مقررات اقتصادى‏ در قرآن
کد خبر:۹۶۱۶۱

مقررات اقتصادى‏ در قرآن

طرح اقتصاد بدون ربا، يكى از نظريه‏پردازى‏هاى علمى قرآن است كه در حوزه‏ى اقتصاد و بانك‏دارى مطرح شده و در عصر ما مورد توجه قرار گرفته است. هم اكنون در بيش از هفتاد كشور بانك‏هاى بدون ربا شكل گرفته و مورد استقبال واقع شده است.
 گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ قرآن كريم در آيه‏ى دويست و هفتاد و پنجم سوره‏ى بقره با مثالى جالب به بلاى اجتماعى «رِبا» اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد:

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّهِ فَانْتَهَى‏ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ‏

كسانى كه ربا مى‏خورند، بر نمى‏خيزند مگر همانند برخاستن كسى كه شيطان بر اثر تماس، ديوانه (و آشفته سَر) ش كرده است. اين، بدان سبب است كه آنان گفتند: «معامله فقط همانند رباست.» و حال آنكه خدا معامله را حلال كرده، و ربا را حرام نموده است. و هر كس پندى از جانب پروردگارش به او رسد و (به رباخوارى) پايان دهد، پس آنچه (از سود در) گذشته (بدست آورده) فقط از آنِ اوست؛ و كارش با خداست؛ و [لى‏] كسانى كه [به ربا خوارى‏] باز گردند، پس آنان اهل آتشند. [و] آنان در آنجا ماندگارند.

نكته‏ها و اشاره‏ها:

1. مسأله‏ى ربا اولين بار در آيه‏ى 39 سوره‏ى روم كه از سوره‏هاى مكى است به صورت اندرز اخلاقى مطرح شده است. اين آيه مى‏فرمايد: رباخوارى در پيشگاه خدا كار پسنديده‏اى نيست. سپس بعد از هجرت در سوره‏هاى آل عمران، نساء و بقره مطرح شد و رباخوارى حرام و جنگ با خدا اعلام شد.

2. در اين آيه ربا خواران به ديوانگانى تشبيه شده‏اند كه نمى‏توانند تعادل‏ خود را حفظ كنند. «واژه‏ى خبط در لغت به معناى عدم تعادل بدن، در هنگام راه رفتن يا برخاستن است»

شايد مقصود از اين تشبيه همان شيوه‏ى اجتماعى ربا خواران در دنيا باشد كه مثل ديوانگان، فاقد تفكر صحيح اجتماعى هستند و ثروت‏پرستى چشم عقل آنها را كور كرده است، به طورى كه منافع خود و اجتماع را در نظر نمى‏گيرند.

و شايد مقصود از اين تشبيه قيام در رستاخيز باشد؛ يعنى در قيامت رباخواران به شكل ديوانگان محشور مى‏شوند.

امّا از آن‏جا كه وضع انسان در جهان ديگر تجسمى از اعمال او در اين جهان است، ممكن است آيه اشاره به هر دو معنا باشد؛ در روايات نيز به هر دو مطلب اشاره شده است. «ر. ك: تفسير نمونه، ج 2، ص 271)»

3. در اين‏جا اين پرسش مطرح مى‏شود كه آيا قرآن كريم شيطان را سرچشمه‏ى ديوانگى و جنون مى‏داند، در حالى كه ديوانگى نوعى بيمارى روانى است؟

پاسخ آن است كه مفسران قرآن، در مورد تعبير «مسُّ الشيطان» چند احتمال داده‏اند:

الف) اين تعبير كنايه از بيمارى روانى و جنون است، همان‏گونه كه مردم عرب اين تعبير را در مورد جنون به كار مى‏برده‏اند. «همان، ص 272»

ب) تعبير فوق كنايه از تسلّط شيطان بر تمام وجود انسان است، همان‏طور كه در برخى آيات به اين تسلط اشاره شده است. «سوره‏ى انعام، آيه‏ى 71»

ج) برخى مفسران احتمال داده‏اند كه بعضى كارهاى شيطانى و اعمال بى‏رويه و نادرست سبب يك نوع جنون شيطانى گردد؛ يعنى برخى اعمال نادرست موجب به هم خوردن تعادل روانى افراد مى‏شود. «ر. ك: تفسير نمونه»

د) احتمال ديگرى نيز مى‏توان مطرح كرد و آن اين كه با توجه به معناى واژه‏ى شيطان كه اعم از جن و انسان و موجودات شرير است، مقصود آيه مى‏تواند بيمارى روانى مستند به برخى ميكروب‏ها باشد و يا اين‏كه بيمارى‏هاى روانى دو قسم باشند: برخى داراى عوامل مادى و برخى علاوه بر عوامل مادى، داراى عوامل ماوراى طبيعى نيز باشد.

4. ربا به معناى زيادى و افزايش است و در اصطلاح اسلامى به معناى آن است كه كسى پول يا اموال خود را در اختيار ديگرى قرار دهد و شرط كند كه با مقدارى افزايش باز پس‏گيرد. البته ربا داراى اقسام و شرايطى است كه در كتاب‏هاى فقهى بيان شده است. «ر. ك: تحرير الوسيله، و رساله‏هاى عمليه‏ى مراجع معظم»

5. رباخوارى در اسلام حرام، و معامله و تجارت حلال است. تفاوت‏هاى زيادى بين اين دو وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

الف) در معامله هر دو طرف خريدار و فروشنده، سود و ضرر مى‏كنند، امّا در ربا، هميشه فقط يك طرف سود مى‏برد و يكى ضرر مى‏كند و از اين روست كه مؤسسات رباخوار هر روز سرمايه‏دارتر مى‏شوند.

ب) در معاملات معمولى، طرفين در مسير توليد و مصرف گام برمى‏دارند و اقتصاد شكوفا مى‏شود، امّا در رباخوارى معمولًا عمل مثبتى صورت نمى‏گيرد.

ج) با شيوع رباخوارى سرمايه‏ها در مسير ناسالم مى‏افتند و پايه‏هاى‏ اقتصاد متزلزل مى‏شوند، بر خلاف معامله و تجارت كه موجب رونق و تثبيت موقعيت اقتصادى مى‏شود.

د) رباخوارى فاصله‏ى طبقات غنى و فقير را روز به روز زيادتر مى‏كند، اما تجارت و معامله لزوماً اين‏گونه نيست.

ه) رباخوارى، برخلاف تجارت صحيح، منشأ دشمنى و جنگ‏هاى طبقاتى است.

6. طرح اقتصاد بدون ربا، يكى از نظريه‏پردازى‏هاى علمى قرآن است كه در حوزه‏ى اقتصاد و بانك‏دارى مطرح شده و در عصر ما مورد توجه قرار گرفته است. هم اكنون در بيش از هفتاد كشور بانك‏هاى بدون ربا شكل گرفته و مورد استقبال واقع شده است.

7. رباخوارى در نزد مذاهب اسلامى حرام و از گناهان كبيره است و در روايتى از امام باقر عليه السلام حكايت شده كه‏ خبيث‏ترين درآمدها، رباخوارى است و خداوند رباخوار و وكيل او و شاهد او و نويسنده‏ى آن را لعنت نموده است. «اصول كافى، ج 5، ص 147 و وسائل الشيعه، ج 12، ص 423»

8. «قانون عطف به ما سبق نمى‏شود.»، يعنى قانون از زمانى كه رسميت مى‏يابد اجرا مى‏شود و شامل قبل از خود نمى‏شود؛ چون اگر بخواهد گذشته را شامل شود مشكلات فراوانى به بار مى‏آورد و موجب هرج و مرج مى‏شود.

از اين رو در آيه اشاره شد كه هركس دست از رباخوارى بردارد، اموالى كه قبل از نزول آيه از راه ربا به دست آورده است، اشكالى ندارد.

آموزه‏ها و پيام‏ها:

1. رباخوارى كار ديوانگان شيطان‏صفت است.

2. معامله و تجارت را همانند ربا ندانيد (كه تفاوت‏هاى بسيارى دارند) و اقتصاد بدون ربا پايه‏ريزى كنيد.

3. در نظام اقتصاد اسلامى رباخوارى جايى ندارد.

4. قانون عطف به ما سبق نمى‏شود.

5. اگر رباخواران اندرزهاى الهى را نپذيرند و دوباره به رباخوارى بپردازند، عذاب جاويدان الهى در انتظار آنهاست.

6. اگر رباخواران دست از رباخوارى بردارند، خدا با لطف خود با آنان رفتار مى‏كند./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار