همسر را كدام يك انتخاب كنند: جوانان يا پدران و مادران؟
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ در مورد اين كه ازدواج بايد به تصويب پدران و مادران و بزرگان و ريش سفيدان فاميل صورت گيرد، و يا اين كه اين مسأله حساس تنها بعهده تمايلات خود جوانان گذارده شود، و هيچگونه مداخلهاى از طرف هيچ كس در اين باره نشود، دو طرز تفكر كاملًا متناقض وجود دارد، و طرفداران هر يك براى خود منطقى دارند.
اجازه بدهيد نخست به منطق هر دو دسته آشنا شويم و سپس راه صحيح را با بررسى و مطالعه پيدا كنيم:
يك دسته از جوانان مىگويند:
«آخر مگر پدران و مادران ما مىخواهند همسر براى خودشان انتخاب كنند كه پسنديدن آنها مقياس باشد؟
شريك زندگى هر كس را خودش بايد انتخاب كند.
فرض كنيد فلان دختر در نظر پدر و مادر ما، فرشته آسمانى باشد، هنگامى كه مورد علاقه ما نيست از غول بيابانى هم بدتر است!
مطالعات دانشمندان اجتماعى و مقامات قضايى نشان مىدهد بسيارى از ازدواجها كه به طلاق منجر مىشود همان ازدواجهايى است كه در سنين پايين صورت گرفته و تنها ملاك عمل پسنديدن پدر و مادر بوده است.
اصولًا آدم بزرگ «قيّم» نمىخواهد، فرار و خودكشى بسيارى از دختران و پسران از كانون خانواده معلول همين اشتباه بزرگ اولياست كه نمونه آن هميشه در جرائد ديده مىشود.
اگر فرضاً يك روز چشم و گوش جوانان بسته بود و قادر به تشخيص مصالح خود نبودند امروز ديگر آن طور نيست، و پيش از بلوغ همه آنها همه چيز را مىدانند!
اساساً طرز تفكر پدران و مادران غالباً قديمى است و موافق با روح زمان نمىباشد، و به همين دليل نمىتوانند امتيازات يك دختر و پسر جوان امروز را درك كنند.
خلاصه پدران و مادران بايد خود را به كلى از اين مسأله حياتى كنار بكشند، و ميدان را براى ذوق و ابتكار و فكر فرزندان خود باز گذارند.
امّا پدران و مادران مىگويند:
انسان اگر افلاطون و بوعلى سينا هم باشد در آغاز جوانى خام است، و به تعبير صحيحتر بايد گفت جوانان بيش از اندازه خوشبين و خوشباورند، و روى صفا و پاكى خود، زودفريب ظاهرهاى آراسته و قيافههاى حق بجانب را مىخورند، و خبر ندارند كه در پشت اين ظواهر فريبنده چه ديوهاى خطرناكى نهفتهاند.
بسيارند افراد منحرفى كه براى به دام انداختن پسران و دختران جوان، و به اصطلاح «صيد همسر» زيباترين عبارات و دلانگيزترين جملههاى عشقى و ادبى را حفظ كرده، و با نازككارىهاى فوقالعاده ماهرانه تحويل طرف مىدهند، و خيلى زود با استفاده از فوت و فنهاى شيطانى دقيقى كه بلدند در دل آنان جا مىكنند.
و از قديم گفتهاند: «اوّل خودش را جا كند، بعداً ببين چهها كند».
و پس از آن كه كار از كار گذشت و راه برگشتى نبود «خلاف آن بدرآيد كه خلق پندارند».
جوانان هر قدر باهوش باشند. بالاخره در اين راه كه براى نخستين بار آن را مىپيمايند نياز به راهنما دارند، و بايد از «رهروان اين راه» بپرسند، و به اصطلاح «قطع اين مرحله بى همرهى خضر» نكنند. زيرا: «ظلمات است و بايد از خطر گمراهى بترسند».
وانگهى مگر پدران و مادران دشمن فرزندان خود هستند كه مصالح واقعى آنها را در نظر نگيرند فرزندان خود را از جان خود هم بيشتر دوست مىدارند، و به همين دليل جان خود را فداى آنان مىكنند.
آنها هر قدر هم كه بى اطلاع و كم سواد باشند سرد و گرم روزگار را چشيدهاند، به مزايايى كه در آينده زندگى زناشويى تأثير دارند آشنا هستند و به تشخيص «واقعيات» از «خيالات و اوهام» قادرند.
از همه گذشته از نظر اخلاقى هم اين امر بسيار زننده است كه جوان، كسى را كه حق حيات و زندگى بر او دارد، و تمام قدرت و نشاط و نيروى خود را در راه وى فدا كرده در چنين موضوع حساسى كه در زندگى آينده پدر و مادر نيز اثر دارد، به كلى كنار بگذارد، و به احساسات پاك آنها ابداً وقعى ننهد، و تنها چشمش به اشباع هوسهاى خودش دوخته باشد، و بدون جلب رضايت پدران و مادران دست به انتخاب بزند و تمام ديون را نسبت به آنان به دست فراموشى بسپارد. اين كار با هيچ «اصل انسانى» سازگار نيست.
ولى ما معتقديم هيچ يك از اين دو نظر به طور دربست واقعبينانه نيست.
نه پدران و مادران به تنهايى حق دارند عقيده خود را در انتخاب همسر بر جوانان تحميل نمايند، و نه صلاح جوانان است كه به تنهايى دست به اين كار مهم بزنند.
بلكه راه صحيح اين است كه با تشريك مساعى و همفكرى و مشورت و تبادل نظر اين مسأله حياتى را به سامان برسانند.
پدران و مادران بايد به اين حقيقت توجّه كنند كه مسأله انتخاب همسر همهاش منطق و استدلال نيست، بلكه عامل اصلى اين انتخاب غالباً ذوق است و مسلّماً ذوق افراد- حتى دو برادر- با هم تفاوت بسيار دارد.
كمتر اتّفاق مىافتد كه يك ازدواج تحميلى پايدار بماند، و بالاخره دير يا زود به جدايى مىانجامد، و از همه بدتر و خطرناكتر اين است كه پدران و مادران مصالح شخصى خودشان را در انتخاب همسر براى فرزندانشان در نظر بگيرند.
چنين افرادى بسيار گمراهند.
از طرفى «جوانان» نيز بايد بدانند كه غالباً شور و عشق جوانى پرده ضخيمى روى چشم انسان مىاندازد، و در آن حال جز «خوبى» چيزى نمىبينند. و تمام «عيوب» را فراموش مىكنند. اين پدران و مادران دلسوز و دوستان مطّلع هستند كه بايد با كمكهاى فكرى خود آنان را در اين انتخاب بزرگ يارى نمايند.
به علاوه جوانان هر قدر نيرومند باشند در طوفانها و حوادث زندگى از كمك دوستان و بستگان و پدران و مادران بىنياز نيستند.
اگر جوانان در اين امر مهم آنان را كنار بگذارند در مشكلات آينده نمىتوانند از پشتيبانى و حمايت آنان برخوردار گردند، و جلب اعتماد آنان مسلّماً براى جوانان ضرورت دارد.
از نظر اخلاقى هم قطعاً وظيفه دارند تا آنجا كه مىتوانند جلب نظر پدران و مادران دلسوز و با محبّت خود را بنمايند، و لذا در قوانين اسلامى اين تشريك مساعى به صورت جالبى پيشبينى شده و مخصوصاً در مورد دختران (دوشيزگان) دستور داده شده نخست رضايت آنها جلب شود و سپس موافقت اولياء، البتّه موارد نادرى كه پدر بخواهد براى منافع شخصى خود اقدام به ازدواجى بر خلاف مصالح فرزند خود كند از اين دستور اسلامى مستثنا است و همچنين مواردى كه ازدواج بر وفق مصالح فرزند است ولى پدر عمداً كارشكنى مىكند، در هيچ يك از اين موارد نظر او معتبر نيست و الزامى براى پيروى از وى وجود ندارد.
برگرفته شده از كتاب مشكلات جنسى جوانان/انتهاي پيام/