کد خبر:۹۷۷۲۶
فلسفه و اسرار حج
مراسم حج در واقع عبادتى را نشان مىدهد كه عميقاً با خاطره مجاهدات ابراهيم و فرزندش اسماعيل و همسرش هاجر آميخته است، و ما اگر در مطالعات در مورد اسرار حج از اين نكته غفلت كنيم بسيارى از مراسم آن به صورت معما درمىآيد، آرى كليد حل اين معما توجه به اين آميختگى عميق است.
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ «حج» يك عبادت مهم انسانساز سفر حج در حقيقت يك هجرت بزرگ است، يك سفر الهى است، يك ميدان گسترده خودسازى و جهاد اكبر است.
مراسم حج در واقع عبادتى را نشان مىدهد كه عميقاً با خاطره مجاهدات ابراهيم و فرزندش اسماعيل و همسرش هاجر آميخته است، و ما اگر در مطالعات در مورد اسرار حج از اين نكته غفلت كنيم بسيارى از مراسم آن به صورت معما درمىآيد، آرى كليد حل اين معما توجه به اين آميختگى عميق است.
هنگامى كه در قربانگاه در سرزمين منى مىآئيم تعجب مىكنيم اين همه قربانى براى چيست؟ اصولا مگر ذبح حيوان مىتواند حلقهاى از مجموعه يك عبادت باشد؟!
اما هنگامى كه مسأله قربانى ابراهيم را به خاطر مىآوريم كه عزيزترين عزيزانش و شيرينترين ثمره عمرش را در اين ميدان در راه خدا ايثار كرد، و بعداً سنتى به عنوان قربانى در منى به وجود آمد، به فلسفه اين كار پى مىبريم.
قربانى كردن رمز گذشت از همه چيز در راه معبود است، قربانى كردن مظهرى است براى تهى نمودن قلب از غير خدا، و هنگامى مىتوان از اين مناسك بهره تربيتى كافى گرفت كه تمام صحنه ذبح اسماعيل و روحيات اين پدر و پسر به هنگام قربانى در نظر مجسم شود، و آن روحيات در وجود انسان پرتو افكن گردد.
هنگامى كه به سراغ جمرات (سه ستون سنگى مخصوصى كه حجاج در مراسم حج آنها را سنگباران مىكنند و در هر بار هفت سنگ با مراسم مخصوص به آنها مىزنند) مىرويم اين معما در نظر ما خودنمائى مىكند كه پرتاب اينهمه سنگ به يك ستون بىروح چه مفهومى مىتواند داشته باشد؟ و چه مشكلى را حل مىكند؟
اما هنگامى كه به خاطر مىآوريم اينها يادآور خاطره مبارزه ابراهيم قهرمان توحيد با وسوسههاى شيطان است كه سه بار بر سر راه او ظاهر شد و تصميم داشت او را در اين ميدان «جهاد اكبر» گرفتار سستى و ترديد كند، اما هر زمان ابراهيم قهرمان، او را با سنگ از خود دور ساخت، محتواى اين مراسم روشنتر مىشود.
مفهوم اين مراسم اين است كه همه شما نيز در طول عمر در ميدان جهاد اكبر با وسوسههاى شياطين روبرو هستيد، و تا آنها را سنگ سار نكنيد و از خود نرانيد پيروز نخواهيد شد.
اگر انتظار داريد كه خداوند بزرگ همانگونه كه سلام بر ابراهيم فرستاده و مكتب و ياد او را جاودان نموده به شما نظر لطف و مرحمتى كند بايد خط او را تداوم بخشيد.
و يا هنگامى كه به «صفا» و «مروه» مىآئيم و مىبينيم گروه گروه مردم از اين كوه كوچك به آن كوه كوچكتر مىروند، و از آنجا به اين باز مىگردند، وبى آنكه چيزى به دست آورده باشند اين عمل را تكرار مىكنند، گاه مىدوند، و گاه راه مىروند، مسلماً تعجب مىكنيم كه اين ديگر چه كارى است، و چه مفهومى مىتواند داشته باشد؟!
اما هنگامى كه به عقب برمىگرديم، و داستان سعى و تلاش آن زن با ايمان «هاجر» را براى نجات جان فرزند شير خوارش اسماعيل در آن بيابان خشك و سوزان به خاطر مىآوريم كه چگونه بعد از اين سعى و تلاش خداوند او را به مقصدش رسانيد، چشمه زمزم از زير پاى نوزادش جوشيدن گرفت، ناگهان چرخ زمان به عقب برمىگردد، پردهها كنار مىرود، و خود را در آن لحظه در كنار «هاجر» مىبينيم، و با او در سعى و تلاشش همگام مىشويم كه در راه خدا بىسعى و تلاش كسى به جائى نمىرسد!
و به آسانى مىتوان از آنچه گفتيم نتيجه گرفت كه «حج» را بايد با اين رموز تعليم داد، و خاطرات ابراهيم و فرزند و همسرش را گام به گام تجسم بخشيد، تا هم فلسفه آن درك شود و هم اثرات عميق اخلاقى حج در نفوس حجاج پرتو افكن گردد، كه بدون آن آثار، قشرى بيش نيست. «تفسير نمونه 19/ 125»/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰