتشارات كتاب مبين، چاپ چهارم، 1383.
5. خلقت انسان در قرآن، استاد محمدتقى مصباح يزدى.
6. آفرينش و انسان، محمدتقى جعفرى.
7. خلقت انسان، يدالله سحابى.
8. قرآن، طبيعت و تكامل، مهدى بازرگان.
9. تفسير نمونه، آيتالله مكارم شيرازى، ج 11، ذيل آيات مذكور./انتهاي پيام/