ازدواج، قسمت يا اختيار
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ اين كه خداوند مىداند شما با چه كسى در آينده ازدواج مىكنيد، با اختيار شما منافات ندارد؛ زيرا انسان تصميمهاى زندگى را به اراده و اختيار خويش مىگيرد و خداوند به اين اراده علم دارد؛ يعنى خداوند مىداند كه شما در آينده كدام مورد را به اراده خود انتخاب مىكنيد؛ براى مثال، در خيابانى ترافيك طولانى شده و رانندگان خبر ندارند چرا راه بسته شده است، حال اگر شخصى از بالاى ساختمانى كه به خيابان مشرف است، ببيند كه علت بسته شدن راه سرپيچى يك راننده از قوانين راهنمايى و رانندگى است كه موجب تصادف و بسته شدن راه شده است، ولى ساير رانندگان خبر نداشته باشند كه صد متر جلوتر چه اتفاقى افتاده است، حال سوال اين است آيا او كه از بالاى ساختمان آگاهى پيدا كرده، در اين ترافيك نقش داشته است و باعث ترافيك شده است؟!
در مثال ازدواج نيز چنين است. خداوند متعال با علم بىكران خود خبر دارد كه شما روزهاى آينده با چه كسى ازدواج مىكنيد و اگر ما با تصميم اشتباه سرپيچى از قوانين زندگى در ترافيك زندگى بمانيم، آيا تقصير او است كه از اين مسئله خبر داشته است؟!
يادآورى: با توجه به آيات قرآن و روايات اهل بيت (ع) حكمتهاى برخى تقديرات الهى كه براى انسان رقم مىخورد، براى ما معلوم است؛ از جمله:
الف- وجود حوادث و مشكلات، حكمتهايى مانند «شكوفا شدن استعدادها» و همچنين «امتحان و آزمايش الهى» دارد كه براى رسيدن به مقامهاى بالاتر و رحمت بيشتر است؛ زيرا خداوند مىفرمايد: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَىْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ...؛ «بقره، 155»
و قطعاً [همه] شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كاهشى در ثروتها و جانها و محصولات، آزمايش مىكنيم؛ و به شكيبايان ...»
ب- چه بسيار چيزهايى كه ما داريم يا در اختيار ديگران است و ما در آرزوى داشتن آن هستيم، ولى در حقيقت آنها «نعمت» نيست، بلكه «نقمت» اند و چه بسيار چيزهايى كه فكر مىكنيم «نقمت» است، ولى در حقيقت «نعمت» مىباشند. خداوند متعال با اين آيه شريفه: «... عَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» «بقره، 216 ... و چه بسا چيزى را دوست مىداريد و آن براى شما بد است. و خدا مىداند، و شما نمىدانيد»
آرامشى جديد به ما هديه مىكند تا به رضاى الهى راضى باشيم.
ج- از طرفى برخى مشكلات كه در زندگى براى ما پيشمىآيد، نتيجه اعمال و رفتار خود ماست [گناهان يا تصميمات اشتباه]؛ زيرا خداوند مىفرمايد: «و اگر (بر فرض) اهل آبادىها ايمان مىآوردند و خودنگهدارى (و پارسايى) مىكردند، حتماً بركاتى از آسمان و زمين بر آنان مىگشوديم؛ وليكن (آنان حق را) تكذيب كردند؛ پس بخاطر آنچه همواره كسب مىكردند، گرفتارشان كرديم.» «اعراف، 96»
و در آى ديگر مىفرمايد: «... و هركس [خودش] را از [عذاب] خدا حفظ كند، برايش محل خارج شدن (از مشكلات) قرار مىدهد؛ و او را از جايى كه نمىپندارد روزى مىدهد؛ و هركس برخدا توكّل كند پس او برايش كافى است ...» «طلاق، 2- 3»
و در آيه ديگر مىفرمايد: «بخاطر دستاورد مردم، تباهى در خشكى و دريا آشكارشد؛ تا (سزاى) بعضى از آنچه انجام دادهاند را به آنان بچشاند! باشد كه آنان بازگردند ..» «روم، 41»
با توجه به آيات فوق به اين نتيجه مىرسيم كه تقوا در رقم خوردن سرنوشت ما نقش مهمى دارد؛ از اين رو با رعايت «تقوا» مىتوانيم «سرنوشت» خود را با دست خود، به نفع خود رقم بزنيم و اگر در گذشته خطا يا گناهى از ما سرزده، مىتوانيم توبه كنيم و با «استغفار» از گناهان گذشته طلب بخشش كنيم؛ زيرا: «قُلْ يَا عِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ...» « زمر، 53 و 54. بگو:« بگو:« اى بندگان من كه در مورد خودتان زياده روى كردهايد، از رحمت خدا نااميد نشويد،[ چرا] كه خدا تمام آثار( گناهان) را مى آمرزد؛ كه تنها او بسيار آمرزنده[ و] مهرورز است.»»
و با دعا آيندهاى زيبا را طلب كنيم كه «ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ» « غافر، 60.« مرا بخوانيد تا( دعاى) شما را بپذيرم»».
نتيجه
از آنچه بيان كرديم بر مىآيد كه تمام تقديرات عالم هستى و انسان به دست قدرت خداوند رقم مىخورد و او است كه «تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ»؛ «. آل عمران، 26... و هر كه را خواهى، عزّت دهى؛ و هر كه را خواهى خوار گردانى.»»
يعنى هر كه را بخواهد (و شايسته بداند) عزت مىدهد و هر كه را بخواهد، خوار مىكند.
بنابراين، تمام تقديرات و سرنوشت انسان به دست خداست، ولى قرآن بهر انسان « نجم، 39:« وَأَن لَّيْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛ و اينكه براى انسان جز كوشش او نيست»» را به انداز تلاش و كوشش او مىداند؛ از اين رو، چيزهايى مانند تلاش انسان، اختيار انسان و دعاى انسان و ... جزء تقديرات الهى مىباشد كه انسان مىتواند با تلاش، علم، آگاهى، دعا و جز اينها خود را در حلق «شايستگان» وارد كند و به تعبير ديگر، خود را از حلق «خوارشوندگان» خارج كند و شايست عزتمندى شود تا خداوند او را عزت بخشد.
معرفى كتاب
براى جستار بيشتر در اين باره و بحث جبر و اختيار رجوع فرماييد:
1. درسهايى از اصول عقائد اسلامى، محمدى رىشهرى؛
2. عدل الهى، شهيد مطهرى./انتهاي پيام/