اميد بيش از حدّ ممنوع!
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ مسلمان واقعى کسى است که هم خوف از جهنّم داشته باشد و هم اميدوار به بهشت و لازم است که دو کفّه اين ترازو همواره مساوى و به اندازه هم باشد، نه رجا بيشتر از خوف و نه خوف بيشتر از رجا; زيرا اگر اين تعادل از بين برود، اين پرنده سالم به مقصد نمى رسد.
در حديث بسيار زيبايى از امام صادق(عليه السلام)به نقل از پدر بزرگوارش امام باقر(عليه السلام)چنين مى خوانيم:
إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْد مُؤْمِن إِلاَّ وَ فِى قَلْبِهِ نُورانِ; نُورُ خِيفَة وَ نُورُ رَجَاء لَوْ وُزِنَ هذا لَمْ يَزِدْ عَلى هذا وَ لَوْ وُزِنَ هذا لَمْ يَزِدْ عَلى هذا(اصول کافى، جلد 2)
در قلب هر بنده مؤمن دو نور وجود دارد; يکى نور خوف (دقّت کنيد که از خوف هم تعبير به نور شده است) و ديگرى نور رجا، و اين دو نور با هم مساوى و همطراز هستند، به گونه اى که اگر يکى از آنها وزن شود، بيشتر از ديگرى نخواهد بود!
با اين دو بال مى توان در آسمان قرب پروردگار پرواز کرد و به مقامات بالا دست يافت.
جمعى در گوشه و کنار اجتماع، افراد جامعه را بيش از حد اميدوار مى کنند و ترس از خدا را به آنها گوشزد نمى کنند; فقط سخن از رجا مى گويند، و خوف را به فراموشى مى سپارند; بهشت را توصيف مى کنند، امّا ذکرى از جهنّم به ميان نمى آورند; مثلا، مى گويند: «چشمى که در مراسم عزادارى مى گريد، به آتش جهنّم نمى سوزد.» يا مى گويند: «اگر حساب و کتاب ما با على(عليه السلام) است، پس هيچ غصّه اى نداريم.» اين مطالب هر چند صحيح و درست است، ولى چه تضمينى وجود دارد که در حال مرگ با ايمان از دنيا برويم؟ اگر خدايى ناکرده بى ايمان از دنيا برويم، آيا باز هم به آتش جهنّم نخواهيم سوخت! آيا در اين صورت هم مورد شفاعت قرار خواهيم گرفت!
حاجب که همين طرز تفکّر را داشت، شعرى بدين مضمون سرود:
حـاجب اگـر معاملـه حشر با على است *** من ضامنم، هر چه خواهى گناه کن
و با اين شعر، چراغ سبزى به تمام گناهان داد. شب هنگام در عالم خواب مشاهده کرد که حضرت على(عليه السلام)از او عصبانى است، و به شعرش اعتراض دارد. حاجب گفت: چگونه بگويم؟ حضرت فرمود بگو:
حـاجب اگـر معاملـه حشـر بـا علـى اسـت *** شرم از رخ على کن و کمتر گناه کن
منبع: والاترين بندگان/انتهاي پيام/