قم در استقبال عزيزترين فرزند
مهدي سعيدي ـ گروه انديشه؛ اين روزها شهر قم آماده ميشود تا ميزبان عزيزترين فرزند خود باشد. حضرت آيتالله العظمي خامنهاي را بايد تربيت يافته حوزه علميه قم و شاگرد خلف استادان برجسته آن ديار دانست که اين روزها در جايگاه ولايت مطلقه فقيه مسئوليت خطير هدايت نظام مقدس جمهوري اسلامي را برعهده دارد.
حوزه علميه امروز براي حضور ايشان آماده گشته و مردم مومن و خداجوي قم نيز براي ديدار حکيم فرزانه انقلاب اسلامي لحظه شماري ميکنند و آمادهاند تا بزرگترين استقبال تاريخ اين شهر را به نمايش بگذارند.
اين استقبال باشکوه از ديگر سوي چشمهايي را نگران کرده و دلهايي را به لرزه درآورده است. دشمنان انقلاب اسلامي و رسانههاي بيگانه و فتنهگران حوادث پس از انتخابات مضطربان امروز اين سفرند و همه تلاشهاي يک ساله خود را نقش بر آب ميبينند.
با آغاز فتنه سبز به بهانه اعتراض به نتايج انتخابات 22 خرداد 88، خيلي زود معلوم شد که فتنهگران اهدافي بالاتر از انتخابات را نشانه رفتهاند. هنگامي که رهبر نظام جمهوري اسلامي در خطبههاي نماز جمعه تاريخي 29 خرداد اعلام كردند که «زير بار بدعتهاي غيرقانوني نخواهم رفت!»، به يکباره اغراض اصلي فتنهگران آشکار شد و جهت هجمهها از سوي انتخابات به سمت رکن اساسي نظام اسلامي که جايگاه رهبري باشد تغيير جهت داد.
در اين ميان از اعضاي حزب نامشروع مشارکت (علي شکوري راد) گرفته تا عناصر ضد انقلاب فراري همچون محسن سازگارا و اکبر گنجي، و از وزير بوالهوس آقاي خاتمي (عطاالله مهاجراني) تا روشنفکر سکولار حامي کروبي (عبدالکريم سروش) و امام جماعت مسجد ضرار نيويورک (محسن کديور) هر يک به انحاي مختلف خط تهاجم به حکيم فرزانه انقلاب اسلامي را در دستور کار داشتند.
اين حرکت نه تنها نتوانست از محبوبيت و مشروعيت ايشان در ميان ملت اندکي بکاهد، بلکه گوشهاي از مظلوميت دوران اميرالمومنين(ع) در مقابله با جريانات فتنهگر آنروز را آشکار ساخت. ملت غيور و بصير حاضر در صحنه ايران اسلامي با شناخت ماهيت جريان فتنه و نفاق، روز به روز از آن فاصله گرفتند و در حماسههاي بزرگي چون نهم دي ماه، 22 بهمن، 14 خرداد و نماز باشکوه عيد فطر امسال بار ديگر با امام و مقتداي خود تجديد بيعت کردند.
اين تجديد بيعت اين بار در سفر تاريخي پيش روي رهبر معظم انقلاب اسلامي به شهر مقدس قم تکرار خواهد شد، لذا استقبال باشکوه و بيسابقهاي که مردم در اين سفر از معظم له خواهند داشت، فتنهگران را به شدت برآشفته و از هم اينک هجمه تبليغاتي همه جانبهاي را عليه ايشان آغاز کردهاند.
تلاش براي حکومتي و نمايشي نشان دادن استقبالهاي باشکوه مردمي، القاء وجود اختلاف بين مراجع عظام تقليد و معظم له، اعلام مبالغ هنگفت به عنوان هزينهي اين سفر، از جمله دروغهاي متعددي است که اين روزها توسط رسانههاي بيگانه و همراهان فتنهگر آن ترويج مي شود تا شايد بتوانند از شکوه و عظمت اين سفر بکاهند. اما توجه به چند نکته ميتواند شکست پيشاپيش اين جنگ رواني جديد را آشکار سازد.
اولين نکته آن که حضور ميليوني استقبالکنندگان رهبري که از شهر مقدس قم و ديگر شهرها و روستاهاي مجاور قابل پيشبيني است، موضوعي نيست که با وجود دهها دوربين تلويزيوني و صدها عکاس و خبرنگار بتوان آن را تکذييب کرد، لذا فتنه گران در تلاشاند تا همان تاکتيک گذشته را تکرار کنند و مدعي شوند که اغلب حاضرين کساني بودند که عليرغم ميل باطني و به اجبار به وسيلهي اتوبوس! و با توزيع سانديس! گرد آمده بودند!؟
تاکتيکي سوخته و فکاهي شدهاي که ديگر حتي ضدانقلابيون دور از کشور را نيز اقناع نميکند.اتهام خندهداري که حتي سفر دکتر احمدي نژاد به لبنان را نيز شامل شده است و فتنهگران مدعي شدند استقبالکنندگان وي در بيروت از ايران برده شده بودند! اين تاکتيک شايد بتواند براي فضاي مجازي و توهم زده وبلاگهاي سبز مفيد باشد، وليکن واقعيت در صحنه را تغيير نخواهد داد.
نکتهي ديگر تلاش فتنهگران براي سو استفاده از عنوان مرجعيت است. امروز کساني به اختلاف افکني بين علماي شيعه مشغولند که با صراحت مروج سکولاريسم بوده و تيشه بر دست، ريشههاي شجرهي طيبهي نظام اسلامي را نشانه رفتهاند. امروز اعضاي گروهک ليبرال «نهضت آزادي» دست بوس مراجع تقليد خودساخته شدهاند! بخش عمدهاي از هواداران خارج نشين اين جريان اعتقادي به شريعت و ضروريات اوليه اسلام همچون نماز، روزه ، حجاب و... ندارند که بخواهد تعلق خاطري به مرجعيت داشته باشند.
بخش ديگري از اين جريان به شدت بر فقه سنتي که مرجعيت عظام تقليد نماد آنند ميتازند و آن را نماد تحجر ديني معرفي ميکنند و خود را مدافع قرائت روشنفکرانه از دين (بخوانيد قرائت ليبرال!) ميدانند. در واقع حمايت امروز اين جريان از افرادي چون منتظري، صانعي و بيات زنجاني و عليمحمد دستغيب (که معلوم نيست برخي از آنها کي و با رجوع کدام يک از مردم به مقام مرجعيت رسيدهاند!) نه به خاطر علاقهمندي ايشان به روحانيت و مرجعيت بلکه به خاطر عوام فريبي و سو استفاده سياسي اين جريان در جهت رسيدن به اهداف است.
آخرين نکته توجه به اين مطلب است که پيوند عميق ميان علماي اعلام و مراجع عظام تقليد با تنها حکومت شيعي در عصر غيبت، موضوعي نيست که با جنجال و دروغ پراکني چند فتنهگر در آن تزلزلي راه يابد. عمق اين پيوند را بايد در ديرينه 1400 ساله شيعه در تلاش براي استقرار حکومت اسلامي دنبال کرد که در آن تمامي بزرگان و مراجع تقليد شيعه در طول تاريخ نقش داشتهاند.
در واقع مراجع عظام تقليد بيشتر از ديگران خود را مدافع اسلام و انقلاب اسلامي ميدانند و به اين سخنان حکيمانهحضرت امام خميني(ره) اعتقاد دارند که فرمودند: «اگر اين جمهوري اسلامي از بين برود اسلام آنچنان منزوي خواهد شد که تا آخر ابد ـ مگر در زمان حضور حضرت ـ نتواند سرش را بلند کند.» (صحيفهي امام، ج 16 ص 139، 1/1/61)
اظهار برخي انتقادات و تذکرات به عملکرد بخشي از مسئولان و دستگاههاي حکومتي، تجلي عمل به فريضهي امر به معروف و نهي از منکر بوده و رويهاي است که همواره در طول سه دهه گذشته وجود داشته و از احساس مسئوليت اين بزرگان به نظام اسلامي بر ميخيزد و نظام اسلامي بايد قدردان آن باشد.
اما تاويل اين نظرات انتقادي به وجود شکاف بين دستگاه مرجعيت و نظام اسلامي و قرار گرفتن ايشان در صف فتنهگران سبزرنگ، اقدامي اپورتونيستيک و فريب تبليغاتي فتنهگراني است که وجود چنين اختلافاتي را در خيالات خام خود ميپرورانند و آرزوي شيطان صفتاني است که با مشاهده استقبال بينظير حوزه علميه از فرزند خود، آن را به گور خواهند برد./انتهاي پيام/