فلسفه‏ى آهسته و بلند خواندن نماز
کد خبر:۹۵۹۱۵

فلسفه‏ى آهسته و بلند خواندن نماز

از جهت اختصاص نماز روز به اخفات و نمازهاى شبانه به جهر، از جمله رموز و اسرارى است كه هنوز فلسفه‏ى آن كشف نشده است و بايد تعبداً آن را بپذيريم. و ممكن است در آينده با پيشرفت علم حكمت‏هاى اين حقيقت نيز روشن شود.
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ هر يك از جهر و اخفات محاسن و حكمت‏هايى دارد بدين ترتيب:

در بلند خواندن به واسطه‏ى استماع و گوش دادن و تأثيرپذيرى اعصاب سمعى، در مغز بهتر تأثير مى‏گذارد، نسبت به آهسته خواندن.

زيرا سلول‏هاى گوش و دماغ، هر دو تلقين به نفس را اخذ نموده و از حقيقت اذكار بهره‏مند مى‏گردند، از اين رو توصيه شده كه درس‏ها را شاگردان بلند بلند بخوانند تا بهتر در مغز آنها جايگزين گردد.

در آهسته خواندن و اخفات، حالت آرامش و اطمينان و حالت قربت و خلوص بيشتر هويدا مى‏گردد، از اين رو اذكار را در حال خفيه و آهسته خواندن بهتر است در اين راستا قرآن كريم مى‏فرمايد:

 «ادعوا ربّكم تضرّعاً وخفيهً»؛ « أعراف/ 55» «پروردگار خود را (آشكارا) از روى تضرع، و در پنهانى، بخوانيد!»

 «و دون الجهر من القول»؛ «أعراف/ 205» «پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان ياد كن.»

و نيز عمل اخفاتى از ريا دورتر است، لذا صدقه‏ى پنهانى بهتر از صدقه‏ى آشكار است؛ قرائت سرّى نيز از ريا دورتر است و در روايات نيز شواهدى براى اين حقيقت موجود است.

در آهسته خواندن، تمام توجّه، يك دفعه به مغز مى‏شود، از اين جهت هر دو قسم جهر و اخفات در نماز رسيده و تشريع شده تا از محاسن و مزاياى هر دو قسم بهره‏مند گرديم.

امّا جهت اختصاص نماز روز به اخفات و نمازهاى شبانه به جهر، از جمله رموز و اسرارى است كه هنوز فلسفه‏ى آن كشف نشده است و بايد تعبداً آن را بپذيريم. و ممكن است در آينده با پيشرفت علم حكمت‏هاى اين حقيقت نيز روشن شود.

در تفسير صافى ذيل آيه‏ى «ادعوا ربّكم تضرعاً و خفيهً» «أعراف/ 55»

 روايت شده كه رسول خدا (ص) با اصحاب در بيابانى مى‏رفتند، به منطقه‏اى رسيدند كه اصحاب صدا به تكبير و تحليل بلند كردند، رسول خدا فرمود: چرا صدا مى‏كنيد، آهسته خدا را بخوانيد و آهسته ذكر بگوييد، مگر خدا دور، يا كر است، خدا نزديك و شنوا است.

مناجات با خدا از مادّه‏ى «نجوى» است، كه دو نفر آهسته با هم صحبت محرمانه نمايند. به همين خاطر آن را «نجوى» گويند، نه آن كه مناجات داد و فرياد باشد.
                       
در عده الداعى آمده: «قال رسول اللَّه (ص) لأبى ذر: يا أباذر، اذكر اللَّه ذكراً خاملًا قلت: ما الخامل؟ قال‏الخفىّ»؛ «عده الداعى، ص 243»

 «پيغمبر (ص) به ابوذر فرمود: خدا را ياد كن و ذكر بگو ذكر خامل، [ابوذر گويد:] گفتم: خامل چيست؟ حضرت فرمود: آهسته.»

فقط يك روايت در مورد صلوات دارد كه بلند بفرستيد، كه نفاق را مى‏برد؛ و شايد فلسفه‏ى آن اين باشد كه اسم پيغمبر بايد در دنيا آشكار شود (و رفعنا لك ذكرك). «شرح/ 4»

در آخر عدّه الداعى روايتى نقل مى‏كند كه فرمود: ذكر مخفى، هفتاد مرتبه از ذكر آشكار، ثواب آن بيشتر است. «همان، ص 220»
باز در آخر عدّه الداعى، سلسله مراتب ذكر را چهار قسم مى‏كند:

1. ذكر آشكار

2. ذكر مخفى‏

3. تذكر قلبى‏

4. به ياد خدا بودن، به نحوى كه سبب ترك معصيت و انجام طاعت شود. «همان، ص 283»

بعضى در فلسفه‏ى بلند خواندن گفته‏اند: قرائت در نماز، مانند قرائت قرآن است، در غير نماز بايد بلند بلند خوانده شود كه از توجّه به خدا، هم زبان‏ لذّت ببرد هم قلب، و هم سلول‏هاى گوش از شنيدن كلام محبوب غرق در لذت شود.

و همچنين در بلند گفتن اذان، لذت روحى و سمعى براى مؤمنين مى‏باشد.

امّا در اخفات، به عكس اگر از اين مزيّت محروم است، در عوض مَثَلش مثل آب جارى در دو لوله مى‏باشد كه اگر يكى ب سته شود، فشار جريان در ديگرى بيشتر شود، به همين نحو وقتى اخفات خوانديم، فشار روى مغز زيادتر ونمازگزار توجّه قلبى او بيشتر گردد.
مثال: شاعر مى‏گويد:

من از ذكر خمر لذّت مى‏برم، همان طور كه از خوردنش لذت مى‏برم به وسيله‏ى قوّه‏ى ذائقه، و از ديدنش نيز قوه‏ى باصره‏ام لذت مى‏برد، و از بوئيدنش شامّه‏ام لذت مى‏برد، و از گرفتن آن قوّه‏ى لامسه‏ام غرق لذت مى‏شود، امّا قوّه‏ى سامعه و شنوايى من بى‏بهره مانده است.

لذا از ساقى تقاضا مى‏كند كه در وقت سقايت با صداى بلند بگو: «بگير كه اين شراب است!» تا من از شنيدن وصف آن هم لذت ببرم و قوّه‏ى سامعه‏ام بى‏بهره نماند، و تمام احساسات من غرق در لذت شراب گردد.

همچنين نمازگزار مى‏خواهد در موقع نماز، به وسيله‏ى صداى بلند، با همه‏ى اعضاء و جوارح از نماز بهره‏بردارى كند.

حضرت ابراهيم همه‏ى مال خودش را فداى شنيدن اسم خدا كرد، هنگامى كه جبرئيل به امر خدا در مقام امتحان او بود. «معراج السعاده، باب محبت»/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار