خدايان انتقام
کد خبر:۹۴۰۰۲
سياحت غرب - 7

خدايان انتقام

بيگانگان سوار بر گوزن‌هايى وارد مى‌شوند كه آن‌ها را تا سقف بالا مى‌برد. بدن‌هايشان كاملاً پوشيده است و تنها صورتشان پيداست. مثل گچ سفيدند. موى زرد دارند و تنها موى بعضى از آنان سياه است... ريششان هم بلند است... اينان پنداشتند كه يكى از خدايان به زمين بازگشته است؛ خدايان انتقام...

گروه انديشه ـ بوميان آمريكا مبهوت شده بودند و همين عامل شكستشان شد، امپراتور «مونتزوما» نخستين اخبار را در كاخش دريافت كرد: «تپه‌ي بزرگى در دريا پيش مى‌آيد!» اندكى بعد پيام‌هاى ديگرى رسيد.

وحشت‌زده شد وقتى شنيد چگونه توپ منفجر مى‌شود، مى‌غرد، صدايش مى‌پيچيد و آدمى را كر و بيهوش مى‌كند.

نوعى گلوله‌ي سنگين از دهانه‌اش خارج مى‌شود كه باعث مى‌شود بارانى از آتش باريدن بگيرد. بيگانگان سوار بر گوزن‌هايى وارد مى‌شوند كه آن‌ها را تا سقف بالا مى‌برد. بدن‌هايشان كاملاً پوشيده است و تنها صورتشان پيداست. مثل گچ سفيدند. موى زرد دارند و تنها موى بعضى از آنان سياه است... ريششان هم بلند است... مونتزوما پنداشت كه يكى از خدايان به زمين بازگشته است.

خدايان انتقام بازمى‌گشتند تا با امت خود تسويه حساب كنند، سلاح و زره داشتند و سپرهاى سخت و براقى كه تير و سنگ به آن كارگر نبود، سلاح‌هايشان اشعه‌اى مرگبار مى‌پراكند كه فضا را با دود خفقان‌آورى مى‌آلود. از آن گذشته فاتحان با دانش و ظرافت خاصى از فنون خيانت و دسيسه سود مى‌جستند.

مقامات بلندپايه‌ي بومى براثر خيانت سرنگون شدند. فاتحان در ميان اقشار مسلط ميانى، كاهنان و نظاميان و مأموران، همدستانى به‌دست آورده بودند. از آن گذشته فاتحان سلاح‌هاى ديگرى نيز در اختيار داشتند يا بهتر بگوييم عوامل ديگرى نظير اسب و ويروس هم حقيقتاً در پيروزى مهاجمان مؤثر بود.

در زمان فتح آمريكا وقتى چشمان شگفت‌زده‌ي بوميان به اسب افتاد اين تصور در آنان تقويت شد كه مهاجمان نيروهاى جادويى دارند.

در طى فرآيند استعمار «كشيشان و مبلغان به بوميان القاء كردند كه اسب از حيوانات مقدس است و تأكيد كردند كه پيش از اين هم(سنتژاك)، سرور مردم اسپانيا، سوار بر كره اسبى سفيد مسلمانان و يهوديان را بنابر مشيت الهى در جنگى دليرانه شكست داده بود.» باكترى‌ها و ويروس‌ها از كاراترين متحدان نيروهاى مهاجم بودند.

اروپايى‌ها بيمارى‌هاى ريوى، مقاربتى، آبله، كزاز، تزاحم، تيفوس، جذام، تب زرد، پيوره و امراض مربوط به روده را همچون بلاى آسمانى با خود آوردند. نخست آبله شايعه شد. آيا اين بيمارى واگيردار ناشناخته و نفرت‌آور كه با تبى سوزان همراه بود و نسوج را متلاشى مى‌كرد عذابى آسمانى نبود؟ به روايت يكى از شاهدان بومى «فاتحان در تلاسكالا مستقر شدند.

در اين هنگام بيمارى شايع شد و مبتلايان را گرفتار سرفه و خارش و جوش‌هاى سوزان كرد»؛ يكى ديگر از شاهدان بومى نقل كرده بود كه «بسيارى براثر ابتلا به آبله كه بيمارى واگيردار و لزج و شايعى بود جان دادند.» سرخپوستان مثل مگس مى‌مردند؛ بدنشان در برابر بيمارى‌هاى جديد هيچ مقاومتى نداشت، كسانى كه از بيمارى جان به در مى‌بردند عليل مى‌شدند.

مردم‌شناس برزيلى(دارسى ريبيرو) برآورد كرده است كه بيش از نيمى از جمعيت بومى آمريكا، استراليا، جزاير اقيانوسيه به محض اولين تماس با سفيدپوستان بر اثر ابتلا به بيمارى‌هاى واگيردار از بين رفتند. فاتحان حريص و قليل آمريكا به كمك شمشير و توپ و بيمارى‌هاى مهلك پيش مى‌رفتند. اين روايت مغلوبان است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار