پايه ريزي فرهنگ تشيّع در محفل درس امام رضا«سلاماللهعليه»
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ آيت الله مظاهري در آستان? ايام ولادت با سعادت امام هشتم، حضرت علي بن موسي الرّضا«سلاماللهعليه» اظهار داشت:
در زمان حکومت مأمون عباسي و در اواخر عمر شريف حضرت رضا«سلاماللهعليه» بحران و آشوب عجيبي در ممالک اسلامي وجود داشت.
شيعيان در نقاط مختلف به خصوص در خراسان آن زمان که سرزمين پهناوري بود، عليه حکومت مأمون برآشفته بودند. مأمون که سياستمدار بود، حس کرد اگر بتواند حضرت رضا«سلاماللهعليه» را به طوس بياورد، خراسان آرام ميشود و به تبع آن بحران عليه او در ممالک اسلامي خاموش ميشود. لذا امام رضا«سلاماللهعليه» را با احترام خاصّي و در عين حال، با اجبار و اکراه به طوس آورد.
در محضر حضرت رضا«سلاماللهعليه» توطئه کرد و در جمع مردم به آن حضرت گفت: «خلافت مسلمين متعلّق به شماست و من از آن کنارهگيري ميکنم». حضرت رضا«سلاماللهعليه» هم که ميدانستند توطئه کرده و اين کار نشدني است، نپذيرفتند. اما بالأخره با اصرار، ولايتعهدي را بر عهد? آن امام بزرگوار نهاد.
حضرت رضا«سلاماللهعليه» براي خاموش کردن آتش بحران در سرزمينهاي تحت سلطه اسلام، ولايتعهدي پذيرفتند. اما شرط کردند که در صحنه حکومت نباشند. يعني دريافتند که مأمون و اطرافيان او قصد دارند سلطنت کنند و از وجود شريف ايشان براي مشروعيّت بخشيدن به حکومتي که غصب کردهاند، سوء استفاده نمايند. از اينرو ولايتعهدي را پذيرفتند اما وارد امور حکومتي نشدند و به انجام امور علمي و تدريس پرداختند.
در زمان مأمون عباسي، طوس براي بيگانگان ميدان علم بود و اگر حضرت رضا«سلاماللهعليه» در طوس نبودند، شبهاتي که توسط گروه هاي مختلف بر ضدّ تشيّع مطرح مي کردند، رفع نميشد و اين امر براي عالم اسلام خطرات فراواني داشت.
محفل درس آن حضرت که با حضور نخبگان آن زمان تشکيل ميشد، موجب بقاي شجر? طيبه تشيّع شد و ارتقاي فرهنگ تشيّع را به همراه داشت.
در واقع امام رضا«سلاماللهعليه» توانستند در مدت سه سال، با تدريس خود، تشيّع را ريشهدار کنند. شاگردان علميِ عالم آل محمّد«صلياللهعليه وآله وسلّم» منحصر به يک شهر و يک کشور نبودند، بلکه نخبگاني بودند که از سراسر ممالک اسلامي دو ثلث جهان آن روز را تشکيل ميداد، گرد هم آمده بودند. از اين جهت فرهنگ غنيِّ تشيّع در سرزمين پهناور تحت سيطر? اسلام، انتشار يافت.
يکي از جهات عمده اي که در نشر فرهنگ تشيّع در زمان اقامت امام رضا «سلاماللهعليه» در طوس، مؤثر بود، اينکه آن حضرت مجبور نبودند تقيّه کنند. امامان بزرگوار قبلي، به خصوص امام صادق«سلاماللهعليه» براي بقاي تشيّع و حفظ جان شيعيان و مؤمنان، مجبور بودند تقيّه کنند و رواياتي از ايشان به جا مانده است که اجبار آن حضرت به تقيّه را آشکار ميسازد.
ولي امام هشتم«سلاماللهعليه» فرصتي يافتند که توانستند اعتقادات شيعه را به صراحت بيان کنند و از اين بابت واهمهاي نداشتند. اين اقدام صريح و آشکار امام رضا«سلاماللهعليه» از نيشابور شروع شد.
از تاريخ چنين استفاده ميشود که در زمان امامت حضرت رضا«سلاماللهعليه» شيعيان در شهرهاي مختلف فراوان بودهاند. به خصوص در خراسان پهناور، شيعيان بسياري زندگي ميکردهاند. قضيه روايت «سلسلةالذّهب» که آن حضرت در نيشابور بيان فرمودند و کثرت جمعيّتي که براي استقبال از امام رضا«سلاماللهعليه» آمده بودند، شاهد اين مدّعا است.
وقتي که آن حضرت به نيشابور رسيدند، هم? مردم به استقبال ايشان آمدند و تقاضا کردند که روايتي بيان فرمايند.
عقل و درايت حکم ميکرد که حضرت رضا«سلاماللهعليه» در آن وضع حساس، مهمترين سخنان را بر زبان جاري سازند. از اينرو پس از اينکه شوق مردم به نهايت رسيد، فرمودند: پدرم از قول پدرش، تا به رسول اکرم «صلياللهعليه وآله وسلّم»و او از جبرئيل و جبرئيل از قول خداوند متعال نقل کرده که خداوند فرمود:
« لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي»
سپس سر را در هودج بردند و چند قدمي رفتند و از همينجا با صراحت تمام شروع به بيان اعتقادات راستين شيعه کردند و فرمودند:
«بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»[1]
يعني گفتنِ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه» که موجب سعادت است، شرايطي اساسي دارد و يکي از شرايط اساسي آن، من هستم.
بدين ترتيب، امام رضا«سلاماللهعليه» لزوم بهرهمندي توأمان از قرآن و عترت، براي سعادت و رستگاري بشريّت را گوشزد کردند و ولايت را شرط اساسي براي توحيد دانستند.
در آن سه سال حضور در خراسان هم در تمام جلسات علمي و در پاسخ به سؤالاتي که دانشمندان آن زمان از امام رضا«سلاماللهعليه» ميپرسيدند، همواره وابستگي قرآن و عترت به يکديگر و پوچ بودن اسلام منهاي ولايت را يادآوري ميکردند.
همانگونه که پيامبر«صلياللهعليه وآله وسلّم» در مدت رسالت خويش در فرصتهاي فراواني به بيان روايت ثقلين ميپرداختند و ميفرمودند:
«قال رَسُولُ الله?: إنّي تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتابَ اللهِ وَ عتْرَتي أهْلَ بَيْتي وَ إنَّهُما لَنْ يَفْتَرقا حَتّي يَردا عَلَيَّ الْحَوضَ ما إنْ تَمَسَّكْتُمْ بهما لَنْ تَضِلُّوا»[2]
به درستي كه من در بين شما دو چيز گرانبها ميگذارم قرآن و اهل بيتم، و آن دو از يكديگر جدا نميشوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند، تا زماني كه به اين دو تمسّك كنيد گمراه نميشويد.
تدريس امام رضا«سلاماللهعليه» براي نخبگان سراسري، براي ريشهدار شدن فرهنگ تشيّع بسيار مفيد بود. در حالي که آن حضرت به مباحث فقهي و به خصوص مباحث اخلاقي نيز ميپرداختند و روايات فراواني در اين دو موضوع از ايشان به جاي مانده است، اما تأکيد آن امام بزرگوار بر عمق بخشيدن به باورهاي مذهب حقّه تشيّع، ظهور بيشتري داشته است.
بنابراين ميتوان امام رضا«سلاماللهعليه» را عامل مبقيّه تشيّع دانست. همانطور که امام حسين«سلاماللهعليه» با جهاد و شهادت خود و امام باقر«سلاماللهعليه» و امام صادق«سلاماللهعليه» با تلاش علمي خود، موجب بقاي تشيّع شدند.
پينوشتها
1) عيون اخبار الرضا(عليه السلام)، ج2، ص 135
2) مستدرک الوسائل، ج 7، ص 254
منبع: پايگاه آيت الله مظاهري/انتهاي پيام/