ارتباط اخلاق با نظم اجتماعى، سياسى
کد خبر:۹۴۳۹۱

ارتباط اخلاق با نظم اجتماعى، سياسى

اگر ارزش‏هاى اخلاقى حاكم باشد و مردم اصلاح شوند جامعه نيز اصلاح خواهد شد، و با استقرار ارزش‏هاى اخلاقى، نظم اجتماعى و سياسى هم تحقّق خواهد يافت.

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ نظم، واژه ارزشمند و گرانسنگى است كه حاصل تلاش مصلحان بشريّت و پيامبران پاك آسمانى، و رهبران جهادگر و ايثارگر بشرى است.

چون نظام احسن الهى در پرتو نظم و حساب و برنامه سازمان يافته است، همه پديده‏ها در پرتو نظم و حساب پديد آمدند، تكثير شدند، و قانونمند باقى مانده‏اند.

كهكشان‏ها، منظومه‏ها، ميلياردها ستاره و سيّاره، زمين، همه و همه با نظم لباس وجود پوشيدند و هم اكنون در پرتو نظم، حيات و تداوم زندگى آنان سامان گرفته است. اگر هم اكنون حيات تداوم دارد، و كرات و سيّارات قانونمند در سير و حركتند و زندگى معنا دارد، و حال و آينده‏اى مطرح است، و حساب و حسابگرى در طلوع و غروب ستاران تحقّق مى‏يابد، همه و همه به بركت نظم عمومى، نظم جهانى، نظم كيهانى، نظم هدفدار، و نظم جاودانه و هميشگى است كه قلب ها با وجود نظم در هوا و نظم در فشار هوا، مى‏تپد، و پديده‏ها در حركت منظّم زمين پديد مى‏آيند.

اگر نظم در كهكشان خدشه بردارد، ديگر نظمى در منظومه و زمين وجود نخواهد داشت و ديگر در بى‏نظمى حركت زمين و بى‏نظمى در فشار هوا، قلبى نيز نخواهد تپيد، و حياتى نيز وجود نخواهد داشت.

حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام به اين نظم كيهانى اشاره كرده و مى‏فرمايد: تكامل يا سقوط ملّت ها با ارزش‏هاى اخلاقى ارتباط تنگاتنگ دارد، زيرا پيمودن راه كمال بدون ارزش‏هاى اخلاقى ممكن نيست، و آينده‏سازى، و پيدايش تحولاّت شگرف اجتماعى، سياسى، بى‏آنكه آينده‏سازان متحوّل گردند، و در يك بازسازى درونى دچار تحولاّت اخلاقى شوند، امكان نخواهد داشت.

فضاى باز و پستى و بلندى و فاصله‏هاى وسيع آسمان‏ها را بدون اين كه به چيزى تكيه كند، نظام بخشيد، و شكاف‏هاى آن را به هم آورد، و هر يك را با آنچه كه تناسب داشت و جفت بود پيوند داد، و دشوارى فرود آمدن و برخاستن را آسان كرد، بر فرشتگانى كه فرمان او را به خلق رسانند يا اعمال بندگان را بالا برند.

در حالى كه آسمان بصورت دود و بخار بود به آن فرمان داد، پس رابطه‏هاى آن را برقرار ساخت، سپس آن‏ها را از هم جدا نمود و بين آن‏ها فاصله انداخت، و بر هر راهى و شكافى از آسمان، نگهبانى از شهاب‏هاى روشن گماشت، و با دست قدرت، آن‏ها را از حركت ناموزون در فضا نگهداشت، و دستور فرمود تا برابر فرمانش تسليم باشند و آفتاب را نشانه روشنى بخش روز، و ماه را با نورى كمرنگ براى تاريكى شب‏ها قرار داد، و آن دو را در مسير حركت خويش به حركت درآورد، و حركت آن دو را دقيق اندازه‏گيرى نمود تا در درجات تعيين شده حركت كنند كه بين شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخيص شود، و با رفت و آمد آن‏ها شماره سال‏ها، و اندازه‏گيرى زمان ممكن باشد، پس در فضاى هر آسمان فلك آن را آفريد، و زينتى از گوهرهاى تابنده و ستارگان درخشنده بياراست، و آنان را كه خواستند اسرار آسمان‏ها را دزدانه در يابند، با شهاب‏هاى سوزان تيرباران كرد، و تمامى ستارگان از ثابت و استوار، و گردنده و بى قرار، فرود آينده و بالارونده، و نگران كننده و شادى آفرين را، تسليم اوامر خود فرمود.»(نهج البلاغه/خطبه)

پس حيات و تكامل بدون نظم امكان خارجى نخواهد داشت.

تكامل معنوى و اخلاقى انسان در زندگى فردى و اجتماعى نيز چنين سرنوشتى را دارد، اگر زندگى انسان در پرتو نظم و حساب و قانون سامان يابد، پيمودن راه تكامل ممكن است. و استقرار نظم اجتماعى و سياسى در زندگى انسان‏ها يك ضرورت غيرقابل انكار بوده و خواهد بود.

نظم اجتماعى، سياسى جامعه محتاج به تكيه گاه‏هاى مستحكم و استوار است. بايد ديد كه چه عواملى در پيدايش نظم دخالت داشته و مى‏توانند نظم و عدل عمومى را پديد آورده، تداوم بخشند؟ در اينجا جايگاه واقعى ارزش‏هاى اخلاقى روشن مى‏گردد. بدون اخلاق در زندگى فردى و اجتماعى، نمى‏توان انتظار استقرار نظم و عدل را داشت. عدالت اجتماعى ثمره شيرين اخلاق اجتماعى است. اگر همه افراد جامعه راستگو باشند. به قانون احترام بگذارند، احساس تعهّد و مسئوليّت كنند، وفادار و مهربان باشند، به حقوق جامعه و مردم احترام بگذارند و ديگران را برخود مقدّم بدارند، نظم اجتماعى استقرار مى‏يابد و آنگاه نظم سياسى نيز در زندگى صحيح اجتماعى به بار مى‏نشيند.

با توجّه به واقعيّت هاى ياد شده، ارتباط اخلاق و ارزش‏هاى اخلاقى با نظم اجتماعى، سياسى به اثبات مى‏رسد.

حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام اين حقيقت را در خطبه‏ها و نامه‏هاى گوناگونى به ارزيابى مى‏گذارد:پس رعيّت اصلاح نمى‏شود جز آن كه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى‏شوند جز با درستكارى رعيّت .

و آنگاه كه مردم حق رهبرى را ادا كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت يابد، و راه‏هاى دين پديدار، و نشانه‏هاى عدالت برقرار، و سنّت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پايدار گردد، پس روزگار اصلاح شود، و مردم در تداوم حكومت اميدوار، و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى‏شود.»(بحار الانوار، ج 8)

پس اگر ارزش‏هاى اخلاقى حاكم باشد و مردم اصلاح شوند جامعه نيز اصلاح خواهد شد، و با استقرار ارزش‏هاى اخلاقى، نظم اجتماعى و سياسى هم تحقّق خواهد يافت.

و آنگاه به اين حقيقت مى‏پردازند كه اگر اخلاق در جامعه‏اى بميرد، و ضدّارزش‏ها رواج يابد، نظم اجتماعى درهم پاشيده خواهد شد، و نظم سياسى هم جايگاه ارزشى نخواهد داشت.

امام على عليه‏السلام فرمود: و هنگامى كه مردم بر حكومت چيره شوند، يا زمامدار بر رعيّت ستم كند، وحدت كلمه از بين مى‏رود، نشانه‏هاى ستم آشكار، و نيرنگ بازى در دين فراوان مى‏گردد، و راه گسترده سنّت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله متروك، هواپرستى فراوان، احكام دين تعطيل، و بيمارى‏هاى دل فراوان گردد، مردم از اينكه حقّ بزرگى فراموش مى‏شود، يا باطل خطرناكى در جامعه رواج مى‏يابد، احساس نگرانى نمى‏كنند، پس در آن زمان نيكان خوار، و بدان قدرتمند مى‏شوند، و كيفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناك خواهد بود.

پس بر شماست كه يكديگر را نصيحت كنيد، و نيكو همكارى نماييد.»(نهج البلاغه، خطبه)/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار