آيين معاشرت و ارتباط جوان مسلمان با جنس موافق و مخالف
کد خبر:۹۰۱۴۰

آيين معاشرت و ارتباط جوان مسلمان با جنس موافق و مخالف

دين اسلام نه تنها با معاشرت مخالف نيست بلكه به آن توصيه نيز مى‏كند، ولى معاشرتى را مى‏پذيرد و به آن توصيه مى‏كند كه داراى ضوابط خاص خود باشد، و به تعبير ديگر قانونمند و هدفمند باشد؛ زيرا اگر هدفمند و قانونمند شد، اين معاشرت به سير تكاملى انسان كمك مى‏كند.

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ برقرارى ارتباط و بهره‏بردارى از معاشرت با ديگران، از لوازم زندگى است؛ زيرا بدون ارتباط و معاشرت، ادامه زندگى سخت و يا غيرممكن خواهد شد. قرآن مجيد در اين باره در سوره زخرف آيه‏ى 32 مى‏فرمايد:

«آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مى‏كنند؟! ما وسايل زندگى آنان را در زندگى پست (دنيا) بين آنان تقسيم كرديم و رتبه‏هاى برخى آنان را بر برخى [ديگر] برترى داديم، تا برخى آنان برخى [ديگر] را به خدمت گيرند؛ و رحمت پروردگارت از آنچه جمع‏آورى مى‏كنند بهتر است.»

اين مطلب در آيه 62 سوره نور با بيانى ديگر آمده و ضرورت زندگى دسته جمعى و معاشرت انسان‏ها با يكديگر، لازمه زندگى معرفى شده است.

از آن‏جا كه دين اسلام جامع و كامل است، همان گونه كه معاشرت را لازمه زندگى مى‏داند، براى آن حد و مرزهايى نيز قرار داده است كه با توجه‏ به دستورهاى اسلام محدوديت‏هاى جوان مسلمان در ارتباط تبيين مى‏شود.

منظور از محدوديت روابط و معاشرت‏ها در دين اسلام روشن شدن حد و مرز است و با آزادى انسان، ناسازگار نمى‏باشد؛ به تعبير ديگر، تعيين حد و مرز براى روابط و معاشرت‏ها يكى از كاركردهاى دين جامع و كامل اسلام است.

اسلام از سويى معاشرت و ارتباط را ضرورتى براى جامعه رو به پيشرفت و ترقى مى‏داند، و از سوى ديگر، همين ارتباط و معاشرت را قانونمند و هدفمند كرده و روابط را با توجه به همين اهداف مديريت مى‏كند.

با تقسيم‏بندى اقسام ارتباط، حدود و مرزهاى هر قسم مشخص مى‏شود:

الف- ارتباط با جنس موافق‏

در نگاه ابتدايى و سطحى، جوان مسلمان در ارتباط با جنس موافق هيچ محدوديتى ندارد، ولى در اين نوع ارتباط نيز محدوديت‏هايى وجود دارد:

1. نوع نگاه(توضيح اين قسمت در مطالب قبلي آمده است)

2. رعايت حقوق معاشرت

3. سخن گفتن و پيشگيرى از انحراف‏هاى دروغ، غيبت و تهمت كه از گناهان زبان محسوب مى‏شود و نتيجه ارتباط و معاشرت است.

ب- ارتباط با جنس مخالف‏

در اين مورد افراد به دو دسته تقسيم مى‏شوند، نخست افراد محرم؛ يعنى خويشاوندانى مانند پدر، مادر و همسر كه احكام خاص دارند و انسان محدوديت كم‏ترى در ارتباط با آن‏ها دارد و ديگر افراد نامحرم مانند افراد بيگانه كه در ارتباط با آن‏ها انسان محدوديت بيشترى دارد.

راه‏هاى ارتباط

سخن گفتن يكى از شيوه‏هاى رايج ارتباط و معاشرت است.

تفاوت اين قسمت با نگاه كردن در اين است كه در نگاه كردن به نامحرم، غير از دست و صورت جايز نبود، ولى در صحبت كردن تنها قصد شهوت مانع است، و از اين باب، معاشرت در تعليم و تعلم، خريد و فروش و معاملات و ساير معاشرت‏هاى روزمره جايز مى‏باشد؛ مشروط به اين‏كه در آن‏ها قصد لذت نباشد. «ر. ك: معاشرت زنان و مردان در اسلام، ص 109»

سومين راه ارتباط و معاشرت دست دادن و تماس فيزيكى است:

چنانچه از آيات و روايات بر مى‏آيد و در فقه آمده است «تماس بدنى با كسانى كه نگاه كردن به آنان حرام است، جايز نيست؛ بنابراين، دست دادن‏ زن و مرد بيگانه با هم جايز نيست، ولى دست دادن از زير لباس [يا با دستكش‏] اشكالى ندارد، ولى نبايد دست همديگر را بفشارند.» «ر. ك: رساله نوين امام خمينى، ج 3، ص 48 به نقل از تحرير الوسيله، ج 2، ص 236- 242» (و به قصد لذت هم نباشد.)

نامه‏نگارى‏هاى عادى يا رايانه‏اى (چت)

از شيوه‏هاى متدوال امروزى كه با استفاده از رايانه رواج يافته است، نامه‏نگارى اينترنتى است كه اگر قصد شهوت‏رانى در آن‏ها نباشد، از نظر شرعى اشكالى ندارد، هرچند كه از نظر اتلاف عمر، هر انسانى مسئول پاسخ‏گويى نسبت به چگونگى گذران عمر خويش است؛ چنان‏كه از پيامبر اكرم روايت شده است: «پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمار، جوانيت را پيش از پيرى، سلامتت را پيش از بيمارى، تمكنت را پيش از تهى‏دستى، فراغتت را پيش از گرفتارى و زندگانيت را پيش از مرگ.» «ر. ك: معاشرت زنان و مردان از ديدگاه اسلام، ص 113 و 114»

بهره‏بردارى جنسى‏

از نظر قرآن و روايات هرگونه بهره‏بردارى جنسى به زن و شوهر اختصاص دارد:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ... وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْعَادُونَ.»«مومنون،1- 7»

تصريح به ويژگى خاص مؤمنان در ابتداى سوره و نيز تصريح به تجاوزگرى در صورت عدم پايبندى به اين اصل، از مهم‏ترين دلايل تأكيد قرآن مجيد بر اين‏گونه روابط است. تعبير «عادون» كه به معناى «متجاوزون» (تجاوزگران) به حدود الهى آمده، سخت‏ترين تعبيرى است كه در اين‏باره شده است.

افزون بر اين، در آيات آغازين سوره نور دربرخورد جدى با زناكار، پيامبر خود را از برخورد مهربانانه با اين پديده شوم و زيان‏آور بر حذر و اعلام مى‏دارد كه عده‏اى از مومنان مى‏بايد بايستى عذاب و شكنجه‏اى كه براى اين گناه مقرر شده است، را شاهد باشند؛ و از سوى ديگر آن‏ها را از نظر اجتماعى مطرود و معاشرت با آنان را ممنوع كرده و ازدواج با آنان را اجازه نمى‏دهد. «نور، 1- 3»

قرآن كريم در سوره اسراء آيه 32 مى‏فرمايد: «وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَهً وَسَاءَ سَبِيلًا؛ و نزديك زنا نشويد؛ [چرا] كه آن، زشتكارى است، و بد راهى است».

و در سوره فرقان آيه 68 مى‏فرمايد: «وَالَّذِينَ ... وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثَاماً؛ ... و هر كس اين (كارها) را انجام دهد، [كيفرِ] گناه را خواهد ديد.»

لذت معاشرت و گفتگوى با جنس مخالف هرچند شيرين باشد، كوتاه مدت است و حزن و اندوه و نگرانى طولانى را به دنبال خواهد داشت.

آرى، خداوند تمايل و غريزه جنسى را مانند غرايز و تمايلات ديگر در وجود انسان به امانت گذاشته و ما در قبال آن سه راه داريم:

1. سركوب كردن يا از بين بردن غريزه جنسى؛

2. رها كردن افسار شهوت و غريزه جنسى؛

3. تحت برنامه دين درآوردن آن.

راه اول: يعنى راه سركوب كه باعث نقص جسمانى شده، و به دنبال آن بسيارى از استعدادهاى درونى انسان نابود مى‏گردد و اجازه شكوفايى و رشد نمى‏يابد و دين اسلام با اين راه مخالف است.

راه دوم: رها كردن افسار شهوت كه اين هم موجب هلاكت انسان و بروز بيمارى‏هاى روحى و جسمى مى‏شود كه امروزه در بسيارى از كشورهاى غربى شاهد آن مى‏باشيم و اسلام با اين راه نيز مخالف است.

راه سوم: اين‏كه نه اين غريزه و نعمت الهى را سركوب كنيم، و نه آن را رها نماييم، بلكه طبق دستورهاى دين شهوت خود را مديريت كنيم؛ از اين رو در اسلام براى كنترل شهوب به، ازدواج، «نور، 32» كنترل چشم، «نور، 30 و 31» دورى از ناپاكان، « نساء، 27» دورى از تخيلات شيطانى «نور، 21» و روزه گرفتن «بقره، 183» توصيه شده است‏

نتيجه‏گيرى

از آنچه بيان شد، نتيجه مى‏گيريم كه دين اسلام نه تنها با معاشرت مخالف نيست بلكه به آن توصيه نيز مى‏كند، ولى معاشرتى را مى‏پذيرد و به آن توصيه مى‏كند كه داراى ضوابط خاص خود باشد، و به تعبير ديگر قانونمند و هدفمند باشد؛ زيرا اگر هدفمند و قانونمند شد، اين معاشرت به سير تكاملى انسان كمك مى‏كند، ولى اگر بدون ضابطه باشد، رهزن انسان مى‏شود و مشكلات فراوانى به بار مى‏آورد كه نمونه‏هاى آن را در برخى جوامع شاهد هستيم.

بنابراين، دستورهاى دين «محدوديت» نيست بلكه مايه «مصونيت» است و با رعايت آن «بهداشت روانى» و «بهداشت جسمى» جامعه تامين مى‏شود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار