بررسي سحر و جادو از منظر اسلام
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ لازم است نخست مفهوم سحر و آيات آن را بررسى كنيم:
الف. سحر در لغت
1. خدعه و نيرنگ مانند: شعبده بازى.
2. هر چه كه عوامل نامرئى و مرموز دارد.
3. جلب شيطانها از راههاى خاص و كمك گرفتن از آنها.
4. تغيير ماهيت اشياء و شكل اشخاص به صورت خيالى.
تذكر: از نظر لغوى سحر شامل شعبده و تردستى نيز مىشود. «ر. ك: قاموس اللغه و مفردات راغب، مادهى« سحر»
ب. سحر در اصطلاح
1. نوعى اعمال خارق العاده كه آثارى از خود در وجود انسانها به جاى مىگذارد و گاهى يك نوع چشمبندى و تردستى است و گاه تنها جنبهى روانى و خيالى دارد. «تفسير نمونه، ج 1، ص 377»
2. سحر بر حسب متعارف، امر خارق العادهاى را گويند كه از راه تصرف در مشاعر ادراكى انسان، تحقق پيدا مىكند؛ بنابراين با قطع نظر از ادراكات انسانى، تحقق نفسى و واقعى نخواهد داشت. مانند: انواع چشمبندى و تسخير اشخاص، ايجاد حبّ و بغض و جدايى انداختن ميان زن و شوهر و عقد الرجال كه عموماً به تصرف در ادراك مربوط مىباشند. «اعجاز قرآن، علامه طباطبايى، ص 17- 116»
ج. اقسام سحر
1. علامه طباطبايى امور خارق العاده را چنين تقسيم بندى مىكند:
الف. بسيارى از اين امور، طبيعى و بوسيلهى تمرين حاصل مىشود. مانند: خوردن سمّ، بلند كردن اشياء سنگين و ... و گاهى اين امور طبيعى، مخفى است. مانند: كسانى كه بدن خود را به مايعى آغشته مىكنند و داخل آتش مىشوند و نمىسوزند.
ب. برخى از اين امور خارق العاده، مستند به امور طبيعى نبوده بلكه به خاطر قوت ارادهى صاحب آنها حاصل مىشود. اراده تابع علم است و هنگامى كه علم جازم و ايمان به تاثير داشته باشد اثر آن ظاهر مىشود. مانند: كسانى كه احضار ارواح مىكنند در واقع آنها روح را در مشاعر شخص حاضر مىكنند؛ يعنى در خيال و حواس آنها حاضر مىشود نه در خارج، و گرنه همه آن را مىديدند.
ج. كار صاحبان ارادهى قوى و افرادى كه رياضت مىكشند بنابراين اگر از جن و روح خبر گيرند و كمك جويند؛ «كهانت» ناميده مىشود. و اگر بوسيلهى ورد، نوشتجات و ... باشد؛ «سحر» ناميده مىشود. «ر. ك: الميزان، ج 1، ص 242»
تقسيم سحر در روايت
در روايات اسلامى نيز سحر را به چند گونه تقسيم كردهاند:
حكايت شده كه شخصى از امام صادق (ع) در مورد سحر پرسش كرد حضرت در پاسخ فرمودند:
«سحر اقسامى دارد برخى اقسام آن به منزلهى طبّ است. همانگونه كه پزشكان براى هر دردى دوايى دارند، ساحران نيز براى هر سلامتى، ناراحتى، و براى هر معنايى، حيلهاى دارند؛ و نوع ديگر سحر چيزى است كه در ارتباط با اولياى شيطان است پس نزديكترين نوع سحر به صواب (واقع) آن است كه به منزلهى طب است كه ساحر مردى را مبتلا مىكند به اينكه از زنان دورى كند و پزشكى آن مرد را معالجه مىكند و دفع سحر مىكند.» «بحارالانوار، ج 63، ص 21 و ميزان الحكمه، ج 4، ص 410»
تفسير نمونه اقسام سحر را چنين بر مىشمارد:
الف. گاهى صرفاً جنبهى نيرنگ، خدعه، چشمبندى و تردستى دارد؛
ب. گاهى از عوامل تلقينى در آن استفاده مىشود؛
ج. گاهى در آن از خواص ناشناختهى فيزيكى و شيمايى بعض اجسام و مواد استفاده مىشود؛
د. گاهى از طريق كمك گرفتن از شياطين است. «ر. ك: تفسير نمونه، ج 13، ص 240»
حقيقت سحر
سحر آثار روانى مثل ايجاد محبت يا دشمنى، ناراحتى يا خوشحالى دارد؛ اما آثار واقعى خارجى ندارد. مثل: زنده كردن مردگان يا تغيير ماهيت و حقيقت چيزى. «بحارالانوار، ج 63، ص 39»
سحر از ديدگاه علوم جديد
در گذشته ساحران با استفاده از برخى علوم برنامههاى خود را عملى مىساختند كه امروزه علم از آن پرده برداشته است.
اول: استفاده از خواص ناشناختهى فيزيكى و شيميايى اجسام كه در داستان ساحران زمان موسى (ع) آمده كه آنها با استفاده از خواص فيزيكى و شيميايى مانند جيوه و تركيبات آن توانستند چيزهايى به شكل مار بسازند و به حركت درآورند. «نمونه، ج 13، ص 237»
دوم: استفاده از خواب مغناطيسى، هيپنوتيزم و مانيه تيزم و تله پاتى و ... لازم به ذكر است اين علوم در شمار علومى است كه مىتواند در بسيارى از شئون زندگى مورد بهرهبردارى صحيح قرار گيرد، ولى ساحران از آن سوء استفاده مىكردند و براى اغفال و فريب مردم، آنها را به كار مىگرفتند. «تفسير نمونه، ج 1، ص 2- 381»
سحر از منظر قرآن كريم
قرآن كريم حدود 60 بار واژهى «سحر» و مشتقات آن را به كار برده است كه مىتوان اين آيات را به سه دسته تقسيم نمود:
1. آياتى كه مىفرمايد: مخالفان به انبياى الهى تهمت مىزدند و آنان را ساحر مىخواندند، مانند: يونس/ 76، هود/ 7، طه/ 71، شعراء/ 49.
2. آياتى كه در مورد مقابلهى حضرت موسى (ع) با ساحران زمان خويش است كه قرآن اين داستان را به طور مفصل بيان كرده است. اعراف/ 108 تا 123، طه/ 57 تا 73، شعراء/ 36 تا 46، يونس/ 75 به بعد، قصص/ 36 به بعد.
3. آياتى كه در مورد سحر هاروت و ماروت در شهر بابل سخن مىگويد. «بقره/ 102»
تحليل اجمالى چند آيه در مورد سحر
سوره طه/ 66: «قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعَى» «( موسى) گفت:« بلكه( شما) بيفكنيد.» و ناگهان ريسمانهايشان و عصاهاى آنان بر اثر سحرشان در خيال او( چنان) مىنمود، كه آنها در جنبوجوشند!»
سوره اعراف/ 116: «قَالَ أَلْقُوا فَلَمّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُو بِسِحْرٍ عَظِيمٍ» «[ موسى] گفت:« بيفكنيد!» و هنگامى كه( ساحران وسايل خود را) افكندند، ديدگان مردم را افسون كردند و آنان را هراسان كردند و سحرى بزرگ( پديد) آوردند!»
بسيارى از مفسران نوشتهاند: ساحران زمان موسى (ع) موادى همچون جيوه درون طنابها و عصاها قرار داده بودند كه با تابش آفتاب و گرم شدن اين مادهى فوق العاده فرّار، حركات مختلف و سريعى به آنها دست مىداد.»(تفسير نمونه، ج 13، ص 237)
اين مارنماها مسلماً جان نداشتند ولى با تلقينهايى كه ساحران به مردم كرده بودند و صحنهى خاصى كه در آنجا بوجود آمده بود، اين چنين در چشم مردم مجسم مىشد كه اين موجودات جان گرفتهاند و مشغول حركتند. بنابراين تعبير «سحروا اعين الناس» يعنى «چشم مردم را سحر كردند» نيز اشاره به همين معنا است و همچنين تعبير «يخيل اليه» يعنى «در نظر موسى چنين منعكس شد» نيز ممكن است اشاره به همين معنا باشد. «تفسير نمونه، ج 13، ص 237»
آيت الله معرفت مىنويسند:
در فرازى از آيات آمده، «يخيّل اليه- سحروا عين الناس» كه دلالت دارد كه سحر داراى هيچ حقيقت و واقعيتى نمىباشد چرا كه اين ريسمانها چنانچه به واسطهى سحر به مار حقيقى تبديل مىشدند، خداى متعال در آيهى شريفه نمىفرمود: «سحروا اعين الناس» بلكه مىفرمود: «فلمّا القوا صارت حيّات» «شبهات و ردود، آيت الله معرفت، ص 203 به نقل از مجمع البيان، ج 4، ص 461»
از تحليل اين دو آيهى شريفه چنين به دست مىآيد كه «سحر»، به خودى خود، داراى هيچ واقعيتى نبوده فقط در ناحيهى خيال انسان مىتواند تاثيراتى بگذارد.
نتيجهگيرى
با توجه به معناى لغوى و اصطلاحى سحر و نيز اقسام آن مىتوان چنين نتيجه گرفت: سحر در برخى اقسام آن فقط خيالى است كه اعجاب بيننده را بر مىانگيزد مانند: شعبده بازى؛ و در برخى اقسام ديگر، اثرات روانى دارد مانند: ايجاد محبّت و دشمنى به وسيله امور مخفى از قبيل سخن چينى و وسوسه و ... اما اينكه سحر داراى اثرات خارجى و واقعى همچون تغيير ماهيت و حقيقت مانند تبديل انسان به ميمون يا سوسك باشد، ناممكن مىباشد.
منابع:
1. تفسير نمونه، ج 1، ص 377 به بعد- و ج 13، ص 240.
2. الميزان، ج 1، ص 72 به بعد و ص 242.
3. السحر و الحسد، محمد متولى الشغراوى، موسسه اخبار اليوم، بىتا، بىجا.
4. السحر فى القرآن الكريم، عبدالمنعم الهاشمى، دار ابن حزم، بيروت، 1411 ق.
5. احكام السحر و السحره فى القرآن و السنّه، امام فخررازى، شرح فريال علوان، دارالفكر لبنانى.
6. السحر و السحره فى ضوء الحديث النبوى، دكتر سعد المرصفى، منشورات فرات السلاسل، كويت 1409 ق.
7. اعجاز القرآن فى علاج السحر و الحسد رسّ الشيطان، محمد محمود عبدالله، مكتبه زهران، بىتا، بىجا.
8. العلاج الربانى.
9. شبهات و ردود، آيت الله معرفت./انتهاي پيام/