هشدارهاي رهبري در خصوص علوم انساني همچنان مهجور است
محمد مهدي اسلامي؛ كيفيت علوم انساني در كشور ما و محتواي آن، يكي از دغدغههاي مستمر رهبر معظم انقلاب در چند سال گذشته محسوب ميشود؛ اگرچه رهبر حكيم انقلاب در ديدار با اساتيد دانشگاه در شهريورماه سال گذشته، به پذيرش حدود دو ميليون دانشجوي علوم انسانى بدون انجام كار بومى و تحقيقات اسلامى به صراحت انتقاد كردند و گفتند: «استاد مبرزى كه معتقد به جهانبينى اسلامى باشد و بخواهد جامعهشناسى يا روانشناسى يا مديريت يا غيره درس بدهد، مگر چقدر داريم كه اين همه دانشجو براى اين رشتهها ميگيريم؟» اما نقطهي آغاز اين آسيبشناسي در اين زمان نبود، بلكه يكي از مشهورترين انتقادات ايشان به اين رويه، در جمع دانشجويان دانشگاه اميركبير در ارديبهشت ماه 1379 بود.
شكستن قالبهاي دُگم
ايشان در آن ديدار تحجر و جزمگرايي را يك بلا قلمداد كردند و راه مقابله با آن را در دانشگاهها ايجاد فرهنگ نوانديشي و اجتهاد علمي معرفي كرده و «جهاد علمي» را وارد ادبيات دانشجويي كردند. در آن سخنان ايشان با تأكيد بر ضرورت مجاهدت و تلاش بيوقفه براي تقويت بنيهي علمي كشور و با يادآوري آنكه بدون تحقق اين هدف، كشور در همهي زمينهها عقب ميماند و مقابله با قدرتهاي زورگوي جهاني نيز بهطور كامل امكانپذير نخواهد بود، خاطر نشان كردند: «علم را بايد از همه فرا گرفت اما لازم است با استفاده از روشهاي مناسب، از حالت مصرفكنندهي صرف فرآوردههاي علمي بيگانگان خارج شد و نوعي خودآگاهي جمعي در قبال فرهنگ تحكمآميز غربي در محيطهاي علمي به وجود آورد.» همچنين ايشان وجود ذائقه و تفكر ترجمهاي و فرهنگ استفادهي مستمر از فرآوردههاي كهنهي علمي را مصيبتي بزرگ برشمردند و انتظار اصلي را از دانشگاهها شكستن قالبهاي دُگم و منفعلانه و نيز يك جنبش نرمافزاري همهجانبه و عميق در كشور با نوآوريهاي علمي ترسيم نمودند.
اينك اين نوآوريها در برخي از شاخههاي علوم تجربي به ثمر نشسته است؛ آنچه كه قوت ايران در علوم هستهاي، سلولهاي بنيادين، نانوتكنولوژي و ... شهره گشته است. اما علوم انساني از اين مسير جا مانده است. شايد از همين رو شاهد تصريح اخير رهبري هستيم كه آنچه ميتواند موقعيت علم را در ايران افتخارآميز كند، چرخهي توليد كامل علمي است.
هشدارهاي رهبري در خصوص ترجمهاي نيانديشيدن در علوم انساني، حتي بعد از رخنمون شدن آثار يك دهه بيتوجهي به آن نيز همچنان مهجور است. هرچند آيتالله خامنهاي با تأكيد مضاعفي در سخنان خويش بدان ميپردازند و بسياري نيز در كلام به آن اهتمام ورزيدهاند. تا آنجا كه يكي از اساتيد شاخص منتقد ليبراليزم تصريح ميكرد كه تنها دو كتاب علمي در نقد مباني ليبراليزم (كه بن مايه بسياري از علوم انساني قرار گرفته است) در كشور تأليف شده است.
داشتن قدرت و جرأت علمي
بايد پرسيد عدم تمهيد كدام زيرساختها مانع اجراييشدن اين منويات است؟ ايشان ده سال پيش در جمع دانشجويان دانشگاه اميركبير كه افقنمايي كشور را در صورت ادامهي رويهي فعلي در خود داشت و بخشي از آن را در سال گذشته شاهد بوديم، دو شرط را لازمهي نوانديشي علمي قلمداد كردند كه به نظر ميرسد اين دو شرط در حد كافي مهيا نگرديده است: قدرت و جرأت علمي. قطعاً يكي از اصليترين تأمينكنندگان قدرت علمي براي نوانديشي مبتني بر متون اسلامي، متخصصان حوزوي هستند كه ميتوانند از معارف رسيده از ائمهي طاهرين(ع) مباني علوم را استخراج نمايند. آنچنان كه در ديدار اخير خود با نخبگان جوان علمي نيز بر نقش عمدهي محصولات علمي دانشبنيان در چشمانداز تأكيد نمودند و خطاب به اساتيد تصريح كردند كه اگر در زمينهي علوم انساني حرف نويي داشته باشند، همچون دانشمندان مؤسسهي رويان اعتماد رهبري در خدمت آنهاست.
اما تأمين جرأت لازم برعهدهي چه دستگاههايي است؟ بيشك بخشي از آن برعهدهي رسانهها است تا با يادآوري مصاديق مربوطه، روح اميد و جرأت لازم را در ميان محققان پديد آورند و رسانهي ملي به فراخور مخاطب گستردهتر و امكانات وسيعتر براي فرهنگسازي، نقش خطيرتري در اين خصوص برعهده دارد. آنچه مسلم است نمونههاي الهامبخش كاملي نيز در اسلام وجود دارد كه ميتوان از آنها براي فرهنگسازي بهره گرفت و با يادآوري منابع غني نهفته در آموزههاي ائمهي طاهرين(ع) كه در رسانههاي ما كمتر از آنها بهره گرفته شده است، روح اميد و جرأت را در انديشمندان كشورمان دميد.
پايگاه حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي
/انتهاي پيام/