رعايت بهداشت اخلاق
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ طب امروز در حقيقت به دو بخش تقسيم مىگردد: «طب درمانى» و «طب بهداشت». منظور از طب درمانى روشن است؛ اما منظور از طب بهداشت، پيشگيرى از بوجود آمدن بيماريها و از بين بردن عوامل آن است و از آنجا كه جلوگيرى از پيدايش بيمارى به مراتب آسانتر از درمان آن است، بهداشت اهميت فوقالعادهاى در حيات افراد و سرنوشت اجتماعات دارد و لذا بودجههاى سنگينى صرف آن مىشود.
در مسايل اخلاقى و بيماريهاى روحى عيناً همين دو بخش موجود است، بنابراين بايد كارى كرد كه حتىالامكان انحرافات اخلاقى پيش نيايد و با اتخاذ تدابير لازم در بهداشت اخلاق خود و ديگران كوشيد و براى انجام اين هدف بايد امور زير رعايت شود:
1- ترك معاشرتهاى مسموم و مشكوك
بسيارى از انحرافات اخلاقى بطور مسلم از طريق معاشرت بوجود مىآيد و عيناً مانند بيماريهاى مسرى و واگيردار مخصوصاً در مواردى كه بر اثر كمى سن يا كمى معلومات يا سستى ايمان و مانند آن زمينه روحى براى پذيرش اخلاق ديگران آماده باشد، در اين موارد معاشرت با افراد فاسد سمّ مهلك و كشندهاى است.
بسيار ديده شده كه سرنوشت انسان بر اثر معاشرت بكلى عوض مىشود و مسير زندگى تغيير مىكند.
تأثيرات معاشرت در ساختن شخصيت انسان بقدرى زياد است كه گفتهاند: براى شناسايى هركس بايد به رفيق و همنشين او نگاه كرد، على عليه السلام مىفرمايد: «مَنِ اشْتَبَهَ عَلَيْكُمْ امْرُهُ وَلَمْ تَعْرِفُوا دِينَهُ فَانْظُرُوا الى خُلَطائِهِ» «مجلسى، بحار الانوار 74/ 197»
كسى كه وضع او بر شما مبهم شد و دين او را ندانستيد، نگاه به دوستانش كنيد.
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد: «الْمَرْءُ عَلى دِينِ خَلِيلِهِ وَقَرِينِهِ» « كلينى، كافى 2/ 375» انسان بر دين دوست و همنشين خويش است.
معاشرت با بدان روح را تاريك و حس تشخيص را ضعيف و قبح اعمال و اخلاق سوء را در نظر كم مىكند و از آن در اخبار به «مردن دل» تعبير شده است. پيغمبر اكرم مىفرمايد: «ارْبَعٌ يُمِتْنَ الْقُلُوبَ... وَ مُجالَسَةُ الْمَوْتى؛ فَقِيلَ لَهُ: يا رَسُولَ اللَّهِ! وَمَا الْمَوْتى؟ قالَ: كُلُّ غَنِيٍّ مُتْرَفٍ» «مجلسى، بحارالانوار، جلد 2، صفحه 128»
چهار چيز قلب را مىميراند... از جمله همنشينى با مردگان، عرض كردند: اى رسول خدا! مردگان كيانند؟ فرمود: ثروتمندانِ اسراف كار.
معاشرت با بدان حس بدبينى را در انسان بر مىانگيزد و انسان را به همه بدبين مىكند.
امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد: «مُجالَسَةُ الْاشْرارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالْاخْيارِ» «مجلسى، بحار الانوار 74/ 191» همنشينى با بدان موجب بدبينى به نيكان مىشود.
خلاصه، موضوع معاشرت بقدرى مهم است كه خداوند در قرآن حتى پيغمبرش را از معاشرت با بدان بر حذر مىدارد.
ولى بعكس معاشرت با نيكان يكى از مهمترين وسايل تربيت، تهذيب و پرورش فضائل اخلاقى و زنده كردن دل و كسب شخصيت است.
اسلام اهميت فراوانى نسبت به موضوع معاشرت با اخيار و نيكان مىدهد. قرآن مجيد مىفرمايد: (وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَوةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ اغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَاتَّبَعَ هَويهُ وَكانَ امْرُهُ فُرُطاً) «سوره كهف( 18) آيه 28»
با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مىخوانند و تنها رضاى او را مىطلبند! و هرگز بخاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها بر مگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن؛ همانها كه از هوسهاى نفس پيروى كردند و كارهايشان افراطى است.
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد: «اسْعَدُ النّاسِ مَنْ خالَطَ كِرامِ النّاسِ» «مجلسى، بحار الانوار 74/ 185»
از همه سعادتمندتر آن كسى است كه با مردم نيك و بزرگوار معاشرت كند.
2- اصلاح محيط
محيطهاى آلوده- مخصوصاً محيطى كه در آن تظاهر به گناه و فساد اخلاق زياد است- خطر ابتلاى به مفاسد اخلاقى را افزايش مىدهد و اين يك حقيقت غير قابل انكار است، لذا يكى از اقداماتى كه جنبه بهداشت اخلاق دارد مبارزه با مفاسد محيط و جلوگيرى از تظاهر به گناه و فساد است.
اصولًا يكى از مهمترين موانع آلودگى به گناه و فساد اخلاق، اهميت و عظمت فساد و گناه در نظر انسان و نفرت از آن است. تظاهر به مفاسد اخلاقى و گناهان اهميت آن را در نظرها كم مىكند و از نفرت آن مىكاهد و روح را براى پذيرفتن آن آماده مىسازد.
و لذا در اسلام براى تجديد اهميت گناه در نظرها، دستور داده شده مجازات در حضور جمعيت و در ملأ عام انجام گردد: (وَلْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) «سوره نور( 24) آيه 2»
مجازات آن دو (زن و مرد زناكار) را بايد جمعى از مؤمنان مشاهده كنند.
تا به اين وسيله اهميت گناه در نظرها تجديد شود، و اين سدى كه شكسته شده بود ترميم گردد.
اسلام براى تجاهر به گناه و فساد اهميت فراوانى قائل شده و پرده درى و تجاهر به فسق را موجب هتك احترام شخص قرار داده است. امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «اذا جاهَرَ الْفاسِقُ بِفِسْقِهِ فَلا حُرْمَةَ لَهُ» « حرّ عاملى، وسائل الشيعه 8/ 604»
هنگامى كه گنه كار تجاهر به گناه كند احترام او سلب مىشود.
امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «ثَلاثَةٌ لَيْسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صاحِبُ هَوىً مُبْتَدِعٍ وَ الْامامُ الْجائِرُ و الْفاسِقُ الْمُعْلِنُ بِالْفِسْقِ» «همان مدرك، صفحه 605»
سهكس احترام ندارند: بدعتگزار، پيشواى ظالم و گنه كار متظاهر به گناه.
حتى نقل مطالب مربوط به فساد و فحشا كه موجب آلودگى فكر و آمادگى محيط براى پذيرش فساد مىشود از نظر اسلام ممنوع مىباشد.
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد: «مَنْ سَمِعَ فاحِشَةً فَافْشاها كانَ كَمَنْ اتاها، وَمَنْ سَمِعَ خَيْراً فَافْشاهُ كانَ كَمَنْ عَمِلَهُ» «حرّ عاملى، وسائل الشيعه 8/ 609»
كسى كه كار زشتى را بشنود و آن را فاش سازد همچون كسى است كه آن را انجام داده و كسى كه كار نيكى را بشنود و فاش سازد همچون كسى است كه آن را بجا آورده است.
خلاصه، اصلاح محيطهاى آلوده و مسموم و جلوگيرى از نشر فساد و تظاهر به آن، يكى از وسايل پيشگيرى از انحرافات اخلاقى است و بدون آن كمتر ممكن است انسان موفق به اصلاح كامل اخلاقى خود يا ديگران گردد.
و همانطور كه براى مبارزه با بيماريهاى جسمى بايد مراكز آلوده به ميكرب را از بين برد و محيط زندگى را پاك كرد و از آلودگى هوا، آب و غذا و امثال آن جلوگيرى نمود؛ بايد محيط زندگى اجتماعى را از آلودگى به وسايل انحراف اخلاق پاك كرد.
3- مهاجرت و فرار از محيطهاى آلوده
براى اصلاح محيطهاى آلوده و فاسد حداكثر كوشش را بايد به خرج داد؛ ولى اگر به عللى اصلاح محيط امكان نداشته باشد و بيم آن رود كه ماندن در آن محيط موجب آلودگى گردد و محيط سالمترى كه امكان مهاجرت به آن هست وجود داشته باشد، چارهاى جز «مهاجرت» نيست.
نظير اين موضوع نيز در بيماريهاى جسمانى ديده مىشود كه افرادى كه به سلامت خود علاقهمندند، در چنان شرايطى از محيط آلوده فوراً مهاجرت مىكنند.
مسأله «مهاجرت» در اسلام اهميت خاصى دارد و جالب اين است كه پايه نخستين تاريخ اسلام را تشكيل مىدهد. مهاجرت پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم از مكه به مدينه جز فرار از يك محيط آلوده و نامساعد به يك محيط مساعدتر براى نشر ايمان و فضيلت، نبود.
مهاجرت گروهى از مسلمانان راستين، از مكه به سرزمين حبشه، طبق فرمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز نمونه ديگرى از اين موضوع بود.
مهاجرين صدر اسلام امتياز و اهميت فوقالعادهاى در تاريخ اسلام دارند و آيات متعددى در قرآن درباره آنان ديده مىشود، احاديث متعددى در زمينه مهاجرت از نقاط آلوده به گناه و شرك، به نقاط سالم وارد شده كه اهميت موضوع را روشن مىسازد.
در تفسير «مجمعالبيان» در ذيل آيه (وَمَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْارْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَسَعَةً) «سوره نساء( 4) آيه 100»
كسى كه در راه خدا هجرت كند، جاهاى امن فراوان و گستردهاى در زمين مىيابد.
از پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده: «مَنْ فَرَّ بِدِينِهِ مِنْ ارْضٍ الى ارْضٍ وَانْ كانَ شِبْراً مِنَ الْارْضِ اسْتَوْجَبَ الْجَنَّةَ وَكانَ رَفِيقَ ابْراهِيمَ وَمُحَمَّدٍ» «مجلسى، بحار الانوار 19/ 31»
كسى كه براى آيين خود از سرزمينى به سرزمين ديگر- اگرچه به اندازه يك وجب از زمين باشد- مهاجرت كند، مستحقّ بهشت مىگردد و همنشين ابراهيم و محمد (دو پيامبر بزرگ مهاجر) خواهد بود.
تأكيد مطلب از جمله «وَانْ كانَ شِبْراً؛ اگرچه به اندازه يك وجب باشد» روشن مىشود، و رفاقت و مصاحبت با اين دو پيغمبر عظيمالشأن بواسطه اين است كه هر دو اقدام به هجرت فرمودند، ابراهيم عليه السلام از بابِل كه مركز بتپرستان و نمروديان بود آهنگ شام و فلسطين كرد، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم از مكه به مدينه.
در تفسير علىّ بن ابراهيم در ذيل آيه (يا عِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا انَّ ارْضِي واسِعَةٌ فَايّايَ فَاعْبُدُونِ) «سوره عنكبوت( 29) آيه 56»
اى بندگان من كه ايمان آوردهايد! زمين من وسيع است، پس تنها مرا بپرستيد.
از امام عسكرى عليه السلام نقل مىكند: «لا تُطِيعُوا اهْلَ الْفِسْقِ مِنَ الْمُلُوكِ فَانْ خِفْتُمُوهُمْ انْ يَفْتِنُوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ فَانَّ ارْضِي واسِعَةٌ»
از زمامداران گنه كار پيروى نكنيد و اگر مىترسيد شما را از آيين پاكتان منحرف سازند (مهاجرت كنيد) زيرا زمين من وسيع و گشاده است.
عدم شركت در مجالس معصيت و گناه كه در دستورات اسلام وارد شده و عدم خلوت با اجنبيّه و امثال اينها نيز يك نوع مهاجرت كوتاه از منطقه معصيت و لغزشگاه و خطر محسوب مىگردد و مسلماً براى جلوگيرى از سرايت مفاسد اخلاقى و آلوده نشدن به گناه مىباشد./انتهاي پيام/