پيش لرزه هاي فروريزي غرب مدرن
کد خبر:۹۰۴۳۰
تأملي بر سخنان اخير احمدي نژاد در سازمان ملل؛

پيش لرزه هاي فروريزي غرب مدرن

از پشت تريبوني كه قرار بود منادي فرهنگ مدرنيستي غرب باشد، عقلانيت مدرن به چالش كشيده مي شود. روزگاري اين سخنان غير عقلاني مي نمود. اين ناشي از عدم فهم عقلانيت انقلاب اسلامي بود، اما اكنون در حال فهميده شدن است.

محمدصادق عليزاده، گروه انديشه «شبكه خبر دانشجو»؛ فهم جزئي از رفتارهاي عالم واقع، ذهن را از تحليل هاي كلان باز مي دارد. ذهني كه وقايع جهان را در چارچوب‌هاي جزئي تحليل مي كند و آنها را صرفا رفتارهاي پراكنده از انسان‌هاي پراكنده تلقي مي كند و از فهم طرح و چارچوب اصلي كه حوادث زمان در آن روي مي‌دهند باز مي ماند. اصولا رفتارهاي كلان بشر، پراكنده و برخاسته از انگيزه‌هاي فردي نيست. البته اين بيان به آن معنا هم نيست كه هيچ كدام از رفتارهاي بشر انگيزه‌هاي فردي ندارند بلكه به اين معناست كه وقتي بشر در مقياسي جمعي از خود واكنش‌هاي مشابهي نشان مي دهد، اين واكنش‌ها ديگر ريشه فردي ندارد.

ساختارهاي جهان در حال تغيير است. براي فهم عميق اين مطلب بايد به درك درستي از ساخت و  دست پيدا كرد. ساخت، چارچوب‌هايي است كه تعيين كننده رفتارهاي كلان بشر است. ساخت‌هاي اجتماعي معاني ذهن جمعي بشر را شكل مي دهند. پس وقتي مي گوييم ساختار جهان در حال تغيير است به آن معناست كه چارچوب‌هايي كه رفتارهاي بشر را شكل مي دهند در حال تغيير است و ذهن جمعي بشر وقايع را به گونه ديگري فهم مي كند. مشخص است كه با تغيير اين چارچوب‌ها، رفتار بشر نيز ديگر رفتار سابق نخواهد بود.

سي سال قبل اتفاقي در اين مرز و بوم روي داد كه با عقلانيت اكثر جامع بشري فهم نمي شد. حركتي جديد كه خلاف جهت جريان جمعي بشر بود: انقلابي براي خدا! سيصد سال بود كه غرب و به تبع آن انسان و جامعه انساني را چيزي جز نيازهاي ملموس اين دنيايي فهم مي نمي كردند و واضح بود كه در دايره چنين عقلانيتي انقلاب و دادن هزينه براي موجودي غير اين دنيايي نظير خدا فهم نشود!

خلاف آمدِ بشر بود كه در گوشه‌اي از جهان مردمي يافت شوند كه به قضاي حتمي كه غرب براي بشر تدارك ديده بود نه بگويد و عطاي مفاهيمي چون توسعه و مدرنيسم و آزادي و دموكراسي را به لقايش ببخشد. آن زمان فرياد اين جماعت پشت پا زده به مدرنيسم به جايي نمي رسيد كه هيچ، مورد طعن و استهزا و لعن هم بودند كه نظم نوين جهان را بر هم زده اند.

فهم اينكه چرا نه گفتن اين جماعت بر ذهن جمعي توده هاي ديگري از بشر ننشت چندان پيچيده نيست. اين جماعت قليل ساخت‌هايي داشت خلافِ آمدِ ساخت‌هاي مدرن و طبعا اين ساخت‌هاي خلافِ آمدِ مدرن، مولد رفتارهايي خلاف آمد مدرن هم خواهد بود. پنجه به پنجه شدن‌هاي بعدي اين جماعت با جامعه بشري متاثر از عقلانيت مدرن در وقايعي چون جنگ و تحريم و فشارهاي سياسي و اقتصادي هم چيزي از همين سنخ است. جامعه بشري به سبب عقلانيت متفاوت خود ساخت‌ها و رفتارهاي جماعت انقلاب كرده را فهم نمي كند. ساخت‌هاي مدرن بر زندگي جمعي بشر چنان حكم وحي منزل پيدا كرده بود كه حتي فرياد استغاثه اين جماعت هم به جايي نمي رسيد اما ...

اتفاقات ديگري در حال وقوع است. ساخت‌هاي جهان در حال تغيير است. اگر از زيست در خيمه جماعت انقلابي و پشت پازده به ساخت‌هاي مدرن بيرون آييم و به اصطلاح اهل فن نگاهي تطبيقي به وضعيت خودمان نسبت به سي سال پيش داشته باشيم تفاوت‌هاي روشني مي بينيم. حالا ديگر برخلاف دو دهه قبل حرف جماعت انقلابي شنيده مي شود. البته اين شنيده شدن به معناي صرف به گوش رسيدن نيست! بلكه در ماوراي آن بر ذات بشري مي نشيند و موافقت‌هاي ضمني و تلويحي هم بر مي انگيزد.

ماهيت برانگيخته شدن موافقت جمعي بشر در ضمن خود حاوي مسئله‌اي مهم است. بشر وقتي چيزي را تاييد مي كند كه آن را فهم كرده باشد. پس ذهن جمعي بشر در حال فهميدن ساخت‌هاي حاكم بر جماعت انقلابي است و نفس اين فهميده شدن به معناي بسط و توسعه عقلانيتي است كه با عقلانيت مدرنيستي غرب متفاوت است. پس عقلانيت جهان هم در حال تغيير است. اين عقلانيتِ در حال بسط، ساخت‌هاي انقلابي ايران را فهم مي كند و از همين جهت هم هست كه سخنان توفنده احمدي نژاد در بطن ساختار جهان مدرن با تاييد و تشويق‌هاي سران جهان روبرو مي شود.

عقلانيت احمدي نژاد عصاره اي است از عقلانيت ايران انقلابي و اين عقلانيت وقايع و حوادث جهان و حتي هستي (عالم غيب و شهادت) را به‌گونه‌اي ديگر فهم مي كند. شاكله اين عقلانيت ساختارهاي جديدي را پي ريزي مي كند. ساختارهاي جديد مولد رفتارهاي جديدند. جهان در حال ورود به ساحت ديگري است.

نبايد با بي تفاوتي از كنار تاييد و تشويق‌هاي سران جهان از سخنان احمدي نژاد گذشت. ذهن جزءنگر اين رفتار را در دايره تنگ رفتارهاي سياسي و ديپلماتيك تحليل مي كند و با برچسب مقطعي بودن از كنار آن مي گذرد اما ذهن كلان‌نگر آن را پيش‌لرزه هايي مي بيند از يك زلزله معرفتي كه بنيان‌هاي عقلانيت مدرن غرب را به چالش مي كشد.

خرق عادتي عظيم در حال وقوع است. پذيرش عقلانيت جديد مقدمه ايجاد ساخت‌هاي غيرمدرن است. ساخت‌هاي غيرمدرن مقدمه رفتارهاي غيرمدرن است. جهان در حال وضع حمل بزرگي است. احمدي نژاد در درون مدرن‌ترين ساختار بين‌المللي و با تكيه بر عقلانيت ايران انقلابي، ذات و ماهيت مدرنيستي سازمان ملل را زير سوال مي برد و اين اقدام با تاييد سران ديگر فرهنگ‌ها و جوامع بشري روبرو مي شود: « سازمان ملل نمي‌تواند اقدام موثري انجام دهد... علت ناتواني سازمان ملل ساختار ناعادلانه آن است... ساختار آن بايد به گونه‌اي اصلاح شود كه همه دولت‌ها و ملت‌هاي مستقل در مديريت جهاني مشاركت سازنده و فعال داشته باشند.»

او از پشت تريبوني كه قرار بوده منادي فرهنگ مدرنيستي غرب باشد بنيان‌هاي نظري و تئوريك و در يك كلام عقلانيت مدرن را به چالش مي كشد و سخنانش با تاييد توده هاي بشري روبرو مي شود: «ملت ايران و قاطبه ملت‌ها و دولت‌هاي جهان با مديريت تبعيض‌آلود فعلي حاكم بر جهان مخالفند. اين مديريت بدليل غيرانساني بودن در پايان راه و بن‌بست كامل و نيازمند اصلاحات اساسي است.» روزگاري زدن اين سخنان آن هم از پشت تريبون سازمان ملل، امري غير عقلاني و ابلهانه تلقي مي شد و اين ناشي از عدم فهم اين نوع عقلانيت بود اما اكنون اين نوع از عقلانيت در حال فهميده شدن است.

ثقل تحولات بشري درحال انتقال به نقطه ديگري است. فهم رفتارها و شعارهاي انقلاب اسلامي نشانه تغيير عقلانيت جامعه بشري، خروج از عقلانيت مدرن و فهم عقلانيت حاكم بر انقلاب اسلامي است. يعني همان اتفاقي كه سي سال پيش در اين مرز و بوم افتاد. جهان در حال تغيير است. بكوشيم وراي حب و بغض‌هاي سياسي و تحليل‌هاي جزيي، اين نبا عظيم را به خوبي درك كنيم./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار