کد خبر:۹۶۱۴۰
اي صاحب جمعهها كجايي ...
ديده صدبار اگر كور شود بهتر از آن كه به ديدار تو يك فيض نگاهش ندهند
با آن كه كس به هيچ حسابم نمي كند
مولا به لطف خويش جوابم نمي كند
آباد او شدم چه نيازي به بادهام
حتي مي بهشت خوابم نمي كند
من در خور عذاب خدايم ولي چه غم
تا خواجهام عليست عذابم نمي كند
خوارم ولي به پاي گل خويش باغبان
هرگز جدا ز فيض گلابم نمي كند
عاشق از آن شدم كه به جز دست پاك عشق
بر پاي بوتراب ترابم نمي كند
يبن الحسن بدون تو من اهل دوزخم
فرقي ز هم گناه و ثوابم نمي كند
تا كسي را به سر كوي تو راهش ندهند
گريه و سوز دل و ناله و آهش ندهند
كوه طاعت به قيامت اگر آرد زاهد
بي تو لاي تو حتي پركاهش ندهند
به غباري كه زكويت به رخم مانده قسم
هر كه خاك تو نشد عزت و جاهش ندهند
ديده صدبار اگر كور شود بهتر از آن
كه به ديدار تو يك فيض نگاهش ندهند
كافر و مومن و غير و خودي و دشمن و دوست
هيچ كس نيست كه در كوي تو راهش ندهند
تو نوازش كني آن را كه پناهش ندهند
تو دهي راه كسي را كه پناهش ندهند
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰