نسبت رحمت و خشونت در قرآن‏
کد خبر:۹۳۸۸۴
آيين رحمت؛

نسبت رحمت و خشونت در قرآن‏

نسبت خشونت و رحمت در قرآن مجيد، نسبت يك بر صد و چهارده است؛ يعنى اصل بر رحمت و رأفت است و خشونت يك استثناء مى‏باشد!

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ در قرآن مجيد يكصد و چهارده سوره وجود دارد، كه صد و سيزده سوره آن با «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم» كه پيام آور رأفت و رحمت و محبّت اسلامى است، شروع شده، و تنها يك سوره بدون «بِسْمِ‏اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم» است «جالب اين كه همان يك مورد هم در سوره ديگرى از قرآن مجيد جبران شده، چرا كه در سوره نمل دو بار« بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم» تكرار شده است»، كه آن هم دليل روشنى دارد:

سوره برائت اعلان جنگ و نبرد و بيزارى از دشمنان لجوج و عنود اسلام است كه اميدى به هدايت و اصلاح آنها نيست؛ و روشن است كه به هنگام جنگ با دشمن كينه‏توز، از رحمت و محبّت سخن گفته نمى‏شود.

به عبارت ديگر، نسبت خشونت و رحمت در قرآن مجيد بر اين اساس، نسبت يك بر صد و چهارده است؛ يعنى اصل بر رحمت و رأفت است و خشونت يك استثناء مى‏باشد!

آيا دينى كه معجزه آن چنين كتابى است، آئين خشونت است؟!

بدى را با خوبى پاسخ دهيد!

خداوند متعال در آيه 60 سوره «الرَّحْمن» مى‏فرمايد: «هَلْ جَزَاءُ الْاحْسانِ الَّاالْاحْسانِ»؛ آيا جزاى نيكى جز نيكى است؟!

اين آيه شريفه، كه سرشار از محبّت و رحمت و دوستى است، به عنوان يك شعار اسلامى ما مسلمانان مى‏باشد. اگر تعجّب نكنيد با مطالعه ديگر آيات قرآن در مى‏يابيم كه خداوند متعال نه تنها پاسخ نيكى را رفتار نيك مى‏داند، بلكه به مسلمانان دستور مى‏دهد در مقابل بديها نيز به نيكى رفتار كنند، و پاسخ بدى را هم به نيكى بدهند!

اين مطلب در آيه شريفه 96 سوره مؤمنون آمده است؛ مى‏فرمايد: «ادْفَعْ بِالَّتى‏ هِىَ احْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ اعْلَمُ بِما يَصِفُونَ»؛ بدى را به بهترين راه و روش دفع كن (و پاسخ بدى را به نيكى ده) ما به آنچه توصيف مى‏كنند، آگاهتريم.

اى پيامبر! فريب خوردگان را- هر چند به تو بدى كرده‏اند- با عطوفت و محبّت به سوى اسلام باز گردان، تا تسليم تو شوند.

آيا دين و آئينى كه منطق آن خشونت و تندى است، به پيامبر خويش سفارش مى‏كند كه حتّى پاسخ بديهاى ديگران را با خوبى بدهد! يا چنين آئينى آئين محبّت و عاطفه و رحمت و صفا و عطوفت و مهربانى است!

رحمت اسلامى، فراتر از مسلمانان‏

آيه چهاردهم سوره جاثيه مى‏فرمايد: «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يِغْفِرُوا لِلَّذينَ لايَرْجُونَ ايَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِىَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ»؛  (اى پيامبر ما!) به مؤمنان بگو: كسانى را كه اميد به روز رستاخيز ندارند، مورد عفو قرار دهند تا خداوند هر قومى را به اعمالى كه انجام مى‏دهند جزا دهد.

طبق اين آيه شريفه، رحمت و عطوفت اسلامى اختصاص به مسلمانان و مؤمنان ندارد؛ بلكه خداوند به مسلمانان دستور مى‏دهد كه با غيرمسلمان هم مهربان باشند.

آيا چنين آئينى آئين خشونت است!؟

در داستان عذاب قوم لوط مى‏خوانيم كه فرشتگانِ مأمور عذاب، به صورت انسانهايى ناشناس به سراغ حضرت ابراهيم عليه السلام رفتند. آنها مأمور بودند شهر قوم لوط را نابود كنند، بلكه كلّ شهر را به آسمان ببرند و آن را واژگون نمايند! حضرت ابراهيم مشغول تهيّه غذا براى ميهمانانش شد.

غذا آماده و سفره گسترده شد، امّا هيچ يك از ميهمانان دست به سمت‏ غذا دراز نكردند! اين مطلب در آن عصر و زمان، پيام خوشى نداشت؛ زيرا هنگامى كه ميهمان ناشناس دست به غذا نمى‏زد، صاحبخانه از شرّ او در امان نبود؛ امّا اگر غذا مى‏خورد و با صاحبخانه هم نمك مى‏گرديد، آرامش بيشترى اهل خانه را فرا مى‏گرفت؛ بدين جهت، حضرت ابراهيم از اين كار ميهمانانش ناراحت شد و احساس خطر كرد، و علّت اين كار را پرسيد. آنان در پاسخ گفتند: ناراحت نباش، ما مأموران پروردگارت هستيم، و براى انجام دو مأموريّت خدمت شما رسيده‏ايم:

نخست اين كه، به شما بشارت دهيم در اين سنّ پيرى و كهولت، خداوند فرزندى به نام اسحاق به شما عنايت خواهد كرد، و از نسل او پيامبرانى زاده خواهند شد. ابراهيم و همسرش از اين خبر مسرّت‏آميز و غير منتظره غرق در شادى و شور و شعف شدند.

ديگر اين كه، ما مأموريّت داريم قوم لوط، كه مردمى آلوده و گناهكار هستند، را نابود كنيم. اين خبر- بر عكس خبر نخست- حضرت ابراهيم را غرق در ماتم و اندوه كرد. بدين جهت با مأموران پروردگار، جهت تأخير يا تخفيف عذاب قوم لوط شروع به مذاكره و چانه زنى كرد، و با آنها در اين رابطه به مجادله پرداخت!

پاسخ فرشتگان درباره اين درخواست چنين بود: «يا ابْراهيمُ اعْرِضْ عَنْ هَذَا انَّهُ قَدْجاءَ امْرُرَبِّكَ وَ انَّهُمْ آتيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ»؛ «1»  اى ابراهيم! از اين (درخواست) صرف نظر كن، كه فرمان پروردگارت فرا رسيده و به طور قطع عذاب الهى به سراغ آنها مى‏آيد و برگشت ندارد.

با اين كه قوم لوط آلوده‏ترين و كثيف‏ترين و ناپاك‏ترين اقوام و ملل پيشينيان بودند، امّا عطوفت و رأفت حضرت ابراهيم شامل حال آنها گشت، و آن حضرت حاضر شد براى اين مطلب از آبروى خويش نزد پرودگار مايه بگذارد، و براى آنها در تأخير يا تخفيف عذابشان شفاعت كند.

حقيقتاً سعه صدر حضرت ابراهيم بسيار زياد و مثال زدنى است، و قرآن و اسلام ما ترويج كننده چنين رحمت و محبّتى است.

آيا برچسب خشونت به چنين آئين سراسر رحمت و مهربانى و عطوفت، مى‏چسبد؟ هرگز!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار