میکروب ها رفتنی اند...
واکسینه نظام بدین معناست که اگر جریانی مشابه آنچه که در سال 88 اتفاق افتاد بار دیگر بر ملت و نظام ایران تحمیل شود، انگیزه و شیوه صحیح مقابله با آن که در خاطره سیاسی نظام نهادینه شده است، از بروز مرگ و میر و جراحت عمیق در ارکان نظام ممانعت خواهد کرد و تزلزل ستون های انقلاب در اثر تکان های حیله دشمن غیرممکن خواهد بود.
میکروب هایی که فتنه 88 را تولید کرده اند و پادزهر بصیرت، آنها را از اثربخشی قابل توجه باز داشته است و در تزریق مسمومیت خود به بدنه اجتماع به دو شیوه متفاوت عمل کرده اند و دونوع ماهیت رفتاری داشته اند:
گروه اول در بردارنده میکروب هایی است که در وقایع سال گذشته تهاجمی عمل کرده و نقطه شروع فتنه را رقم زده اند؛ این گستاخی در تهاجم با اتکا به جایگاه مردمی مطمئن صورت گرفته است.
بر این اساس فتنه گران با باور پذیر کردن تهمت دروغین تقلب در برخی اذهان موقعیت تهاجم به ارکان نظام را به دست آوردند.
حمله میکروب های «مهاجم» بیشتر ارگان های پیکر نظام همچون شورای نگهبان، سپاه، بسیج، وزارت کشور، برخی مراجع، روحانیت، دولت منتخب، جایگاه ولایت و... را در برگرفته و مورد تعرض قرار داده بود.
«اشخاص» و « احزاب» دو عنوان شاخص برای ورژن های مختلفی است که در تهاجم نقش آفرینی کرده اند.
دو کاندیدای شکست خورده انتخابات - کروبی و میرحسین - برخی از عناصر جناح اصلاح طلب، بعضی از یاران قدیمی انقلاب که مواضع چند پهلوی آشکاری درحوادث سال 88 از خود نشان دادند، برخی مراجع خودخوانده... را می توان «اشخاص» دخیل در این حادثه تلقی کرد که استارت تهاجم را زده اند و احزابی نظیر مشارکت، مجاهدین انقلاب و گروه هایی نظیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران، گروهک غیر قانونی علامه، مجمع محققین و مدرسین و برخی گروه ها که تحت عنوان اصلاح طلب فعالیت داشته اند، متعلق به « احزاب» دخیل در تهاجم میکروبی هستند.
برای گروه دوم میکروب هایی که در فتنه 88 نقش عمده آنها دامن زدن به اغتشاشات و سوء استفاده از موقعیت پدید آمده بود، «فرصت طلب»، گزینه مناسبی است.
فرجه زمانی به دست آمده در فضای فتنه سبب شد این گروه که در سال های پس از انقلاب، به علت اتخاذ مواضع علنی ضد نظام، قدرت و فرصت فعالیت قانونی در کشور را از دست داده و اکثرا به اتلاف وقت در خارج از کشور در بنگاه های دروغ پراکنی رسانه های معاند مشغول بودند به میان فضای بلبشو و آشوب پدید آمده توسط مهاجمین امنیت، خزیده و کینه کهنه خود را تخلیه كرده و به آتش پاگرفته دامنه و حرارت بیشتر ببخشند.
گروهک های منافقین، نهضت آزادی، سلطنت طلبان، لیبرالیست ها، سکولارها، فرقه بهائیت، فرق منحرف جنسی... ورژنهای متعدد میکروب های فرصت طلب بودند که اگرچه انگیزه های متفاوتی برای انتقام از نظام داشتند اما همه زخم خورده از اسلام و نظام مبتنی بر اسلام بودند و این نقطه اشتراک، همه آنها را در هجمه علیه نظام کنار هم نگه داشته بود.
اما میکروبها ازچه راهی تهاجم به نظام را آغاز کردند؟
مشی سالیان پس از انقلاب ملت نشان می داد قاطبه ملت به ارزش های ماندگار انقلاب پایبندند و هرکس را در دایره آن ارزش ها بیابند با جان و دل حمایت می کنند.
مسلم است که بهترین راه نفوذ فتنه گران به افکار ملت، همسو نشان دادن خود با آن ارزش هاست.
پیروی از خط امام، پایبندی به ولایت فقیه، تکریم شهدا، تقدیر و تکریم نیروهاي در خدمت دفاع و سازندگی همچون بسیج و سپاه، احیای ارزش های فرهنگی و معنوی سال های آغازین پس از پیروزی انقلاب، و شعارهایی از این دست می توانست مقبولیت و مشروعیت مردمی ایجاد کند و پس از آن راه را برای پیاده کردن منویات فتنه گران بازکند.
این ترفندی بود که ایادی داخلی فتنه برگزیدند و پس از کسب وجاهت مردمی، با القاء دروغین تقلب، قدرت و فرصت آشوب آفرینی و ضربه زدن به حکومت را برای خود خلق کردند و پس از آن در حین آشوب های اجتماعی ناشی از بحران سیاسی، پای میکروب های فرصت طلب را به کشور باز کردند و بدین ترتیب پازل تهاجم علیه نظام و در راس آن ولایت فقیه تکمیل شد.
مردم چگونه میکروبها را باز شناختند؟
با تداوم خط آشوب و پررنگتر شدن خط سیر تهاجم، حادثه شکل دیگری به خود گرفت: دقت مردم در رفتارهای فتنه گران حقایقی را بر آنها آشکار کرد.
برجسته ترین خطایی که فتنه گران را در پیشگاه مردم رسوا کرد و رشته های توهمات آنها را پنبه کرد، دروغ بود.
عدم تطابق عمل فتنه گران با شاخص های راه امام، تهمت های اثبات نشدنی به نظام، در افتادن با مسایل شرع مقدس اسلام و زیر سوال بردن آنها، تضعیف خصمانه دولت منتخب، همسویی و هم نوایی با عناصر فرصت طلبی که مدت هاست اعتباری در پیشگاه ملت ندارند، هم نوا شدن با تهاجمات رسانه ای خارجی و فرصت آفرینی برای سوء استفاده آنان،...اذهان را نسبت به صداقت فتنه گران در حفظ میراث امام خمینی(ره) و ایمان به ارزش ها چار تردید جدی کرد.
بروز این تناقضات آشکار در قول و فعل و زاویه گرفتن از جاده ولایت، زنگ آگاهی را برای ملت به صدا درآورد.
اما آنچه بیش از همه در آگاهی بخشی ملت نقش آفرید، روشنگری و بصیرت دهی مداوم رهبر معظم انقلاب و هشدارهای مستمر ایشان بود که جرقه ایستادگی در برابر فتنه و ممانعت از آسیب بیشتر را در اندیشه سیاسی ملت روشن کرد.
پادتن بصیرت و روشن بینی سبب شد اثر بخشی سموم فتنه به همان مدت کوتاه نزدیک به مرکز فتنه محدود شده و با دور شدن از دایره زمانی وقوع فتنه و بر ملا شدن نیت ها و نهادینه شدن بصیرت، عوارض تهاجم کاهش یابد.
حادثه عاشورای 1431 تهران از آنجا که مستقیما عقاید مذهبی- ملی را هدف گرفته بود، بیش از همه خون بصیرت- پادتن میکروب های فتنه- را در رگ های مشی سیاسی ملت به جوشش در آورد و طومار فتنه را سخت درهم پیچید.
در خنثی کردن آثار مسموم فتنه، نقش ولایت و بصیرت هر دو قابل توجه است و به نظر می رسد این دو مولفه که در واکسینه کردن نظام علیه میکروب های فتنه نقش اساسی ایفا کرده اند به گونه ای به هم وابسته اند که هر کدام تقویت کننده اثر دیگری است و ارتباط این دو با هم به تزاید لحظه به لحظه باز دارندگی آثار فتنه منجر می شود.
از طرفی عشق به ولایت، رهنمون های رهبری و هشدارهای ایشان نسبت به خطر شرایط فتنه گون را قابل پذیرش كرد و از سوی دیگر افزایش بصیرت به نوبه خود اهمیت جایگاه ولایت را در کنترل و مدیریت بحران فتنه جلوه گر ساخت؛ از این جهت هجمه به این دو بعد مستحکم، در دستور کار دشمن قرار گرفته است.
حمله به ولایت هنوز هم تحت عناوین مختلف و از سوی شکست خوردگان همچنان ادامه دارد:
در نامه اخیر کروبی به رئیس خبرگان رهبری، این جایگاه مذبوحانه و در قالب فریبکارانه اجرای قانون، مورد تهاجم قرار گرفته و تلویحا محاکمه رهبری در خواست شده است.
در اقدام ننگین دیگری نامه مجعول ارسالی رئیس قوه قضا به رهبری، در رسانه های معاند منتشر شده است که در آن از دخالت منسوبان رهبری در تصمیم گیری قوه قضا درباره فتنه گران شکایت شده است و چکیده این نامه مجعول این است که رهبری با اتخاذ مشی دیکتاتوری، در برابر قانون ایستاده است.
حمله به جایگاه رهبری در آستانه سفر مقام معظم رهبری به قم به شکل دیگری دنبال شده و شایعه سفر رهبری به منظور کسب مشروعیت، لقلقه زبان معاندان شده است؛ گرچه شوک استقبال پرشکوه مردم و علما از ایشان دشمن را مجبور به توسل و دروغ فرافکنی دیگری کرده است و شبکه عنکبوتی حامیان فتنه در اقدامی هماهنگ، مراجع دیدار کننده با رهبری را حکومتی خوانده اند تا از اهمیت حادثه کاسته و بر رسوایی پیشین سرپوش بگذارند.
بصیرت ملت دائما مورد تهاجم بوده است و راه حذف یا کاهش آن، تبلیغات دروغین و القاء برخی حوادث غیر واقعی و تولید فضای رسانه ای برای باور پذیر کردن آن است.
آنچه در این بین باید از سوی مردمی که به سلامت سیاسی خود فکرمی کنند مورد توجه قرارگیرد این است که هرگز از ولایت جدا نشوند و همواره چشم بر دهان حق گوی ولایت بدوزند، این امر به رها شدن از سیلاب های بصیرت زدایی که گاه و بیگاه از سوی دشمنان شکست خورده و ناراحت، ایجاد می شود کمک می کند.
این امر مسجل است که دشمن در آینده با ورژن های جدیدی از فتنه گری بر سر راه ملت قرار گرفته و راه های دیگری را خواهد آزمود.
پاسخ شایسته همه فرم های گوناگون فتنه گری و میکروب های متنوع سیاسی، قوت بخشیدن به پادزهر بصیرت است و همزمان که دشمن کانالهای نفوذ و اخلال را عوض می کند، بصیرت هم باید در جهت انسداد همان کانال ها عمل کند./انتهای پیام/