رعايت بهداشت اخلاق‏
کد خبر:۹۴۱۳۰

رعايت بهداشت اخلاق‏

بايد كارى كرد كه حتى‏الامكان انحرافات اخلاقى پيش نيايد و با اتخاذ تدابير لازم در بهداشت اخلاق خود و ديگران كوشيد و براى انجام اين هدف بايد اين امور رعايت شود.

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ طب امروز در حقيقت به دو بخش تقسيم مى‏گردد: «طب درمانى» و «طب بهداشت». منظور از طب درمانى روشن است؛ اما منظور از طب بهداشت، پيشگيرى از بوجود آمدن بيماريها و از بين بردن عوامل آن است و از آنجا كه جلوگيرى از پيدايش بيمارى به مراتب آسانتر از درمان آن است، بهداشت اهميت فوق‏العاده‏اى در حيات افراد و سرنوشت اجتماعات دارد و لذا بودجه‏هاى سنگينى صرف آن مى‏شود.

در مسايل اخلاقى و بيماريهاى روحى عيناً همين دو بخش موجود است، بنابراين بايد كارى كرد كه حتى‏الامكان انحرافات اخلاقى پيش نيايد و با اتخاذ تدابير لازم در بهداشت اخلاق خود و ديگران كوشيد و براى انجام اين هدف بايد امور زير رعايت شود:

1- ترك معاشرتهاى مسموم و مشكوك‏

بسيارى از انحرافات اخلاقى بطور مسلم از طريق معاشرت بوجود مى‏آيد و عيناً مانند بيماريهاى مسرى و واگيردار مخصوصاً در مواردى كه بر اثر كمى سن يا كمى معلومات يا سستى ايمان و مانند آن زمينه روحى براى پذيرش اخلاق ديگران آماده باشد، در اين موارد معاشرت با افراد فاسد سمّ مهلك و كشنده‏اى است.

بسيار ديده شده كه سرنوشت انسان بر اثر معاشرت بكلى عوض مى‏شود و مسير زندگى تغيير مى‏كند.

تأثيرات معاشرت در ساختن شخصيت انسان بقدرى زياد است كه گفته‏اند: براى شناسايى هركس بايد به رفيق و همنشين او نگاه كرد، على عليه السلام مى‏فرمايد: «مَنِ اشْتَبَهَ عَلَيْكُمْ امْرُهُ وَلَمْ تَعْرِفُوا دِينَهُ فَانْظُرُوا الى‏ خُلَطائِهِ» «مجلسى، بحار الانوار 74/ 197»

كسى كه وضع او بر شما مبهم شد و دين او را ندانستيد، نگاه به دوستانش كنيد.

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى‏فرمايد: «الْمَرْءُ عَلى‏ دِينِ خَلِيلِهِ وَقَرِينِهِ» « كلينى، كافى 2/ 375» انسان بر دين دوست و همنشين خويش است.

معاشرت با بدان روح را تاريك و حس تشخيص را ضعيف و قبح اعمال و اخلاق سوء را در نظر كم مى‏كند و از آن در اخبار به «مردن دل» تعبير شده است. پيغمبر اكرم مى‏فرمايد: «ارْبَعٌ يُمِتْنَ الْقُلُوبَ... وَ مُجالَسَةُ الْمَوْتى‏؛ فَقِيلَ لَهُ: يا رَسُولَ اللَّهِ! وَمَا الْمَوْتى‏؟ قالَ: كُلُّ غَنِيٍّ مُتْرَفٍ» «مجلسى، بحارالانوار، جلد 2، صفحه 128»

چهار چيز قلب را مى‏ميراند... از جمله همنشينى با مردگان، عرض كردند: اى رسول خدا! مردگان كيانند؟ فرمود: ثروتمندانِ اسراف كار.

معاشرت با بدان حس بدبينى را در انسان بر مى‏انگيزد و انسان را به همه بدبين مى‏كند.

امير مؤمنان على عليه السلام مى‏فرمايد: «مُجالَسَةُ الْاشْرارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالْاخْيارِ» «مجلسى، بحار الانوار 74/ 191» همنشينى با بدان موجب بدبينى به نيكان مى‏شود.

خلاصه، موضوع معاشرت بقدرى مهم است كه خداوند در قرآن حتى پيغمبرش را از معاشرت با بدان بر حذر مى‏دارد.

ولى بعكس معاشرت با نيكان يكى از مهمترين وسايل تربيت، تهذيب و پرورش فضائل اخلاقى و زنده كردن دل و كسب شخصيت است.

اسلام اهميت فراوانى نسبت به موضوع معاشرت با اخيار و نيكان مى‏دهد. قرآن مجيد مى‏فرمايد: (وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَوةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ اغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَاتَّبَعَ هَويهُ وَكانَ امْرُهُ فُرُطاً) «سوره كهف( 18) آيه 28»

با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى‏خوانند و تنها رضاى او را مى‏طلبند! و هرگز بخاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها بر مگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن؛ همانها كه از هوسهاى نفس پيروى كردند و كارهايشان افراطى است.

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى‏فرمايد: «اسْعَدُ النّاسِ مَنْ خالَطَ كِرامِ النّاسِ» «مجلسى، بحار الانوار 74/ 185»

از همه سعادتمندتر آن كسى است كه با مردم نيك و بزرگوار معاشرت كند.

2- اصلاح محيط

محيطهاى آلوده- مخصوصاً محيطى كه در آن تظاهر به گناه و فساد اخلاق زياد است- خطر ابتلاى به مفاسد اخلاقى را افزايش مى‏دهد و اين يك حقيقت غير قابل انكار است، لذا يكى از اقداماتى كه جنبه بهداشت اخلاق دارد مبارزه با مفاسد محيط و جلوگيرى از تظاهر به گناه و فساد است.

اصولًا يكى از مهمترين موانع آلودگى به گناه و فساد اخلاق، اهميت و عظمت فساد و گناه در نظر انسان و نفرت از آن است. تظاهر به مفاسد اخلاقى و گناهان اهميت آن را در نظرها كم مى‏كند و از نفرت آن مى‏كاهد و روح را براى پذيرفتن آن آماده مى‏سازد.

و لذا در اسلام براى تجديد اهميت گناه در نظرها، دستور داده شده مجازات در حضور جمعيت و در ملأ عام انجام گردد: (وَلْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) «سوره نور( 24) آيه 2»

مجازات آن دو (زن و مرد زناكار) را بايد جمعى از مؤمنان مشاهده كنند.

تا به اين وسيله اهميت گناه در نظرها تجديد شود، و اين سدى كه شكسته شده بود ترميم گردد.

اسلام براى تجاهر به گناه و فساد اهميت فراوانى قائل شده و پرده درى و تجاهر به فسق را موجب هتك احترام شخص قرار داده است. امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «اذا جاهَرَ الْفاسِقُ بِفِسْقِهِ فَلا حُرْمَةَ لَهُ» « حرّ عاملى، وسائل الشيعه 8/ 604»

هنگامى كه گنه كار تجاهر به گناه كند احترام او سلب مى‏شود.

امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: «ثَلاثَةٌ لَيْسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صاحِبُ هَوىً مُبْتَدِعٍ وَ الْامامُ الْجائِرُ و الْفاسِقُ الْمُعْلِنُ بِالْفِسْقِ» «همان مدرك، صفحه 605»

سه‏كس احترام ندارند: بدعت‏گزار، پيشواى ظالم و گنه كار متظاهر به گناه.

حتى نقل مطالب مربوط به فساد و فحشا كه موجب آلودگى فكر و آمادگى محيط براى پذيرش فساد مى‏شود از نظر اسلام ممنوع مى‏باشد.

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى‏فرمايد: «مَنْ سَمِعَ فاحِشَةً فَافْشاها كانَ كَمَنْ اتاها، وَمَنْ سَمِعَ خَيْراً فَافْشاهُ كانَ كَمَنْ عَمِلَهُ» «حرّ عاملى، وسائل الشيعه 8/ 609»

كسى كه كار زشتى را بشنود و آن را فاش سازد همچون كسى است كه آن را انجام داده و كسى كه كار نيكى را بشنود و فاش سازد همچون كسى است كه آن را بجا آورده است.

خلاصه، اصلاح محيطهاى آلوده و مسموم و جلوگيرى از نشر فساد و تظاهر به آن، يكى از وسايل پيشگيرى از انحرافات اخلاقى است و بدون آن كمتر ممكن است انسان موفق به اصلاح كامل اخلاقى خود يا ديگران گردد.

و همانطور كه براى مبارزه با بيماريهاى جسمى بايد مراكز آلوده به ميكرب را از بين برد و محيط زندگى را پاك كرد و از آلودگى هوا، آب و غذا و امثال آن جلوگيرى نمود؛ بايد محيط زندگى اجتماعى را از آلودگى به وسايل انحراف اخلاق پاك كرد.

3- مهاجرت و فرار از محيطهاى آلوده‏

براى اصلاح محيطهاى آلوده و فاسد حداكثر كوشش را بايد به خرج داد؛ ولى اگر به عللى اصلاح محيط امكان نداشته باشد و بيم آن رود كه ماندن در آن محيط موجب آلودگى گردد و محيط سالمترى كه امكان مهاجرت به آن هست وجود داشته باشد، چاره‏اى جز «مهاجرت» نيست.

نظير اين موضوع نيز در بيماريهاى جسمانى ديده مى‏شود كه افرادى كه به سلامت خود علاقه‏مندند، در چنان شرايطى از محيط آلوده فوراً مهاجرت مى‏كنند.

مسأله «مهاجرت» در اسلام اهميت خاصى دارد و جالب اين است كه پايه نخستين تاريخ اسلام را تشكيل مى‏دهد. مهاجرت پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم از مكه به مدينه جز فرار از يك محيط آلوده و نامساعد به يك محيط مساعدتر براى نشر ايمان و فضيلت، نبود.

مهاجرت گروهى از مسلمانان راستين، از مكه به سرزمين حبشه، طبق فرمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز نمونه ديگرى از اين موضوع بود.

مهاجرين صدر اسلام امتياز و اهميت فوق‏العاده‏اى در تاريخ اسلام دارند و آيات متعددى در قرآن درباره آنان ديده مى‏شود، احاديث متعددى در زمينه مهاجرت از نقاط آلوده به گناه و شرك، به نقاط سالم وارد شده كه اهميت موضوع را روشن مى‏سازد.

در تفسير «مجمع‏البيان» در ذيل آيه‏ (وَمَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْارْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَسَعَةً) «سوره نساء( 4) آيه 100»

كسى كه در راه خدا هجرت كند، جاهاى امن فراوان و گسترده‏اى در زمين مى‏يابد. 

از پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده: «مَنْ فَرَّ بِدِينِهِ مِنْ ارْضٍ الى‏ ارْضٍ وَانْ كانَ شِبْراً مِنَ الْارْضِ اسْتَوْجَبَ الْجَنَّةَ وَكانَ رَفِيقَ ابْراهِيمَ وَمُحَمَّدٍ» «مجلسى، بحار الانوار 19/ 31»

كسى كه براى آيين خود از سرزمينى به سرزمين ديگر- اگرچه به اندازه يك وجب از زمين باشد- مهاجرت كند، مستحقّ بهشت مى‏گردد و همنشين ابراهيم و محمد (دو پيامبر بزرگ مهاجر) خواهد بود.

تأكيد مطلب از جمله «وَانْ كانَ شِبْراً؛ اگرچه به اندازه يك وجب باشد» روشن مى‏شود، و رفاقت و مصاحبت با اين دو پيغمبر عظيم‏الشأن بواسطه اين است كه هر دو اقدام به هجرت فرمودند، ابراهيم عليه السلام از بابِل كه مركز بت‏پرستان و نمروديان بود آهنگ شام و فلسطين كرد، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم از مكه به مدينه.

در تفسير علىّ بن ابراهيم در ذيل آيه‏ (يا عِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا انَّ ارْضِي واسِعَةٌ فَايّايَ فَاعْبُدُونِ) «سوره عنكبوت( 29) آيه 56»

اى بندگان من كه ايمان آورده‏ايد! زمين من وسيع است، پس تنها مرا بپرستيد.

از امام عسكرى عليه السلام نقل مى‏كند: «لا تُطِيعُوا اهْلَ الْفِسْقِ مِنَ الْمُلُوكِ فَانْ خِفْتُمُوهُمْ انْ يَفْتِنُوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ فَانَّ ارْضِي واسِعَةٌ»

از زمامداران گنه كار پيروى نكنيد و اگر مى‏ترسيد شما را از آيين پاكتان منحرف سازند (مهاجرت كنيد) زيرا زمين من وسيع و گشاده است.

عدم شركت در مجالس معصيت و گناه كه در دستورات اسلام وارد شده‏ و عدم خلوت با اجنبيّه و امثال اينها نيز يك نوع مهاجرت كوتاه از منطقه معصيت و لغزشگاه و خطر محسوب مى‏گردد و مسلماً براى جلوگيرى از سرايت مفاسد اخلاقى و آلوده نشدن به گناه مى‏باشد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار