چه چيز بايد مورد علاقه باشد؟
کد خبر:۹۳۶۳۲
كلام امير؛

چه چيز بايد مورد علاقه باشد؟

آنچه بايد مايه سرور و خوشحالى تو گردد چيزى است که از پيش براى روز قيامت فرستاده اى و آنچه بايد مايه تأسف تو گردد چيزى است که به جاى مى گذارى و مى روى و از آن براى ذخيره يوم المعاد استفاده نمى کنى.

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ امام علي(ع) در آغاز نامه 22 مى فرمايد: «اما بعد (از حمد و ثناى الهى) (بسيار مى شود که) انسان از يافتن چيزى خشنود مى گردد که هرگز از دست او نمى رفت (و به عکس) از فوت چيزى اندوهناک مى گردد که هرگز نصيب او نمى شد»; (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْمَرْءَ لَيَفْرَحُ بِالشَّيْءِ الَّذِي لَمْ يَکُنْ لِيَفُوتَهُ، وَيَحْزَنُ عَلَى الشَّيْءِ الَّذِي لَمْ يَکُنْ لِيُصِيبَهُ).

اشاره به اينکه از نظر مقدرات الهى و يا به بيانى ديگر از نظر عالم اسباب، گاه مواهبى نصيب انسان مى شود که تلاش و کوششى براى آن نکرده و از نظر ظاهر به طور حتم به او مى رسيد در اين گونه موارد شادمانى چندان مفهومى ندارد و به عکس از نظر مقدرات و عالم اسباب امورى است که انسان هرچه تلاش کند به آن نخواهد رسيد و به تعبير ديگر قسمت او نيست گاه در اينجا غمگين مى شود در حالى که تأسف خوردن بر اين گونه امور منطقى نيست و همانند آن است که انسان تأسف بخورد چرا بال و پر ندارد که بر فراز آسمان ها پرواز کند.

به يقين توجّه به اين دو نکته انسان را از دلبستگى هاى فوق العاده مادى رها مى سازد، زيرا نسبت به تمام نعمت هاى مادى که در اختيار اوست يا آنچه از دست او رفته همين احتمال هست، همان چيزى که در قرآن مجيد آمده است: «(لِکَيْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلاَ تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ); اين به جهت آن است که براى آنچه از دست داده ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده شده دلبسته و شادمان نباشيد».(1)

سپس امام(عليه السلام) نتيجه گيرى کرده مى فرمايد: «بنابراين نبايد بهترين و برترين چيز نزد تو رسيدن به لذات دنيا يا فرو نشاندن خشم (از طريق انتقام از دشمن) باشد، بلکه خاموش کردن آتش باطل، يا زنده کردن حق بايد مورد علاقه تو باشد»; (فَلاَ يَکُنْ أَفْضَلَ مَا نِلْتَ فِي نَفْسِکَ مِنْ دُنْيَاکَ بُلُوغُ لَذَّة أَوْ شِفَاءُ غَيْظ، وَلَکِنْ إِطْفَاءُ بَاطِل أَوْ إِحْيَاءُ حَقّ).

امام(عليه السلام) مواهب مادى را در اين عبارت در دو چيز خلاصه کرده يکى رسيدن به لذات دنيوى; لذت مال و فرزند و همسر و سفره هاى رنگين و مانند آن از امورى که همه در گذر است و دائماً متزلزل و ديگر انتقام گرفتن از مخالفان و دشمنان که ظاهرا مايه آرامش او مى شود در حالى که اگر بر نفس خويش مسلّط باشد آرامشى که در سايه عفو و گذشت حاصل مى گردد به مراتب از آرامش حاصله از انتقام، برتر است و در مقابل، دو چيز را از مهمترين اعمال صالح و ذخاير يوم المعاد مى شمرد: فرونشاندن آتش باطل و احياى حق، و از آنجا که حق و باطل مفهوم بسيار وسيع و گسترده اى دارد، بيشتر مسائل اجتماعى و فردى را شامل مى شود.

حضرت در پايان نامه مى افزايد: «آنچه بايد مايه سرور و خوشحالى تو گردد چيزى است که از پيش (براى روز قيامت) فرستاده اى و آنچه بايد مايه تأسف تو گردد چيزى است که به جاى مى گذارى (و مى روى و از آن براى ذخيره يوم المعاد استفاده نمى کنى و در يک کلام) تمام همّ تو بايد متوجه جهان پس از مرگ باشد»; (وَلْيَکُنْ سُرُورُکَ بِمَا قَدَّمْتَ، وَأَسَفُکَ عَلَى مَا خَلَّفْتَ(2)، وَهَمُّکَ فِيمَا بَعْدَ الْمَوْتِ).

دليل آن هم روشن است، زيرا آنچه پايدار و باقى و جاودانى است و هميشه با انسان خواهد بود کارهاى نيکى است که براى روز جزا ذخيره کرده است. بايد به دست آوردن آن مايه شادى و از دست دادن آن مايه غم و اندوه باشد.

از ابن عباس نقل شده که مى گويد بعد از کلام پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله) از هيچ کلامى به اندازه اين کلام سود نبردم «مَا انْتَفَعْتُ بِکَلام بَعْدَ کَلامِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، کَانْتِفاعي بِهذا الْکَلامِ».(3)

1. حديد، آيه 23.

2. «خَلَّفْتَ» از ريشه «خَلف» به معناى پشت سر گرفته شده، بنابراين «ما خلّفت» به معناى چيزى است که پشت سر گذاشته اى و اشاره به مواهب دنيوى است که انسان مى گذارد و مى رود و از آن بهره نمى گيرد.

3. نهج البلاغه، نامه 22.

منبع: پيام اميرالمومنين، ج11/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار