کد خبر:۹۶۳۸۰
طولاني ترين آيه قرآن
بيان قرآن در مورد لزوم تنظيم اسناد تجاري
بزرگترين آيهى قرآن در مورد مسائل حقوقى و تنظيم قراردادهاى مالى در اجتماع است. اين مطلب دقّت نظر و جامعيت اسلام را مىرساند كه تا چه اندازه به قانونمند كردن جامعه اهميت مىدهد و همين تأكيدات قرآن بود كه بسيارى از اين قوانين را در جامعهى اسلامى گسترش داد و كم كم به صورت مقررات در مراجع رسمى درآمد و اجرا مىشود.
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ قرآن كريم در آيهى دويست و هشتاد و دوّم سورهى بقره به قانونمند كردن روابط اجتماعى و اقتصادى و لزوم تنظيم اسناد تجارى اشاره مىكند و مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوْا إِذَا تَدَايَنْتُم بِدَيْنٍ إِلَى اَجَلٍ مُسَمّىً فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَو لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَاهِدَيْنِ مِن رِجَالِكُمْ فَإِن لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجِلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوْا وَلَا تَسْأَمُوا أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلَى أَجَلِهِ ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ إِلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوْا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُم وَاتَّقُوا اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمْ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، هنگامى كه (بخاطر وام يا داد و ستد) بدهىاى را تا سرآمدِ معين به يكديگر بدهكار شديد، پس آن را بنويسيد. و بايد نويسندهاى بر اساس عدالت، (سند را) در ميانِ شما بنويسد. و هيچ نويسندهاى، نبايد از نوشتن خوددارى كند، همان گونه كه خدا آموزشش داده است، پس بايد بنويسد. و كسى كه حقّ بر عهده اوست، بايد ديكته كند؛ و از (عذاب) خدا كه پروردگار اوست خود را حفظ كند؛ و هيچ چيزى از آن (حقّ) را نكاهد. و اگر كسى كه حقّ بر عهده اوست، سبك سر يا (از نظر عقل) كم توان باشد، يا (بخاطر گنگ بودن،) نمىتواند كه خود ديكته كند، پس بايد سرپرستش (به جاى او،) بر اساس عدالت، ديكته كند و دو شاهد از ميان مردان (مسلمان) تان به گواهى طلبيد؛ و اگر دو مرد نبودند، پس يك مَرد و دو زن، از شاهدانى كه مورد رضايت شما هستند، [به گواهى بگيريد؛] تا [اگر] يكى از آن دو [زن] فراموش كرد، پس يكى از آن دو، ديگرى را ياد آورى كند. و شاهدان به هنگامى كه آنها (براى گواهى) دعوت مىشوند، نبايد خوددارى نمايند. و از نوشتن (بدهىِ خود)، تا سرآمدش [چه] كوچك يا بزرگ، ملول نشويد. اين نزد خدا دادگرانهتر، و براى گواهى، استوارتر و به ترديد نكردن، نزديكتر است؛ مگر اينكه داد و ستد نقدى باشد كه آن را در ميان خود، [دست به دست] مىگردانيد. پس هيچ گناهى بر شما نيست كه آن [داد و ستد نقدى] را ننويسيد. و [لى] هنگامى كه معامله (نقدى) مىكنيد، شاهد بگيريد. و هيچ نويسنده و شاهدى، نبايد زيان ببيند. و اگر [چنين] كنيد، پس در حقيقت اين از نافرمانى شماست. و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ كنيد. و خدا به شما آموزش مىدهد؛ و خدا به هر چيزى داناست.
نكتهها و اشارهها:
1. آيهى فوق، كه طولانىترين آيهى قرآن كريم است، مقررات دقيقى در مورد امور تجارى بيان داشته است تا سرمايهها در مسير رشد طبيعى خود قرار گيرند. از اين آيه هيجده دستور در مورد داد و ستد مالى استفاده مىشود كه عبارتاند از:
الف) هر گاه شخصى به ديگرى وام داد يا معاملهاى با او انجام داد و يكى از طرفين بدهكار شد، بايد قرار داد آنان با تمام خصوصيات آن نوشته شود تا بعداً هيچ گونه اشتباهى پيدا نشود. «بقره/ 283»
ب) طرفين معامله قرارداد را ننويسند، بلكه نويسندهى «قرارداد» شخص سوّمى باشد، تا اطمينان بيشترى حاصل شود و قرارداد از مداخلات احتمالى طرفين محفوظ بماند.
ج) نويسندهى قرارداد بايد در نوشتن آن حق را در نظر بگيرد و واقع را بنويسد.
د) نويسنده و تنظيم كنندهى سند كه از احكام و شرايط معامله اطلاع دارد، به پاس اين موهبتى كه خدا به او داده است، نبايد از نوشتن قرارداد امتناع ورزد بلكه بايد طرفين معامله را در اين امر اجتماعى يارى نمايد. «بقره، 282»
ه) بايد «بدهكار» قرارداد را ديكته كند، يعنى بگويد، تا نويسنده بنويسد؛ چرا كه همواره امضاى اصلى در اسناد، همان امضاى بدهكار است و قراردادى كه بر اساس گفتههاى بدهكار تنظيم شده است، جاى انكارى برايش باقى نمىگذارد.
د) شخص بدهكار كه قرارداد را ديكته مىكند، بايد خدا را در نظر بگيرد و چيزى را فرو گذار نكند و همهى مطالب را بگويد تا بنويسند.
ز) در سه صورت، سرپرست بدهكار به جاى او قرارداد را ديكته مىكند:
اوّل: هنگامى كه بدهكار «سفيه و سبك سر» باشد، يعنى نتواند امور مالى خود را سامان بخشد.
دوّم: هنگامى كه بدهكار «ضعيف»، يعنى كوتاه فكر، كم عقل و مجنون باشد.
سوّم: هنگامى كه بدهكار «گنگ» باشد، يعنى قدرت سخن گفتن نداشته باشد.
ح) سرپرست بدهكار نيز بايد در هنگام ديكتهى بدهى، عدالت و منافع كسى را كه سرپرست اوست در نظر بگيرد و از انحراف از حق دورى جويد.
ط) علاوه بر نوشتن قرارداد، بايد دو نفر ديگر نيز شاهد قرارداد باشند.
ى) شاهد بايد بالغ باشد.
ك) شاهد بايد مسلمان باشد.
ل) يك مرد و دو زن نيز مىتوانند شاهد باشند.
م) شهود قرارداد بايد مورد اطمينان طرفين و رضايت آنها باشند؛ و اين اشاره به همان مسألهى عدالت است كه در روايات نيز آمده است.
ن) در صورتى كه شاهدان قرارداد مركب از دو مرد باشند، هر كدام مىتوانند مستقلًا شهادت بدهند، امّا در صورتى كه يك مرد و دو زن شاهد باشند، بايد آن دو زن به اتفاق يكديگر شهادت دهند، تا اگر يكى مرتكب اشتباهى شد، زن ديگر به او يادآورى كند.
س) در نوشتن قرارداد تفاوتى بين بدهى كم و زياد نيست و بايد همه را نوشت و از اين كار خسته و ملول نشويم؛ چرا كه اسلام مىخواهد هيچگونه نزاعى در روابط اقتصادى رخ ندهد.
ع) در صورتى كه معامله نقدى بود، نوشتن قرارداد لازم نيست. البته از تعبير «گناه و اشكالى ندارد» استفاده مىشود كه در همين صورت نيز اگر سندى براى داد و ستد نقدى تنظيم شود، بهتر است؛ چرا كه از هرگونه اشتباه و اعتراض احتمالى جلوگيرى مىكند.
ف) در معاملهى نقدى، تنظيم سند و نوشتن لازم نيست، ولى بايد شاهد گرفت، تا از اشتباهات و اعتراضات بعدى جلوگيرى شود.
ض) نويسندهى سند و همچنين شهود، نبايد به خاطر رعايت حق و عدالت، مورد آزار و اذيت قرار گيرند، وگرنه كسى جرأت نمىكند مسئول ثبت گردد يا گواهى دهد؛ از اين رو اگر كسى شاهدان قرارداد يا نويسندگان سند را به خاطر حق گويى آزار دهد، مرتكب گناه و فِسق و از راه و رسم بندگى خدا خارج شده است.
2. در اينجا اين پرسش مطرح است كه چرا در اين آيه شهادت دو زن معادل شهادت يك مَرد شمرده شده است؟ شايد به خاطر آن است كه زن موجودى عاطفى است و احياناً ممكن است تحت تأثير قرار گيرد؛ از اين رو يك نفر ديگر به او ضميمه شده است تا از تحت تأثير قرار گرفتن او جلوگيرى شود. «تفسير نمونه، ج 2، ص 287»
البته نكتهى قابل توجه آن است كه در ميان زنان و مردان هميشه موارد استثنا وجود دارد، ولى از طرفى قوانين و مقررات اجتماعى بر اساس غالب افراد پايهگذارى مىشود؛ و از طرف ديگر، داد و ستد و تجارت بيشتر توسط مردان انجام مىگيرد و معمولًا بانوان كمتر از اسرار آن آگاهى دارند.
3. اين آيه دربارهى فلسفهى احكام فوق مىگويد: تنظيم اسناد و دقّت در آن ضامن اجراى عدالت، موجب تقويت و اطمينان شهود به هنگام شهادت و مانع ايجاد بدبينى در ميان افراد اجتماع مىگردد.
4. از جملات اخير اين آيه مىتوان استفاده كرد كه تقوا و خداپرستى اثر عميقى در آگاهى و روشن بينى و فزونى علم و دانش انسان دارد. هنگامى كه قلب و روح آدمى پاك شود، حقايق را همچون آئينه منعكس مىسازد. «همان، ص 289»
5. بزرگترين آيهى قرآن در مورد مسائل حقوقى و تنظيم قراردادهاى مالى در اجتماع است. اين مطلب دقّت نظر و جامعيت اسلام را مىرساند كه تا چه اندازه به قانونمند كردن جامعه اهميت مىدهد و همين تأكيدات قرآن بود كه بسيارى از اين قوانين را در جامعهى اسلامى گسترش داد و كم كم به صورت مقررات در مراجع رسمى درآمد و اجرا مىشود.
6. در حديثى آمده است: اگر كسى سند و شاهد در معامله نگيرد و مال او در معرض تلف قرار گيرد و دعا كند، خدا دعاى او را مستجاب نمىكند، بلكه مىفرمايد: چرا به سفارشهاى من عمل نكردى؟ «نورالثقلين، ج 1، ص 298 ح 1195»
7. در اين آيه دستور نوشتن اسناد اقتصادى داده شده است و مقدمهى اين كار آن است كه افراد جامعهى اسلامى با سواد باشند. آرى، دستورات قرآن كريم، جامعهى اسلامى را به سوى دانش و قانونمندى سوق مىدهد.
آموزهها و پيامها:
1. با تنظيم اسناد و شاهد گرفتن، روابط اقتصادى جامعه را سامان بخشيد و زمينهى اجراى عدالت را فراهم سازيد.
2. هرگاه فرمان قلم به دست شما افتاد، تقوا را رعايت نماييد (و از طغيان قلم جلوگيرى كنيد).
3. مسلمانان به سوى سوادآموزى و قانونمند كردن جامعه حركت كنند.
4. مسائل كوچك و بزرگ اقتصادى را ثبت كنيد (و از اختلافات اقتصادى جلوگيرى نماييد).
5. مسئولان ثبت اسناد و گواهان در جامعهى اسلامى مصونيت دارند (و كسى حق تعرض و زيان رسانى به آن را ندارد).
6. پارسايى و خودنگهدارى زمينهساز دانشافزايى است./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰