بررسي سحر و جادو از منظر اسلام
کد خبر:۹۱۲۳۹

بررسي سحر و جادو از منظر اسلام

سحر در برخى اقسام آن فقط خيالى است كه اعجاب بيننده را بر مى‏انگيزد و در برخى اقسام ديگر، اثرات روانى دارد، اما اينكه سحر داراى اثرات خارجى و واقعى همچون تغيير ماهيت و حقيقت مانند تبديل انسان به ميمون يا سوسك باشد، ناممكن مى‏باشد. 

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ لازم است نخست مفهوم سحر و آيات آن را بررسى كنيم:

الف. سحر در لغت

1. خدعه و نيرنگ مانند: شعبده بازى.

2. هر چه كه عوامل نامرئى و مرموز دارد.

3. جلب شيطان‏ها از راه‏هاى خاص و كمك گرفتن از آنها.

4. تغيير ماهيت اشياء و شكل اشخاص به صورت خيالى.

تذكر: از نظر لغوى سحر شامل شعبده و تردستى نيز مى‏شود. «ر. ك: قاموس اللغه و مفردات راغب، ماده‏ى« سحر»

ب. سحر در اصطلاح

1. نوعى اعمال خارق العاده كه آثارى از خود در وجود انسان‏ها به جاى مى‏گذارد و گاهى يك نوع چشم‏بندى و تردستى است و گاه تنها جنبه‏ى روانى و خيالى دارد. «تفسير نمونه، ج 1، ص 377»

2. سحر بر حسب متعارف، امر خارق العاده‏اى را گويند كه از راه تصرف در مشاعر ادراكى انسان، تحقق پيدا مى‏كند؛ بنابراين با قطع نظر از ادراكات انسانى، تحقق نفسى و واقعى نخواهد داشت. مانند: انواع چشم‏بندى و تسخير اشخاص، ايجاد حبّ و بغض و جدايى انداختن ميان زن و شوهر و عقد الرجال كه عموماً به تصرف در ادراك مربوط مى‏باشند. «اعجاز قرآن، علامه طباطبايى، ص 17- 116»

ج. اقسام سحر

1. علامه طباطبايى امور خارق العاده را چنين تقسيم بندى مى‏كند:

الف. بسيارى از اين امور، طبيعى و بوسيله‏ى تمرين حاصل مى‏شود. مانند: خوردن سمّ، بلند كردن اشياء سنگين و ... و گاهى اين امور طبيعى، مخفى است. مانند: كسانى كه بدن خود را به مايعى آغشته مى‏كنند و داخل آتش مى‏شوند و نمى‏سوزند.

ب. برخى از اين امور خارق العاده، مستند به امور طبيعى نبوده بلكه به خاطر قوت اراده‏ى صاحب آنها حاصل مى‏شود. اراده تابع علم است و هنگامى كه علم جازم و ايمان به تاثير داشته باشد اثر آن ظاهر مى‏شود. مانند: كسانى كه احضار ارواح مى‏كنند در واقع آنها روح را در مشاعر شخص حاضر مى‏كنند؛ يعنى در خيال و حواس آنها حاضر مى‏شود نه در خارج، و گرنه همه آن را مى‏ديدند.

ج. كار صاحبان اراده‏ى قوى و افرادى كه رياضت مى‏كشند بنابراين اگر از جن و روح خبر گيرند و كمك جويند؛ «كهانت» ناميده مى‏شود. و اگر بوسيله‏ى ورد، نوشتجات و ... باشد؛ «سحر» ناميده مى‏شود. «ر. ك: الميزان، ج 1، ص 242»

تقسيم سحر در روايت

در روايات اسلامى نيز سحر را به چند گونه تقسيم كرده‏اند:

حكايت شده كه شخصى از امام صادق (ع) در مورد سحر پرسش كرد حضرت در پاسخ فرمودند:

«سحر اقسامى دارد برخى اقسام آن به منزله‏ى طبّ است. همانگونه كه پزشكان براى هر دردى دوايى دارند، ساحران نيز براى هر سلامتى، ناراحتى، و براى هر معنايى، حيله‏اى دارند؛ و نوع ديگر سحر چيزى است كه در ارتباط با اولياى شيطان است پس نزديك‏ترين نوع سحر به صواب (واقع) آن است كه به منزله‏ى طب است كه ساحر مردى را مبتلا مى‏كند به اينكه از زنان دورى كند و پزشكى آن مرد را معالجه مى‏كند و دفع سحر مى‏كند.» «بحارالانوار، ج 63، ص 21 و ميزان الحكمه، ج 4، ص 410»

تفسير نمونه اقسام سحر را چنين بر مى‏شمارد:

الف. گاهى صرفاً جنبه‏ى نيرنگ، خدعه، چشم‏بندى و تردستى دارد؛

ب. گاهى از عوامل تلقينى در آن استفاده مى‏شود؛

ج. گاهى در آن از خواص ناشناخته‏ى فيزيكى و شيمايى بعض اجسام و مواد استفاده مى‏شود؛

د. گاهى از طريق كمك گرفتن از شياطين است. «ر. ك: تفسير نمونه، ج 13، ص 240»

حقيقت سحر

سحر آثار روانى مثل ايجاد محبت يا دشمنى، ناراحتى يا خوشحالى دارد؛ اما آثار واقعى خارجى ندارد. مثل: زنده كردن مردگان يا تغيير ماهيت و حقيقت چيزى. «بحارالانوار، ج 63، ص 39»

سحر از ديدگاه علوم جديد

در گذشته ساحران با استفاده از برخى علوم برنامه‏هاى خود را عملى مى‏ساختند كه امروزه علم از آن پرده برداشته است.

اول: استفاده از خواص ناشناخته‏ى فيزيكى و شيميايى اجسام كه در داستان ساحران زمان موسى (ع) آمده كه آنها با استفاده از خواص فيزيكى و شيميايى مانند جيوه و تركيبات آن توانستند چيزهايى به شكل مار بسازند و به حركت درآورند. «نمونه، ج 13، ص 237»

دوم: استفاده از خواب مغناطيسى، هيپنوتيزم و مانيه تيزم و تله پاتى و ... لازم به ذكر است اين علوم در شمار علومى است كه مى‏تواند در بسيارى از شئون زندگى مورد بهره‏بردارى صحيح قرار گيرد، ولى ساحران از آن سوء استفاده مى‏كردند و براى اغفال و فريب مردم، آنها را به كار مى‏گرفتند. «تفسير نمونه، ج 1، ص 2- 381»

سحر از منظر قرآن كريم

قرآن كريم حدود 60 بار واژه‏ى «سحر» و مشتقات آن را به كار برده است كه مى‏توان اين آيات را به سه دسته تقسيم نمود:

1. آياتى كه مى‏فرمايد: مخالفان به انبياى الهى تهمت مى‏زدند و آنان را ساحر مى‏خواندند، مانند: يونس/ 76، هود/ 7، طه/ 71، شعراء/ 49.

2. آياتى كه در مورد مقابله‏ى حضرت موسى (ع) با ساحران زمان خويش است كه قرآن اين داستان را به طور مفصل بيان كرده است. اعراف/ 108 تا 123، طه/ 57 تا 73، شعراء/ 36 تا 46، يونس/ 75 به بعد، قصص/ 36 به بعد.

3. آياتى كه در مورد سحر هاروت و ماروت در شهر بابل سخن مى‏گويد. «بقره/ 102»

تحليل اجمالى چند آيه در مورد سحر

سوره طه/ 66: «قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعَى» «( موسى) گفت:« بلكه( شما) بيفكنيد.» و ناگهان ريسمان‏هايشان و عصاهاى آنان بر اثر سحرشان در خيال او( چنان) مى‏نمود، كه آنها در جنب‏وجوشند!»

سوره اعراف/ 116: «قَالَ أَلْقُوا فَلَمّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُو بِسِحْرٍ عَظِيمٍ» «[ موسى‏] گفت:« بيفكنيد!» و هنگامى كه( ساحران وسايل خود را) افكندند، ديدگان مردم را افسون كردند و آنان را هراسان كردند و سحرى بزرگ( پديد) آوردند!»

بسيارى از مفسران نوشته‏اند: ساحران زمان موسى (ع) موادى همچون جيوه درون طناب‏ها و عصاها قرار داده بودند كه با تابش آفتاب و گرم شدن اين ماده‏ى فوق العاده فرّار، حركات مختلف و سريعى به آنها دست مى‏داد.»(تفسير نمونه، ج 13، ص 237)

اين مارنماها مسلماً جان نداشتند ولى با تلقين‏هايى كه ساحران به مردم كرده بودند و صحنه‏ى خاصى كه در آنجا بوجود آمده بود، اين چنين در چشم مردم مجسم مى‏شد كه اين موجودات جان گرفته‏اند و مشغول حركتند. بنابراين تعبير «سحروا اعين الناس» يعنى «چشم مردم را سحر كردند» نيز اشاره به همين معنا است و همچنين تعبير «يخيل اليه» يعنى «در نظر موسى چنين منعكس شد» نيز ممكن است اشاره به همين معنا باشد. «تفسير نمونه، ج 13، ص 237»

آيت الله معرفت مى‏نويسند:

در فرازى از آيات آمده، «يخيّل اليه- سحروا عين الناس» كه دلالت دارد كه سحر داراى هيچ حقيقت و واقعيتى نمى‏باشد چرا كه اين ريسمان‏ها چنانچه به واسطه‏ى سحر به مار حقيقى تبديل مى‏شدند، خداى متعال در آيه‏ى شريفه نمى‏فرمود: «سحروا اعين الناس» بلكه مى‏فرمود: «فلمّا القوا صارت حيّات» «شبهات و ردود، آيت الله معرفت، ص 203 به نقل از مجمع البيان، ج 4، ص 461»

از تحليل اين دو آيه‏ى شريفه چنين به دست مى‏آيد كه «سحر»، به خودى خود، داراى هيچ واقعيتى نبوده فقط در ناحيه‏ى خيال انسان مى‏تواند تاثيراتى بگذارد.

نتيجه‏گيرى

با توجه به معناى لغوى و اصطلاحى سحر و نيز اقسام آن مى‏توان چنين نتيجه گرفت: سحر در برخى اقسام آن فقط خيالى است كه اعجاب بيننده را بر مى‏انگيزد مانند: شعبده بازى؛ و در برخى اقسام ديگر، اثرات روانى دارد مانند: ايجاد محبّت و دشمنى به وسيله امور مخفى از قبيل سخن چينى و وسوسه و ... اما اينكه سحر داراى اثرات خارجى و واقعى همچون تغيير ماهيت و حقيقت مانند تبديل انسان به ميمون يا سوسك باشد، ناممكن مى‏باشد.

منابع:

1. تفسير نمونه، ج 1، ص 377 به بعد- و ج 13، ص 240.

2. الميزان، ج 1، ص 72 به بعد و ص 242.

3. السحر و الحسد، محمد متولى الشغراوى، موسسه اخبار اليوم، بى‏تا، بى‏جا.

4. السحر فى القرآن الكريم، عبدالمنعم الهاشمى، دار ابن حزم، بيروت، 1411 ق.

5. احكام السحر و السحره فى القرآن و السنّه، امام فخررازى، شرح فريال علوان، دارالفكر لبنانى.

6. السحر و السحره فى ضوء الحديث النبوى، دكتر سعد المرصفى، منشورات فرات السلاسل، كويت 1409 ق.

7. اعجاز القرآن فى علاج السحر و الحسد رسّ الشيطان، محمد محمود عبدالله، مكتبه زهران، بى‏تا، بى‏جا.

8. العلاج الربانى.

9. شبهات و ردود، آيت الله معرفت./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار