فرار از موسيقي راه مرجعيت را نشان داد!
کد خبر:۹۱۶۷۷
به بهانه چهارمين سالگرد ارتحال آيت الله ميرزا جواد تبريزي

فرار از موسيقي راه مرجعيت را نشان داد!

عزيزانم! سكان هدايت مردم به دست شماست. كاري نكنيد دل امام زمان(ع) به درد آيد. او ناظر بر اعمال ما به اذن خداست و در همين‌جا از پيشگاه مباركشان مي‌خواهم كه اگر كوتاهي از طرف اين جانب سرزده، بر من ببخشند.

ياداشت از سيد محمد مهدي موسوي

«ديگر از دنيا خسته شده‌ام مي‌خواهم کمي در قبر استراحت کنم» اين جملات، آخرين حرفهاي کسي بود که مي گفت: «از زماني که به ياد دارم خستگي را احساس نکرده ام»

امروز (پنج شنبه) چهارمين سالگرد ارتحال مرجع تقليدي در مسجد اعظم قم برگزار مي شود که هر چند پدرش از بازاريان تبريز بود اما در سنين نوجواني راه حوزه را در پيش گرفت. او البته تا سال دوم دبيرستان، دروس جديد را خواند و در اين دروس نيز موفق بود اما يک اتفاق باعث شد او به علاقه اش يعني حوزه و دنياي طلبگي بپردازد.

*موسيقي بهانه را جور کرد

در سال دوم دبيرستان بود که مسئولان مدرسه اي که در آن درس مي خواند تصميم مي گيرند تا موسيقي را جزو دروس تحصيلي قرار دهند، او اما به بهانه اولين کلاس موسيقي در دبيرستان، فرصت را مغتنم دانست و با بيان اينکه اين کار خلاف شرع است، درس و مدرسه را رها کرد و گفت که ديگر حاضر نيست در آن مدرسه بماند.

در اين ميان مدير و معلمان با مراجعه به پدر مرحوم ميرزا از او مي خواهند که فرزندش را از تصميم خود منصرف کند چرا که معتقد بودند به دليل استعداد بالا، آينده درخشاني در انتظار او خواهد بود.

اصرارهاي معلمان و حتي خانواده اما کارگر نمي افتد تا آن که جواد نوجوان به مدرسه طالبيه تبريز مي رود و با جديت درس حوزه را شروع مي کند و بي خيال دروس متجدده مي شود.

جالب آن که حتي مدير دبيرستان با هدايايي خود به حجره مرحوم ميرزا جواد رفته و از او مي خواهد که به دبيرستان بازگردد اما ميرزا اين گونه جواب رد به او مي دهد: «من با خدا عهد بسته ام که دروس حوزه را شروع کنم و اين راه را انتخاب کرده ام و از تصميم خود هم بر نمي گردم. من مي خواهم راهي را بروم که نهايتش خدمت به دين و مذهب بر حق تشيع باشد»

َ*داستان يک هجرت

19 سال بيشتر نداشت که تصميم گرفت از حوزه تبريز به حوزه قم که آن روزها شهرت و جذابيت خاصي پيدا کرده بود، نقل مکان کند. از اين رو در سال 1364(ه . ق) راهي قم شد و به مدت چهار سال در درس مرحوم آيت ا... حجت کوه کمره اي، اصول و فقه خواند. چهار سال نيز در درس فقه مرحوم آيت ا... خراساني تلمذ کرد و علاوه بر آن در مدت 9 سال سکونت در قم در دروس فقه استاد الفقها و المجتهدين مرحوم آيت ا... بروجردي حاضر مي شد که به دليل تسلط و استعداد علمي، مورد توجه اين مرجع تقليد قرار گرفت و به عنوان ممتحن حوزه از سوي ايشان انتخاب شد.

با اين همه ، علاقه فراواني داشت که حوزه نجف را هم درک کند؛ «ما در حوزه قم بوديم و آوازه حوزه نجف را مي شنيديم، خيلي در حسرت نجف مي سوختم ولکن راهي براي هجرت به آن ديار نمي يافتم، هميشه در اين فکر بودم که آيا مي‌شود روزي ما هم موفق شويم حوزه نجف را درک کنيم و در جوار مرقد مطهر اميرالمومنين و حضرت اباعبدالله الحسين(ع) ادامه تحصيل دهم و اين آرزو موجب شده بود که توسل فراوان داشته باشم تا آن که خداوند متعال حاجت من را برآورده کرد و در يک جلسه علمي که داشتيم خدا عنايت کرد و اسباب مهيا شد و موفق به هجرت به سوي نجف شدم».

داستان برآورده شدن اين حاجت نيز از زبان خود ميرزا جالب است؛

«رسم بود که بعضي از تجار تبريزي از تهران يا تبريز به قم مي آمده و طلاب آذري زبان را به ميهماني دعوت مي کردند، يک روز حاج يعقوب اپکچي از تجار متدين تبريز ساکن در تهران به قم آمده بود و طلاب را بر حسب عادت معمول دعوت کرد. من هم در آن جمع بودم در آن جمع عده زيادي از علما که بعضي از آنان از مراجع وقت بودند، حضور داشتند. آن زمان من هم يک طلبه جوان بودم. در آن جلسه مسأله علمي اي مطرح شد که در اطراف اين موضوع طلاب بحث کردند که من وارد بحث شده و گفتم جواب مسأله اين نيست که مي گوييد بلکه جواب اين است... بعضي ازطلاب از اين که من وارد بحث شدم خوششان نيامد اما کم کم بعضي از فضلاي جلسه حرفم را تأييد کردند و اين موجب شد که ميزبان توجه خاصي به من بکنند ولذا پس از پايان جلسه خود را به من رساند و گفت: اگر آقايان رفتند شما بمان،با تو کار دارم. بعد ازرفتن همه افراد حاج يعقوب به نزد من آمد و گفت: ماشاءا... مسلط هستي، دوست دارم اگر حاجتي داري برات برآورده کنم.

من هم که دنبال حوايج دنيوي نبودم به او گفتم سالهاست که آرزو دارم حوزه نجف را ببينم و درآنجا تحصيل کنم، ليکن امکانات و خرجي راه و استقرار در نجف را ندارم که او هم به من قول داد در مدت سه روز ضمن تهيه گذرنامه، تمام مايحتاج راه را تهيه کند.

من به عنايت اهل بيت(ع) به نجف اشرف سفر کردم و تا نجف بودم اين تاجر متدين، به من عنايت داشت وحتي پس از بازگشت از نجف، محبت‌هاي فراواني کرد. خدا رحمتش کند، خيلي خدمت کرد».

* شاگرد اول درس آيت ا... خويي

مرحوم ميرزا هنگام ورود به نجف در درس‌هاي گوناگوني حضور يافت اما در نهايت اين درس مرحوم آيت ا... العظمي خويي بود که او را شيفته خود ساخت طوري که به تدريج از چهره‌هاي شاخص اين استاد برجسته شد و مورد توجه ويژه ايشان قرار گرفت. همين مسأله باعث شد که پس از چندي، به عضويت در شوراي استفتاء اين مرجع بزرگ تقليد که در آن زمان شخصيت‌هايي چون شيخ وحيد خراساني، سيد علي سيستاني، سيد محمد باقر صدر، شيخ مجتبي لنکراني، شيخ صدر بادکوبي و شيخ علي اصغر احمدي شاهرودي نيز در آن حضور داشتند، نايل شود.

جالب تر اين که مرحوم ميرزا طرف مشورت آيت ا... خويي هم بود به طوري که در مسافرت‌ها ايشان را همراهي مي کرد و مشاور ارشد سيد خويي به شمار مي آمد.

* ترويج تشيع در کرکوک، يادگار دوران تبليغ

ايشان البته علاوه بر تدريس و تحقيق در حوزه نجف، از تبليغ دين نيز غافل نبود و به خصوص از آنجا که گفتارش با عمل آميخته بود تلاش‌هاي تبليغي اش اثرات بسيار مطلوبي را به جا مي گذاشت. تکميل پايه گذاري تشيع در منطقه کرکوک عراق را مي توان از مهم ترين موفقيت‌هاي تبليغي ايشان به شمار آورد به گونه‌اي که اکثر مردم آن مناطق به واسطه آشنايي با ايشان، به مکتب شيعه روي آوردند.

* بازگشت اجباري به ميهن

مرحوم آيت ا... جواد تبريزي پس از 23 سال حضور در حوزه نجف اشرف سرانجام در سال 1355 هجري شمسي هنگام بازگشت از مرقت مطهر سيد الشهدا(ع) از سوي رژيم بعث عراق دستگير و به ايران فرستاده شد و در بازگشت به ميهن راه قم را برگزيد.

*درسي که هيچ گاه تعطيل نمي شد

ميرزا، در قم نيز به جز چهار سال آخر عمر که بيماري تاب و توان تدريس برايش نگذاشته بود، به تدريس منظم دروس اصول و فقه مشغول بود، به طوري که حتي در ايام بحراني جنگ و بمباران شهر قم درس ايشان تعطيل نبود....

«گوش بکنيد که چه‌ها عرض مي کنم عزيزان من! اين‌ها که مي گويم به درد شما مي خورد»

بي شک  کساني که حوالي ساعت نه تا ده صبح در درس ايشان در مسجد اعظم قم حاضر مي شدند بارها اين تکيه کلام مرحوم ميرزا را شنيده اند و البته پايداري در تحصيل و به ويژه کسب مکارم اخلاق را از او آموخته اند، آن گاه که مي گفت «من چهل سال است که طعم تعطيلي را نچشيده ام».

*وداع با دنياي خسته کننده

و در نهايت آيت الله العظمي ميرزا جواد تبريزي درآخرين روز آبان ماه سال 1385 هجري شمسي پس از طي دوران 4 ساله بيماري، چهره در نقاب خاک کشيد و در کنار مرقد پاک کريمه اهل بيت، حضرت معصومه(س) براي هميشه از خستگي اين دنيا فارغ شد.

مردم نيز البته در نخستين روز آذرماه همان سال وداعي به ياد ماندني با او داشتند که وصف آن از عهده اين قلم برنمي آيد.

&ويژگي‌هاي برجسته اخلاقي

* اشتياق فراوان به کسب دانش

اشتياق فراوان به تحقيق و تدريس، از جمله ويژگي‌هاي شخصيتي آيت ا... تبريزي بود که همگان را به شگفتي وا مي داشت. ايشان معمولا شبان‌گاه به مطالعه مي پرداخت و با صداي اذان صبح سر از کتاب برميداشت.

* فروتني در عين بزرگي

 با آن که از نظر علمي جزو شگفتي‌هاي روزگار بود و در حوزه به عنوان مرجع تقليد شناخته مي شد، ولي اين مسأله هيچ گاه موجب نمي شد در برخورد با مردم به ويژه شاگردان، رفتاري غرورآميز  داشته باشد. از اين رو، بارها ديده مي شد که ايشان به خانه شاگردان خود مي رفت و جوياي حال آنها مي شد. آن مرحوم حتي روزهاي تعطيل و جمعه نيز تا نزديک اذان ظهر و عصر، پاسخگوي مسائل علمي طلاب بود

* مردم موشک باران شوند و من ....!؟

درروزهاي جنگ تحميلي كه شهر مقدس قم مورد موشك باران ارتش بعث عراق قرار داشت، بارها از آيت ا... تبريزي خواسته شد شهر را به قصد مكاني امن‌تر ترك كند، ولي پاسخ ايشان تنها يك جمله بود: «چرا بايد عده‌اي زير موشك باشند و ما راحت باشيم؟»

هنگامي‌هم كه مسؤولان شهر تصميم گرفتند سنگرهايي از پيش ساخته شده را به خانه ايشان منتقل كنند، با پاسخ منفي ايشان روبرو شدند.

* ارادت به رزمندگان جبهه

در طول هشت سال دفاع مقدس، بارها مشاهده شد كه هنگام حمله رزمندگان اسلام به دشمن بعثي، مرحوم آيت ا... تبريزي مشغول زمزمه دعاي توسل بود. علاقه ايشان به رزمندگان فوق العاده بود، به طوري كه در جاهاي گوناگون از آنها با عنوان بهترين انسان‌هاي روي زمين نام مي‌برد. همچنين با توصيه‌هاي مكرر ايشان، بسياري از شاگردانش در جبهه‌هاي نور عليه ظلمت شركت كردند و در اين ميان، گروهي نيز شربت شهادت نوشيدند.

* توصيه به جوان‌ها؛ تحصيل و تهذيب

آيت ا... تبريزي به جوانان و به ويژه طلاب جوان توصيه مي‌كرد: «جواني را غنيمت بشماريد كه زودگذر است. درس خواندن براي خدا، از بهترين اعمال است. شما زحمات و مشقات آن را تحمل كنيد تا انشاء ا... به درجات عالي علم برسيد.» همچنين بارها مي‌فرمود: «توصيه اين جانب به شما اين است كه ابتدا به درس اهميت بدهيد و از نظر علمي‌و اخلاقي خود را پرورش دهيد و در مجادلات علمي، سعي كنيد ازجاده انصاف و اعتدال خارج نشويد.»

* عشق و ارادت به آل رسول(ع)

عشق و ارادت آيت ا... تبريزي به اهل بيت، براي همه عاشقان خاندان عصمت و طهارت مثال زدني بود و عزاداري به سمت حرم حضرت معصومه(س) با پاي پياده، در روزهاي شهادت حضرت زهرا(س) از ويژگي‌هاي ايشان به شمار مي‌آمد. خود آن مرحوم به‌عنوان عاشقي پاك باخته اهل بيت(ع) مي‌فرمود: «ذكر فضايل اهل بيت(ع) و عزاداري به صورت دسته‌هاي سينه زني و مواكب حسيني كه موجب زنده نگه داشتن خاطره مظلوميت و سيره اهل بيت و بيان گر كرامات آن خاندان باشد، از عبادات است و بايد مورد توجه جدي باشد.»

* اندکي از وصيت نامه

بي‌شك، وصيت بزرگان ديني، نه تنها براي امروز،بلكه براي هميشه مي‌تواند مفيد و اثر بخش باشد. در اينجا، بخش‌هايي از وصيت نامه آيت ا... تبريزي را مرور مي‌كنيم:

«به طلاب عزيز نصيحت مي‌كنم با جديت و تلاش، تقواي الهي را پيشه كار خود كنند و در امر تحصيل تلاش كنند و همواره رضاي خدا را مد نظر داشته باشند.

عزيزانم! سكان هدايت مردم به دست شماست. كاري نكنيد دل امام زمان(ع) به درد آيد. او ناظر بر اعمال ما به اذن خداست و در همين‌جا از پيشگاه مباركشان مي‌خواهم كه اگر كوتاهي از طرف اين جانب سرزده، بر من ببخشند.

عزيزانم! به دعاي خير شما نياز دارم، من چه در ميان شما باشم يا نباشم. دلي به دنيا نبسته‌ام كه در اداي وظيفه خود ترديد كرده باشم. هنگامي‌كه در ميان شما بودم، خود را يك خادم كوچك حساب مي‌كردم كه اميدوارم اين خدمت ناچيز مورد رضايت اهل بيت(ع) واقع شده باشد كه رضاي آنان رضاي خداست. حال كه در ميان شما نيستم. به دعاي خير شما محتاجم.»

پربازدیدترین آخرین اخبار