ترس اميد آفرين
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ اگر ما اين پيام را در درون خود احساس كرديم كه هر گونه قهرى از خدا در سايه مهر او تنظيم مىشود و همه وعيدهاى الهى با وعده او تدوين مىگردد، معلوم مىشود خدا همواره به ياد ما بوده و اگر خدا همواره به ياد ماست، ما هم بايد بكوشيم كه همواره به ياد خدا باشيم.
گرچه ذات اقدس خداوند، تعبيرهاى مشفقانه و تشويق آميز فراوانى در قرآن نسبت به ما دارد و مىفرمايد: به ياد خدا باشيد تا خدابه ياد شما باشد، اما بنده هر وقت به ياد خدا باشد، معلوم مىشود اول، خداوند يادى از بندهاش كرده، پس هر توجهى كه نصيب بنده مىشود مسبوق به عنايت الهى است.
لطف خدا نخست، شامل حال بنده مىگردد و ميل و گرايشى در او پيدا مىشود، آنگاه او به طرف خدا حركت مىكند.
اميرالمؤمنين على (عليهالسلام) در باب ذكر و ياد حق مىفرمايد: ذكر گرچه با زبان انجام مىگيرد و با فكر آميخته و از آن نشئت مىگيرد ولى حقيقت ذكر از زبان و فكر نيست، اول از مذكور و بعد از ذاكر است. مذكور، خداست كه ما به ياد او هستيم ولى اول، او به ياد ماست و لطفش شامل حال ما مىشود كه در نتيجه آن ما متنبه مىشويم و آنگاه به ياد او مىافتيم و آنگاه او اين ياد ما را گرامى مىدارد و به ما پاسخ مىدهد .
پس خدايى كه مذكور است اول يه ياد بنده و بندهاى كه ذاكر است بعد به ياد خداست. نوع انسانها اين گونه هستند و كمتر كسى است كه در خود اين گرايش را احساس نكند، اما افراد عاقل، از اين گرايش و نسيم سعادت، بهره مىبرند و غافلانه از آن نمىگذرند. وقتى حالتى در آنها پيدا شود از آن بهره مىبرند و بر اساس همان حالت پديد آمده حركت مىكنند و به دعا، مناجات، توبه، و يا به كار خير ديگرى مىپردازند و به اين نداى الهى پاسخ مثبت مىدهند؛ اما عدهاى پس از پيدايش اين حالت احيانا سرى تكان مىدهند و احساس نشاط موقت مىكنند، ولى به آن ترتيب اثر نمىدهند.
گاهى بر اثر تشييع جنازه يا مشاهده بيمارى يا هنگام شركت در مجلس ترحيم يا شنيدن موعظه يا شعر خوبى، حالتى به انسان دست مىدهد؛ بشر غافل زود از آن مىگذرد و بر اين حالت پديد آمده، يعنى بر ياد خدا اثرى مترتب نمىكند؛ اما عدهاى چنين حالى را مغتنم مىشمارند . اگر حالتى براى اينها پيش بيايد مىفهمند خدا به ياد آنها بود و از اين حالت حد اكثر بهره را مىبرند. بنابراين، بيان نورانى على (عليهالسلام) كه فرمودند: حقيقت ذكر از مذكور نشئت مىگيرد، به عنوان اصلى جامع، قابل تبيين است. اگر خداوند به ياد كسى بود، در او گرايش به حق پيدا مىشود. آنگاه انسان به ياد اوست و قهرا از سراب، نجات پيدا مىكند و خودش شجره طوبا مىشود.
حاصل اين كه: عدهاى چون وعده و وعيد دروغ شيطان، كليد افكار و انديشههاى آنهاست، مجموعه حيات آنها را سراب تنظيم مىكند و از اين رو بى وزن هستند؛ اما كليد افكار و انديشههاى عدهاى را وعده و وعيد الهى تنظيم مىكند كه بر اثر آن اين مجموعه، طوبا، طيب، روح و ريحان مىشود و هم از اين روست كه خداوند از قرآن، به عنوان متاعى وزين ياد كرده است.
منبع: كتاب خوف و رجا، آيت الله جوادي آملي/انتهاي پيام/