کد خبر:۹۷۲۲۹
فلسفه روانى و فوائد روحى نماز
يكى از فوائد مهم روحى نماز، تلقين به نفس است كه امروزه اهميّت آن در روانشناسى (پسيكولوژى) به ثبوت رسيده، شخص نماز گزار به طور مداوم در هر شبانه روز چندين مرتبه در نماز، خود را از جملهى صالحان، و با آنها هم رديف مىكند و خود را فروتن و خاكسار مىسازد، از اين رو بطور طبيعى در او اثر مىگذارد و در رديف بندگان صالح در مىآيد و اين نتيجهى بزرگ گرفته مىشود.
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ فلسفهى روانى و فوائد روانى نماز بسيار است، ما به ذكر سه مورد اكتفا مىكنيم:
الف. يكى از فوائد مهم روحى نماز، تلقين به نفس است كه امروزه اهميّت آن در روانشناسى (پسيكولوژى) به ثبوت رسيده، كه به واسطهى تأثير تلقين به نفس، مريض بهبودى مىيابد. فرد سالم مريض مىشود، شخص بد اخلاق خوش اخلاق مىشود، خوش اخلاق، بد اخلاق مىشود، بد عمل خوش عمل مىگردد، درستكار بزهكار مىگردد، بى دين ديندار مىشود و ديندار بى دين مىشود. تلقين به نفس، مثل اينكه مكرّر به خود گويد: تو آدم خوبى هستى، تو راستگو هستى، تو خيانت نمىكنى، تو با خوبان همنشين مىشوى، تو بايد درستكار و راستگفتار باشى. وقتى مكرّر با خودش از اين مقوله حديث نفس كند و به نفس تلقين نمايد، قطعاً همين صفات حسنه و اخلاق ممدوحه در وجود او ريشه مىدواند و در اعمال، رفتار و اخلاق او تاثير مىگذارد.
شخص نماز گزار به طور مداوم در هر شبانه روز چندين مرتبه در نماز، خود را از جملهى صالحان، و با آنها هم رديف مىكند و خود را فروتن و خاكسار مىسازد، از اين رو بطور طبيعى در او اثر مىگذارد و در رديف بندگان صالح در مىآيد و اين نتيجهى بزرگ گرفته مىشود.
ب. يكى ديگر از فوائد روانى نماز لذت بردن نماز گزار است، كه در نماز با محبوب خود مواجه و به قرب وصال نائل مىگردد، و چنان غرق لذّت روحى مىگردد، كه ديگر لذائذ مادّى و نشاط جسمى براى او رنگ و بويى ندارند. و بالاترين لذتهاى اهل بهشت، لذّت روحى و رضايت و خشنودى خدا از آنها است و همچنين خشنودى بنده از خدا: «رضى اللَّه عنهم ورضوا عنه». «مائده/ 119» و اين لذّت عظيم، واسطهى انس و توّجه به خدا و رضا و تسليم آنها، در دنيا نيز حاصل مىشود و مصداق تامّ آن براى نماز گزاران حاصل مىگردد. به همين خاطر اهل رضوان، علاقهى وافرى به نماز داشتند و از آن لذّت فوق العاده مىبردند، و نماز را روشنائى چشم خود مىدانستند «كافى، ج 5، ص 321، ح 7» و چندان بر لذتهاى جسمى تاكيد نمىكردند. چنانچه در حالات حضرت على (ع) آمده است كه چقدر به نماز و نوافل علاقه داشت به طورى كه شهرت پيدا كرد: على (ع) هر شب هزار ركعت نماز مىخواند (مراد از هزار ركعت، اشتغال مداوم تا صبح است) و از بس غرق لذّت مىشد، خستگى پيدا نمىكرد.
سول خدا (ص) از كثرت نماز و نافله پاهايش ورم مىكرد و احساس درد نمىكرد، همچنين حضرت زهرا (س) از كثرت نماز پاهايش متورّم شده، چنان غرق لذّت نماز بود كه احساس درد نمىكرد. اين كه براى پيامبر اكرم و حضرت على و حضرت زهرا (ع) ظواهر دنيا لذتى نداشت و نسبت به امورى كه ديگران خود را براى بدست آوردنش بزحمت مىاندازند، آنها بىرغبت بودند به اين خاطر بود كه آنها لذّت بالاترى را درك كرده بودند؛ چنانچه جانبازان صحنهى كربلا چنان غرق خدا بودند و در لذّت روحى مستغرق شده بودند كه هيچ احساس درد و ناراحتى از تير و نيزه و شمشير نداشتند.
يكى ديگر از فوائد روانى نماز، تجسّم نماز و لذائذ آن، در عالم برزخ است؛ زيرا گفتار و كردار ما، به وسيلهى كرام الكاتبين همه ثبت و ضبط مىگردد و اين حقيقت گرچه قبول آن در زمان سابق، به ايمان قوى احتياج داشت و مىبايست تعبّداً قبول مىكردند، ولى امروزه نمونهى كامل آنرا با امكانات صوتى- تصويرى، مانند ضبط صوت و دوربينهاى فيلمبردارى كه پديد آمده مشاهده مىكنيم و قبول آن براى ما آسان شده است.
اعمال و كردار ما از ما جدا نمىشود و در عالم برزخ و عوالم ديگر تجسّم پيدا مىكند و انيس و رفيق ما مىشود و چنانچه رسول خدا (ص) فرمود: هيچ كس در قبر تنها نيست، زيرا عمل او مونس اوست. «منازل الاخره، ص 42»
بهترين اعمال كه در عالم قبر و برزخ انيس انسان مىگردد، نمازهاى اوست. شخص نمازگزار در عالم برزخ عمل او به صورت نيكو به او ملحق مىشود و از او لذت مىبرد، و آن لذت به مراتب بالاتر از لذتى است كه شخص نمازگزار در دنيا از نماز مىبرد. هر كس هر عمل و چيزى را كه در دنيا با آن خيلى مأنوس بوده و او به آن عمل معروف بوده، در عالم برزخ همان شىء با او محشور مىشود. و در همين راستا در اخبار حكايت شده: «من أحّب شيئاً حشره اللَّه معه». «هر كس هر چه را دوست دارد، در آن عالم با او حشر و نشر پيدا مىكند.» شخص نماز گزار كه به نماز علاقه داشته، در آن عالم از منظرهى نماز لذّت مىبرد و حشر او با نماز است. اعمال بد هم در دنيا موجب عذاب روانى مىگردد وتا موقعى كه بدى، طبيعت ثانوى او نشده به مكافات وجدانى مبتلا مىگردد و به همين ترتيب روح او نيز در عالم برزخ معذّب است.
چنانچه اشخاصى كه خوب انجام وظيفه كردهاند، روح آنها شاد مىگردد و از عمل خود لذّت مىبرند./انتهاي پيام/
الف. يكى از فوائد مهم روحى نماز، تلقين به نفس است كه امروزه اهميّت آن در روانشناسى (پسيكولوژى) به ثبوت رسيده، كه به واسطهى تأثير تلقين به نفس، مريض بهبودى مىيابد. فرد سالم مريض مىشود، شخص بد اخلاق خوش اخلاق مىشود، خوش اخلاق، بد اخلاق مىشود، بد عمل خوش عمل مىگردد، درستكار بزهكار مىگردد، بى دين ديندار مىشود و ديندار بى دين مىشود. تلقين به نفس، مثل اينكه مكرّر به خود گويد: تو آدم خوبى هستى، تو راستگو هستى، تو خيانت نمىكنى، تو با خوبان همنشين مىشوى، تو بايد درستكار و راستگفتار باشى. وقتى مكرّر با خودش از اين مقوله حديث نفس كند و به نفس تلقين نمايد، قطعاً همين صفات حسنه و اخلاق ممدوحه در وجود او ريشه مىدواند و در اعمال، رفتار و اخلاق او تاثير مىگذارد.
شخص نماز گزار به طور مداوم در هر شبانه روز چندين مرتبه در نماز، خود را از جملهى صالحان، و با آنها هم رديف مىكند و خود را فروتن و خاكسار مىسازد، از اين رو بطور طبيعى در او اثر مىگذارد و در رديف بندگان صالح در مىآيد و اين نتيجهى بزرگ گرفته مىشود.
ب. يكى ديگر از فوائد روانى نماز لذت بردن نماز گزار است، كه در نماز با محبوب خود مواجه و به قرب وصال نائل مىگردد، و چنان غرق لذّت روحى مىگردد، كه ديگر لذائذ مادّى و نشاط جسمى براى او رنگ و بويى ندارند. و بالاترين لذتهاى اهل بهشت، لذّت روحى و رضايت و خشنودى خدا از آنها است و همچنين خشنودى بنده از خدا: «رضى اللَّه عنهم ورضوا عنه». «مائده/ 119» و اين لذّت عظيم، واسطهى انس و توّجه به خدا و رضا و تسليم آنها، در دنيا نيز حاصل مىشود و مصداق تامّ آن براى نماز گزاران حاصل مىگردد. به همين خاطر اهل رضوان، علاقهى وافرى به نماز داشتند و از آن لذّت فوق العاده مىبردند، و نماز را روشنائى چشم خود مىدانستند «كافى، ج 5، ص 321، ح 7» و چندان بر لذتهاى جسمى تاكيد نمىكردند. چنانچه در حالات حضرت على (ع) آمده است كه چقدر به نماز و نوافل علاقه داشت به طورى كه شهرت پيدا كرد: على (ع) هر شب هزار ركعت نماز مىخواند (مراد از هزار ركعت، اشتغال مداوم تا صبح است) و از بس غرق لذّت مىشد، خستگى پيدا نمىكرد.
سول خدا (ص) از كثرت نماز و نافله پاهايش ورم مىكرد و احساس درد نمىكرد، همچنين حضرت زهرا (س) از كثرت نماز پاهايش متورّم شده، چنان غرق لذّت نماز بود كه احساس درد نمىكرد. اين كه براى پيامبر اكرم و حضرت على و حضرت زهرا (ع) ظواهر دنيا لذتى نداشت و نسبت به امورى كه ديگران خود را براى بدست آوردنش بزحمت مىاندازند، آنها بىرغبت بودند به اين خاطر بود كه آنها لذّت بالاترى را درك كرده بودند؛ چنانچه جانبازان صحنهى كربلا چنان غرق خدا بودند و در لذّت روحى مستغرق شده بودند كه هيچ احساس درد و ناراحتى از تير و نيزه و شمشير نداشتند.
يكى ديگر از فوائد روانى نماز، تجسّم نماز و لذائذ آن، در عالم برزخ است؛ زيرا گفتار و كردار ما، به وسيلهى كرام الكاتبين همه ثبت و ضبط مىگردد و اين حقيقت گرچه قبول آن در زمان سابق، به ايمان قوى احتياج داشت و مىبايست تعبّداً قبول مىكردند، ولى امروزه نمونهى كامل آنرا با امكانات صوتى- تصويرى، مانند ضبط صوت و دوربينهاى فيلمبردارى كه پديد آمده مشاهده مىكنيم و قبول آن براى ما آسان شده است.
اعمال و كردار ما از ما جدا نمىشود و در عالم برزخ و عوالم ديگر تجسّم پيدا مىكند و انيس و رفيق ما مىشود و چنانچه رسول خدا (ص) فرمود: هيچ كس در قبر تنها نيست، زيرا عمل او مونس اوست. «منازل الاخره، ص 42»
بهترين اعمال كه در عالم قبر و برزخ انيس انسان مىگردد، نمازهاى اوست. شخص نمازگزار در عالم برزخ عمل او به صورت نيكو به او ملحق مىشود و از او لذت مىبرد، و آن لذت به مراتب بالاتر از لذتى است كه شخص نمازگزار در دنيا از نماز مىبرد. هر كس هر عمل و چيزى را كه در دنيا با آن خيلى مأنوس بوده و او به آن عمل معروف بوده، در عالم برزخ همان شىء با او محشور مىشود. و در همين راستا در اخبار حكايت شده: «من أحّب شيئاً حشره اللَّه معه». «هر كس هر چه را دوست دارد، در آن عالم با او حشر و نشر پيدا مىكند.» شخص نماز گزار كه به نماز علاقه داشته، در آن عالم از منظرهى نماز لذّت مىبرد و حشر او با نماز است. اعمال بد هم در دنيا موجب عذاب روانى مىگردد وتا موقعى كه بدى، طبيعت ثانوى او نشده به مكافات وجدانى مبتلا مىگردد و به همين ترتيب روح او نيز در عالم برزخ معذّب است.
چنانچه اشخاصى كه خوب انجام وظيفه كردهاند، روح آنها شاد مىگردد و از عمل خود لذّت مىبرند./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰