الگوى قرآن در روابط دختر و پسر
کد خبر:۹۰۳۲۸

الگوى قرآن در روابط دختر و پسر

پسران مى‏توانند به دختران كمك كنند، ولى هنگامى كه كار به پايان رسيد، نبايد به بهانه‏هاى واهى با يكديگر به اختلاط بپردازند، بلكه بايد از هم فاصله بگيرند.

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ قرآن كريم با نقل داستان‏هاى پيامبران و امت‏هاى پيشين و تقرير آن، در حقيقت درستى عمل مثبت يا منفى بودن آن را تأييد كرده است؛ يعنى هر كجا داستانى را نقل نموده و نسبت بدان موضع‏گيرى منفى نكرده، به معناى صدور تأييد و جواز عمل بدان است، و هر جا كه پس از نقل داستان آن را مورد نقد قرار داده، به معناى رد آن و در حقيقت نهى از عمل به آن است. در خصوص روابط دختر و پسر مى‏توان به داستان موسى (ع) و دختران شعيب اشاره كرد.

موسى (ع) و دختران شعيب‏

قرآن كريم در بيش از سى سوره، به نقل داستان موسى پرداخته و در هر مورد به يكى از زواياى زندگى اين پيامبر بزرگ اشاره كرده است؛ از جمله داستان آشنايى موسى با شعيب پيامبر و دختران او در سور قصص است. داستان از آن‏جا آغاز مى‏شود كه موساى جوان از مصر به مدين آمد و به كنار چاه آبى رسيد. ديد مردم مشغول سيراب كردن چهارپايان خود هستند و كمى آن طرف‏تر دو زن مراقب گوسفندان خويش‏اند و به چاه نزديك نمى‏شوند: «وَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ» موسى از آن‏ها درباره علت آب ندادن گوسفندانشان پرسيد: «مَا خَطْبُكُمَا» چه كار مى‏كنيد؟ آن‏ها پاسخ دادند: «لَا نَسْقِى حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ» ما آن‏ها را آب نمى‏دهيم تا چوپان‏ها همگى از [آبگاه‏] خارج شوند.

اين‏جا بود كه موسى به هميارى آن‏ها شتافت و به آنان كمك نمود: «فَسَقَى لَهُمَا»، موسى به گوسفندان آن‏ها آب داد، اما در كنار آن‏ها نماند و به گوشه‏اى رفت: «ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ؛ سپس رو به سايه آورد و گفت: «رَبِّ إِنِّى لِمَا أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ؛ خدايا، هر خير و نيكى براى من بفرستى به آن نيازمندم». و اين در حالى بود كه دختران راه خود را گرفته و به خانه رفتند.

ديرى نپاييد كه يكى از دختران شعيب با نهايت حيا به سراغ موسى آمد: «فَجاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِى عَلَى اسْتِحْيَاءٍ»، و پيام پدر را به وى رساند، و گفت: «إِنَّ أَبِى يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا؛ پدرم از تو دعوت مى‏كند تا مزد سيراب كردن گوسفندان ما را به تو بپردازد.»

موسى در حالى كه از جلو و دختر شعيب پشت سر راه مى‏رفت، حركت كرده تا به خانه شعيب رسيدند،. موسى داستان گرفتارى خود در مصر و مسائل ديگر را با شعيب در ميان گذارد.

در اين ميان يكى از دختران پيشنهاد استخدام موسى را مطرح كرد: «قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ» و اين براى اين بود كه آن دختر موسى را مردى قوى و امين يافته بود: «إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِينُ؛ بهترين كسى كه استخدام مى‏كنى (شخصِ) نيرومند درستكار است.»

در نهايت شعيب پيشنهاد ازدواج موسى با يكى از دخترانش را به وى مى‏دهد: «قَالَ إِنِّى أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَىَّ هَاتَيْنِ؛ من مى‏خواهم كه يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم. «قصص، 23- 27»»

نكات موجود در اين داستان‏

1. دختر تنها از خانه بيرون نرود: «امرأتين».

2. مختلط نشدن دختران با جمعيت: «وجد من دونهم» و «لا نسقى حتى يصدر الرعاء».

3. سخن گفتن موسى با دختران: «ما خطبكما».

4. در كار كردن، اولويت با مردان است: «ابونا شيخ كبير».

5. همكارى موسى با دختران: «فسقى لهما» كه ظاهراً به صورت تعاون بوده است نه معاونت.

6. پرهيز از تداوم ارتباط: «ثم تولى الى الظل».

7. رعايت شرم و حيا: «تمشى على استحياء».

8. ارتباط با اذن پدر: «ان ابى يدعوك».

9. پيشنهاد رفاقت و اجرت: «يا ابت استأجره».

10. ارتباط وسيله شناخت: «القوى الامين»؛ زيرا دختران شعيب يافته‏هاى خود را به پدر منتقل كرده بودند و او را آن گونه كه شناخته بودند معرفى نمودند.

ترديدى نيست كه مواردى از اين امور ده‏گانه مى‏تواند نشانه جواز رابطه گفت و شنودى و نگاه ميان دختران و پسران باشد، ولى با رعايت آنچه گذشت؛ در ضمن پسران نيز مى‏توانند به دختران كمك كنند، ولى هنگامى كه كار به پايان رسيد، نبايد به بهانه‏هاى واهى با يكديگر به اختلاط بپردازند، بلكه بايد از هم فاصله بگيرند.

اصول اوليه در روابط زن و مرد و به اصطلاح دموكراسى جنسى و كام‏يابى آزادانه مردان از زنان و معاشرت‏هاى لذت‏بخش سمعى و بصرى مورد تأييد اسلام نيست و به اين اصول تبصره‏ها و استثناهايى وارد شده است، تا آن‏جا كه در رابطه با انسان اصل را به روا نبودن نگاه و گفت و شنود گذاشته و لمس و بوسيدن را جز براى محارم جايز نمى‏شمارد، و ميان دختر و پسر حريمى به ضخامت حجاب و صلابت عفاف قرار داده است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار