نقش دين در زندگى انسانها
کد خبر:۹۲۳۲۶

نقش دين در زندگى انسانها

«دين» يك نهضت همه جانبه، براى اصلاح فكر و عقيده، و پرورش اصول عالى اخلاق انسانى، و حسن روابط افراد اجتماع، و حذف هرگونه تبعيض ناروا، در پرتو ايمان بخدا و احساس مسؤوليت درونى است، با توجه به اين تعريف علل نياز ما به دين و تعليمات دينى آشكار مى‏گردد؛

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ براى پى بردن به نقش دين در زندگى قبلًا بايد تعريف و ماهيت دين روشن گردد، و بطور خلاصه آن را مى‏توان چنين تعريف كرد:

«دين» يك نهضت همه جانبه، براى اصلاح فكر و عقيده، و پرورش اصول عالى اخلاق انسانى، و حسن روابط افراد اجتماع، و حذف هرگونه تبعيض ناروا، در پرتو ايمان بخدا و احساس مسؤوليت درونى است.

با توجه به اين تعريف علل نياز ما به دين و تعليمات دينى آشكار مى‏گردد؛ اما بگونه‏اى گسترده‏تر مى‏توان گفت علل نياز ما به دين از چند نظر است:

1- پشتوانه‏اى براى اصول اخلاق‏

مذهب پشتوانه‏اى براى اصول اخلاق انسانى همچون عدالت؛ امانت، درستكارى؛ برادرى؛ مساوات؛ حق‏شناسى، گذشت، فداكارى، كمك به نيازمندان؛ و ديگر صفات عالى انسان است؛ همان اصولى كه بدون آنها نه تنها زندگى ما نظم و آرامش خود را از دست مى‏دهد بلكه به يك ميدان جنگ تبديل مى‏گردد، البتّه ممكن است اين اصول اخلاقى و اجتماعى را بدون مذهب هم پيدا كرد ولى مسلّماً بدون «يك اعتقاد راسخ دينى» اين مفاهيم نه تنها اصالت خود را از دست مى‏دهند، بلكه بصورت يك سلسله «تذكرات غير لازم الاجرا» در مى‏آيند، چه اين‏كه اصول اخلاقى منهاى مذهب مانند نصايح يك دوست صميمى خواهد بود كه در عمل به آن و عدم عمل به آن كاملًا مختاريم.

از طرفى اين صفات- قبل از هر چيز- بر اساس يك سلسله كيفيات درون ذاتى و عقيده‏اى استوارند، و طبعاً از قلمرو و نفوذ قوانين معمولى بيرون هستند.

بنابراين ايمان به علم و قدرت لايزالى كه از درون و بيرون انسان بطور يكسان آگاه است و بر آن نظارت مى‏كند، مى‏تواند ريشه نهال‏هاى اخلاقى را در درون جان انسان پرورش دهد، و افراد را بطور خود كار به «درستى»، «و انجام وظيفه» و هنگام لزوم «گذشت» و «فداكارى» و «ايثار» وادارد.

همان‏طورى كه «ويل دورانت» فيلسوف و مورخ معروف در كتاب «لذّات فلسفه» مى‏گويد: «بدون ضمانت مذهب اخلاق يك حسابگرى بيش نيست»، و بدون آن احساس تكليف از ميان مى‏رود. «لذات فلسفه، صفحه 478»

2- تكيه‏گاه براى مبارزه با حوادث سخت زندگى‏

مذهب تكيه‏گاه مؤثرى براى مبارزه با حوادث سخت زندگى و پيشگيرى از واكنش‏هاى نامطلوب يأس و نوميدى است كه به هنگام برخورد با مشكلات و بن بست‏هاى زندگى دست مى‏دهد.

يك فرد مذهبى با ايمان راسخ به خدا كه مبدأ بى‏پايان علم و قدرت است؛ و با اتكاءِ و استمداد از لطف و يارى او، در برابر هيچ مشكلى خود را تنها و ضعيف و ناتوان نمى‏بيند، چرا تنها ببيند با اين‏كه تحت حمايت كسى قرار دارد كه بر هر چيز قاهر و قادر است.

و با ايمان به اين‏كه هر بن بست و مشكلى با حمايت بى دريغى كه او از بندگانش دارد حل شدنى است، هرگونه عوامل «يأس و نوميدى» را از خود دور مى‏سازد.

به همين دليل كمتر موردى مى‏توان پيدا كرد كه يك فرد مذهبى گرفتار عكس‏العمل‏هاى حاد يأس مانند «انتحار و خود كشى، هيجان‏هاى عصبى؛ بيمارى‏هاى روانى» كه واكنش نااميدى و احساس شكست قطعى هستند؛ شده باشد.

قرآن مجيد مى‏گويد: بدانيد دوستان خدا هرگز نمى‏ترسند و از هيچ چيز اندوهگين نمى‏گردند. «سوره يونس، آيه 62»

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: يك آدم با ايمان هرگز خودكشى و انتحار نمى‏كند.

بنابراين «ايمان مذهبى» از يك سو «عامل تحرك و جنبش» و از سوى‏ ديگر «عامل بازدارنده»؛ در برابر اثرات منفى درگيرى‏ها و پيكارهاى انسان با حوادث سخت زندگى است.

«برتراند راسل» مى‏گويد: «در آلمان پس از سقوط نازى‏ها خطر اغتشاش فكرى و ايدئولوژيكى بوجود آمد، ولى شكى نيست كه مذهب يكى از بزرگترين عوامل بازگشت به ثبات در اين كشور بوده است». «درك تاريخ، صفحه 62»

«رفتار بشر كه از اتكاى به دين برخوردار نيست دچار هرج و مرج اپيكورى خاصى مى‏شود، و حياتى كه پايه تسلى از ايمان و عقيده ندارد، همچون بارى سنگين و غير قابل تحمل خواهد بود.» «تاريخ ويل دورانت، صفحه 111، جلد اوّل‏» و به اين ترتيب زندگى بدون مذهب ميدانى است براى اغتشاش فكرى و بارى است غير قابل تحمل.

3- مبارزه با خلاء ايدئولوژيكى‏

از آن‏جا كه انسان نمى‏تواند «خلأ فكرى» را براى مدتى طولانى تحمل كند اگر فضاى فكر او با عقايد و تعليمات صحيح پر نشود گرايش او به مكتب‏هاى غلط و ارزش‏هاى كاذب حتمى است، و در چنين حالتى هرگونه عقيده خرافى، و احياناً ويرانگر مى‏تواند فضاى روح او را بدون برخورد با مانعى پر كند و براى هميشه رسوبات مزاحمى در اعماق مغز او باقى گذارد.

گرايش انسان به «بت پرستى، انسان پرستى، خرافات گوناگون؛ اعتقاد به‏ تأثير يك سلسله موهومات در سر نوشت خود» كه حتى در حالات بعضى از دانشمندان جهان ديده مى‏شود، همه ناشى از همين «خلأ روحى» است، مذهب خلأ ايدئولوژيكى و فكرى انسان را به تعليمات صحيح خود پر مى‏كند و از گرايش به بيهودگى‏ها و موهومات باز مى‏دارد.

بنابراين مذهب اگر بصورت صحيحى تفهيم گردد عامل مهمى براى مبارزه با خرافات است؛ و البتّه در غير اين صورت خود عاملى براى گسترش آن خواهد بود.

4- كمك به پيشرفت علم و دانش‏

دين با تعليمات صحيح و استوارش مى‏تواند عامل مؤثرى براى پيشرفت‏هاى علمى باشد، (دقت كنيد) زيرا از يكسو: اساس دين بر آزادى اراده و اين‏كه هركس در گرو عمل خويش است گذارده شده است. «مدثر آيه 38»

و از سوى ديگر: ايمان مذهبى مى‏گويد: نظام جهان هستى از علم و دانش بى‏پايانى سرچشمه گرفته، و بسان كتاب بسيار عظيمى است كه با خامه دانشمندى- با دانشى بى‏پايان- نگاشته شده است، بنابراين هر صفحه بلكه هر خط و كلمه اين كتاب بزرگ آفرينش محتوى حقيقت برجسته‏اى است، و در خورد هرگونه مطالعه و دقت.

اين طرز جهان بينى كمك غير قابل انكارى به تفكر و انديشه مداوم و پى گير در سازمان آفرينش، و در نتيجه كمك به پيشرفت علوم و دانش‏هاى انسانى مى‏كند.

به عكس اگر ما جهان را صرفاً مولود عوامل فاقد عقل و دانش- يعنى عوامل طبيعى- بدانيم و معتقد به مبدأ علم و دانش در جهان هستى نباشيم، چه دليلى دارد كه براى كشف اسرار آن تلاش و كوشش كنيم.

اصولًا جهانى كه نتيجه فعاليت چنان دستگاهى باشد لزومى ندارد كه حساب شده يا اسرارآميز باشد.

ضربه‏اى كه اين نوع «جهان بينى» به پيشرفت علوم و دانش‏هاى انسان مى‏زند ناگفته روشن است، و اين همان چيزى است كه فيلسوف دانشمند معاصر «آلبرت اينشتاين» در گفتار معروفش درباره «علت» توجه متفكران و مكتشفان بزرگ به مذهب مى‏گويد:

«به سختى مى‏توان در ميان مغزهاى متفكّر جهان كسى را يافت كه داراى يك نوع احساس مذهبى مخصوص به خود نباشد، اين مذهب با مذهب يك شخص عادى فرق دارد ....

اين مذهب به صورت «تحيرى شعف‏انگيز» از نظام عجيب و دقيق كاينات است كه گاه گاه پرده از روى اسرارى بر مى‏دارد كه در مقايسه با آن تمام تلاش‏ها و تفكرات منظم انسانى انعكاسى ضعيف و نا قابل بيش نيست.

اين احساس چراغ راه كاوش‏ها و زندگى اوست، و در برابر افتخارات و پيروزى‏هايى كه نصيب وى مى‏شود او را از بنده‏هاى گران «خودخواهى و تفاخر» بدور مى‏دارد». «دنيايى كه من مى‏بينم، صفحه 60»

و در جاى ديگر اضافه مى‏كند: «آيا چه الزام و اعتقادى از نظام جهان هستى و چه اشتياق عجيبى «كپلر» و «نيوتن» را نيرو مى‏بخشيد كه سال‏ها در تنهايى و سكوت محض براى توضيح دادن و از پيچيدگى در آوردن جاذبه و نظام فلكى رنج ببرند؟! .......

آرى آن چيزى كه به فداكاران و جانبازان قرون، على رغم شكست‏ها و ناكامى‏هاى ظاهرى، توان مى‏دهد كه بار ديگر بر پاى خيزند و جهاد كنند همين احساس مذهبى مخصوص است». «دنيايى كه من مى‏بينم، صفحه 59»

و بگفته دانشمند شيميدان معاصر «آبر نتاى» : «علوم براى تكميل خود بايد عقيده به خدا را جزو اصول مسلّم خود بشمارند». «اثبات وجود خدا، صفحه 96»

و به اين ترتيب يك فرد مذهبى- با استفاده از تعليمات صحيح مذهب- بيش از هركس مى‏تواند به كاوش جهان هستى و كشف اسرار و قوانين آن بپردازد.

5- مبارزه با تبعيضات‏

دين با هرگونه اختلافى كه براساس اختلاف رنگ‏ها؛ نژادها؛ و طبقات اجتماعى باشد مبارزه مى‏كند؛ چه اين‏كه: مذهب همه انسان‏ها را بندگان خدا؛ و همه جا را كشور خدا، و همه را بطور يكسان مشمول لطف و محبّت او مى‏داند؛ و همه را يك واحد معرفى مى‏كند.

تعليمات اسلام با صراحت مى‏گويد تنها امتيازى كه مى‏تواند انسانى بر انسان ديگر داشته باشد امتيازى است كه نه بر پايه خون و نژاد و زبان، و طبقات باشد بلكه امتيازى است كه از درون ذات و روح و فكر انسان مى‏جوشد، امتيازى است كه از تقوا و پرهيزكارى، پاكى و درستى؛ و ديگر صفات عالى انسان و درون ذاتى سرچشمه مى‏گيرد.

«اى مردم ما شما را از يك پدر و مادر آفريديم (بنابراين خون و نژاد همه يكى است) و شما را به گروه‏ها و قبيله‏ها تقسيم كرديم تا يكديگر را (با اين تفاوت‏هاى جسمى) بشناسيد (ولى اينها ملاك افتخار شما نيست) گرامى‏ترين شما آن‏كس است كه پرهيز كارترين باشد» «سوره حجرات، آيه 13» و با اين ترتيب نقش مذهب در جهانى كه هنوز مسأله «رنگ و پوست» بدن تا چه رسد به مسأله طبقات در آن حل نشده كاملًا روشن مى‏گردد.

البتّه انكار نمى‏توان كرد كه هرگونه تفكر و اعتقاد مذهبى نمى‏تواند سرچشمه اين آثار باشد بلكه اين تفكر و اعتقاد، همانند هرگونه نهضت فكرى ديگر، نياز به رهبرى صحيح دارد؛ و در صورت عدم رهبرى صحيح «سر از خرافه پرستى؛ رهبانيت؛ فرار از زندگى مثبت؛ و گرايش‏هاى منفى نيمه عرفانى كه نمونه آن هم اكنون بر اثر خستگى از زندگى ماشينى در غرب ديده مى‏شود. در مى‏آيد»؛ و تنها در اين حالت است كه بر اثر عدم معرفى صحيح، مذهب به صورت يك عامل بازدارنده محسوب مى‏گردد نه پيشرو.

برگرفته شده از كتاب  اسلام در يك نگاه/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار