چرا نامش را انقلاب دوم نامیدند؟
کد خبر:۹۷۸۶۹
يادداشتي از علي خضريان؛

چرا نامش را انقلاب دوم نامیدند؟

یكی از اهداف مهم انقلاب اسلامی ایران استكبار ستیزی بود و مبارزه با ابرقدرتی زورگو و عصیان گر مانند آمریكا و تلاش برای تحقیر و تخریب هیبت چنین قدرت هایی در سطح منطقه و جهان، از مصادیق این استكبار ستیزی بود و گروگان گیری این فرصت طلایی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داد تا یكی از برنامه های خود را عملی سازد.
به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»، علي خضريان عضو اسبق شوراي مركزي اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل و نويسنده كتاب موج سوم در يادداشتي با عنوان «چرا نامش را انقلاب دوم ناميدند؟» نوشت:
 

تسخیر لانه جاسوسی و گروگان گیری 444  روزه‌ی‌ بیش‌ از 50 نفر از كاركنان‌سفارت‌ آمریكا از سوی‌ دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌، اقدامی‌ بزرگ‌ و بی‌نظیر، نه‌ فقط‌ در سطح‌ كشور یا منطقه‌، بلكه‌ حركتی‌ شگرف‌ و غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ در سطح‌ جهان‌ بود.

 این‌حركت‌، دارای آثار و پیامدهای‌ مثبت داخلی و خارجی بود‌ كه ‌نگاهی‌ به‌ آنها نشان‌ می‌دهد كه‌ در مجموع‌، این‌ تحولات‌ به‌ سود انقلاب‌ اسلامی‌ و به عنوان نقطه تکاملی آن، موجب‌ حفظ‌، تداوم‌ و تعمیق‌ انقلاب اسلامی گردید و شاید از این رو است که آن را «انقلاب دوم» نامیدند.

حركت‌ دانشجویان‌ مسلمان‌ پیرو خط‌ امام‌(ره‌) و تسخیر لانه‌ی‌ جاسوسی‌ از سوی‌آنان‌، یكی‌ از بزرگ‌ترین‌ حركت‌های‌ ضداستكباری‌ ـ در تاریخ‌ انقلاب‌های‌ مردمی‌ ـ بودكه‌ روح‌ خودباوری‌ و استكبارستیزی‌ را بار دیگر در ملت‌ ایران‌ و دیگر ملت‌های‌ محروم‌، متبلور ساخت‌ و اسطوره‌ی‌ ابرقدرتی‌ آمریكا را برای‌ همیشه‌ در هم‌ شكست‌ و فصل‌جدیدی‌ از تاریخ‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را رقم‌ زد و نقطه آغازی بود در جهت صدور این نهضت آزادی بخش.

اما در آن زمان حضرت‌ امام(ره)‌ و نیروهای انقلابی پیرو ایشان كه‌ همراه‌ واقعی‌ انقلاب‌ محسوب‌ می‌شدند، عمل‌دانشجویان‌ را به‌ شدت‌ مورد تأیید و تمجید قرار دادند و از آن‌ حمایت‌ كردند.

بی‌شك‌ نقش‌ كلیدی‌ و محوری‌ حضرت‌ امام‌(ره‌) در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی ‌آمریكا در تهران‌، اولین‌ مسأله‌ای‌ است‌ كه‌ باید در جریان‌ بررسی‌ وضعیت‌ و مواضع ‌نیروهای‌ موجود در جریان‌ تسخیر، مورد بررسی‌ قرار گیرد.

موضع گیری‌های‌ امام‌ در مقابل‌ آمریكا صریح‌ و قاطع‌ بود و در تقابل‌ با دیدگاه‌های‌ دولت‌ موقت‌ قرار می‌گرفت‌ چرا که مقامات‌ این‌ دولت‌ طرفدار مماشات‌ و روابط‌ دیپلماتیك‌حسنه‌ با این‌ كشور بودند.

حضرت‌ امام(ره)‌ در اردیبهشت‌ 58 در مصاحبه ای‌ با روزنامه‌ی‌ «لوموند» فرمودند: "امپریالیسم‌ آمریكا بزرگترین‌ خطر است‌. عمال‌ آمریكا در جریان‌ این‌ روزها، خود را پشت‌ سر سازمان‌ مذهبی‌ دروغین‌ پنهان‌ كرده‌اند..."

 وزیر خارجه‌‌ آمریكا ازصدور حكم‌ اعدام‌ برای‌ شاه‌ سابق‌ و برخی‌ دست‌ اندركاران‌ رژیم‌ سلطنتی‌ شاه‌، اظهار تأسف‌ كرد. از طرف‌ دیگر، سنای‌ آمریكا به‌ اتفاق آراء اعدام‌هایی‌ را كه‌ در ایران‌ انجام‌ شده‌ بود، محكوم‌ كرد. این‌ وقایع‌ در اردیبهشت‌ سال‌ 58 رخ‌ داد، یعنی‌هنگامی‌ كه‌ هنوز بیش‌ از سه‌ ماه‌ از حكومت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در ایران‌ نگذشته‌بود.

 امام(ره)‌، بلافاصله‌، با آمریكا شدیداً مخالفت‌ كردند و اظهار فرمودند: "آمریكا اگر از اعدام‌ هویداها اظهار تأسف‌ نكند، از نوكرهایش‌ پشتیبانی‌ نكرده‌ است‌. ما توقع‌ نداریم‌ ابرقدرت‌ها كه‌ دستشان‌ از ایران‌ كوتاه‌ شده‌، از ما تشكر كنند."

از سوی‌ دیگر، دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌، كه‌ از مماشات‌ و عدم‌ موضع گیری‌ انقلابی‌ دولت‌ موقت‌ نگران‌ بودند، تلاش‌ می‌كردند تا با پیروی‌ ازدیدگاه‌های‌ حضرت‌ امام‌(ره‌)، در تحولات‌ جامعه‌ی‌ آن‌ روز ایران‌ نقش‌ كلیدی‌ و اساسی‌را ایفا كنند و آنچه‌ كه‌ دانشجویان‌ پیرو خط‌امام‌ را در مورد اشغال‌ یا عدم‌ اشغال‌ لانه‌ی‌ جاسوسی‌ مردد كرده‌ بود، ناآگاهی‌ از موضع‌حضرت‌ امام(ره)‌ بود.

البته یك‌ حركت‌ هوشمندانه‌ دیگر از جانب‌ امام(ره)‌، باعث‌ شد تا آنان‌ برای‌ انجام‌ این‌ كار مطمئن‌ شوند.

حضرت‌ امام(ره)‌ در تاریخ‌ 10 آبان‌ 1358، پیامی‌ به‌ ملت‌ ایران‌ دادند كه‌ سرآغازحركتی‌ نوین‌ برای‌ دانشجویان‌ مسلمان‌ شد،

امام(ره)‌ در بخشی‌ از آن‌ پیام‌ فرمودند: "بر دانش‌آموزان‌، دانشگاهیان‌ و محصلین‌ علوم‌ دینیه‌ است‌ كه‌ با قدرت‌ تمام‌، حملات‌ خود را علیه‌ آمریكا و اسرائیل‌ گسترش‌ داده‌ و آمریكا را وادار به‌ استرداد این‌ شاه‌ مخلوع‌ جنایتكار نمایند و این‌ توطئه‌ی‌ بزرگ‌ را بار دیگر، شدیداً محكوم‌كنند.... ای جوان هایی که در مقابل توپ و تانک رفتید و خواهرهایی که جوانان خود را از دست داده اید.... حفظ کنید خودتان را، نهضت خودتان را حفظ کنید، ننشینید دیگران برای شماد کار کنند، اینها برای شما کاری نمی کنند."

پیام‌ امام(ره)‌ كه‌ با انتشار خبر ملاقات‌ بازرگان‌ ـ رئیس‌ دولت‌ موقت‌ ـ با برژینسكی‌ ـ مشاورامنیت‌ ملی‌ كارتر ـ در اجلاس الجزایر همزمان‌ شده‌ بود، از جانب‌ نیروهای‌ انقلابی‌ به‌ مانند پیامی‌ آشكار برای‌ انجام‌ كاری‌ انقلابی‌ و قاطع‌ تلقی‌ شد.

که البته پس از تسخیر لانه جاسوسی حضرت‌ امام‌(ره‌) اصل‌ حركت‌ را تأییدكرده‌ و با واسطه‌ شدن‌ مرحوم‌ حاج‌ احمدآقا خمینی‌ به‌ دانشجویان‌ می‌گویند كه‌: "خوب‌ جایی‌ را گرفته‌اید، محكم‌ نگهدارید."

امام‌ خمینی‌(ره‌)، به‌ عنوان‌ رهبر انقلاب‌، نخستین‌ كسی‌ بود كه‌ از اقدام‌ شجاعانه‌‌ دانشجویان‌ حمایت‌ كرد و عمل‌ آنان‌ را واكنش‌ طبیعی‌ ملت‌ در مقابل‌ جنایات‌ بی‌شمار آمریكا دانست‌.

اما گروه‌های‌لیبرال‌، چپ‌ و سران‌ دولت‌ موقت‌ از این‌ عمل‌ انقلابی‌ انتقاد كردند و آن‌ را نامناسب‌ باشرایط‌ بین‌المللی‌ دانستند و كار به‌ آنجا رسید كه مهندس‌ بازرگان‌، فردای‌ آن‌ روز (تسخیر سفارت‌) از نخست‌ وزیری‌ دولت‌ موقت‌ استعفا داد و استعفای‌ ایشان‌، علی‌رغم‌ وساطت‌ عده‌ای‌ سریعاً از سوی‌امام‌(ره)، مورد قبول‌ قرار گرفت‌ و مسؤولیت‌ اداره‌‌ كشور به‌ شورای‌ انقلاب‌ محول‌ شد‌.

گرچه تصرف سفارت آمریكا در روزهای نخست، پدیده ای لحظه ای و موقتی به حساب می آمد و تصور می رفت كه حداكثر چند روزی به طول انجامد و به سان پدیده های مشابه یعنی اشغال سفارت كشورهای خارجی در دیگر نقاط جهان دیری نپاید اما علی رغم این خوش بینی اولیه ۴۴۴ روز به طول انجامید، به بحرانی منطقه ای و بین المللی تبدیل شد، بازتاب های آن روابط و مواضع كشورها را در قبال جمهوری اسلامی ایران و آمریكا به شدت تحت تأثیر قرار داد و بعد از سال ۱۳۵۸ تحولات مهمی را در منطقه باعث گردید.

اشغال‌ سفارت‌ آمریكا از حیث‌ داخلی‌ باعث سقوط‌ دولت‌موقت‌ و شفاف‌ شدن‌ مواضع‌ كلیه‌ی‌ گروه‌ها و نیروها و جریان‌های‌ سیاسی‌ گرديد که‌ به‌ ظاهر یا در واقع‌ با انقلاب‌ همراه‌ شده‌ بودند.

این رخداد‌، به‌ حاكمیت‌ لیبرال‌ها پایان‌ داد و البته در كنار مسأله‌ی‌ سقوط‌ دولت‌ موقت‌ و بی‌اعتباری‌ جریان‌های‌ لیبرال‌، باید به‌ سقوط‌ارزش‌ گروه‌های‌ چپ‌ نزد مردم‌ و بی‌اعتباری‌ آنها نیز اشاره‌ كرد.

گروه‌های‌ چپ‌ ماركسیست‌ كه‌ به‌ دنبال‌ سركوب‌ گسترده‌ در دوران‌ پهلوی‌، توانسته‌ بودند پس‌ از پیروزی‌انقلاب‌ در فضای‌ سیاسی‌ كشور عرض‌ اندام‌ كنند، بیش‌ از هر چیز به‌ ضدامپریالیست‌ و ضد آمریكایی‌ بودن‌ فخر می‌فروختند و خود را سردمدار حركت‌های‌ ضدامپریالیستی‌قلمداد می‌كردند. آنان‌ نیروهای‌ مذهبی‌ را به‌ دلیل‌ موانع‌ شرعی‌! ناتوان‌ و فاقد پتانسیل‌لازم‌ برای‌ مبارزه‌ با امپریالیسم‌ می‌دانستند و چنین تحلیلی باعث گردید تا آنان گمان كنند كه انقلابیون مسلمان آماده در غلتیدن به دامن بلوك شرق اند. اما تحولات بعدی ایران كه این بار ماهیتی ضد سوسیالیستی و ضد ماركسیستی داشت و در قضیه اشغال افغانستان توسط نیروهای ارتش سرخ شوروی سابق و انحلال و دستگیری اعضای حزب توده كه در طراحی كودتا علیه نظام جمهوری اسلامی شركت داشتند به اوج خود رسید، نشان داد كه زعم و گمان طرفداران بلوك شرق نیز قریب به صحت نبوده است.

اما این‌ كار دانشجویان‌ با وجود تمامی‌ جنجال‌هایی‌ كه‌ از سوی‌ گروه‌های‌ چپ‌گرا برپا شد، اتهام‌ آمریكایی‌ بودن‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را پاك‌ كرد؛ چرا كه‌ برخی‌ بر این‌ باور بودند كه‌ آمریكا به‌ علت‌ جلوگیری‌ از وقوع‌ یك‌ انقلاب‌ سوسیالیستی‌ در ایران‌، توسط‌گروه‌های‌ چپ‌، انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ را هدایت‌ كرده‌ است.

حضرت امام(ره) توانست با مدیریت بحران گروگان گیری، آمریكا را در سطح منطقه ای و بین المللی تحقیر نماید، هیبت ترسناك این كشور را بشكند و به ملت ها و دولت ها جرأت دهد كه احساس شخصیت كرده و در سال های بعد بتوانند علیه آمریكا اقدام نمایند.

 این دستاورد كوچك و اندكی نیست و شاید نتوان ارزش مادی برای آن در نظر گرفت یا هماوردی مادی برای آن جست.

 این مسئله را حتی تمامی مقامات صاحب نظر آمریكایی درگیر در بحران هم اعتراف كرده و معتقد شده اند كه گرچه توانسته اند از رهگذر اقدامات بعدی برخی خسارات مالی و جانی را بر ایران وارد كنند اما پرستیژ بین المللی خود را به تدریج و در پی این واقعه در مخاطره دیده اند و این در حالی است كه آمریكا با استراتژی «ایجاد ترس توسط هیبت بین المللی خود» سال ها بر جهان حكومت كرده بود و شكستن این هیبت به عنوان نتیجه تسخیر سفارت آمریكا به دست دانشجویان، دستاورد بزرگی برای انقلاب اسلامی ایران محسوب می شد.

بدین ترتیب، فراگفتمان امام خمینی(ره)، تمامی گفتمان های ضد غرب و آمریکا ستیز دهه 50 را در خود حل کرد.

اكنون در حدود سه دهه از این واقعه می گذرد اما این حادثه همچنان تأثیرات خود را خصوصاً بر روابط ایران و آمریكا و اقدامات آمریكا در قبال ایران داراست و تصویر آن همچنان در بایگانی ذهن افكار عمومی غرب باقی مانده است.

طی سال های اخیر و خصوصاً از سال۱۳۷۷ تا حال حاضر، طیف چپ گرای تصرف كنندگان سفارت كه اتفاقاً از ایدئولوگ های دولت و مجلس دوم خردادی نیز بودند، بر خلاف نظر و نگاه عامه مردم كه اين روز را افتخاري در تاريخ انقلاب اسلامي مي داند، تصرف سفارت را اشتباه خوانده و ندامت خود را از این اقدام به زبان های مختلف اعلام كردند و تلاش نمودند با نزدیكی هرچه بیشتر فكری و عملی به غرب و پذیرش و وارد كردن ارزش های غربی به داخل جامعه ایرانی، از اقدامات قبلی خود فاصله بگیرند. در این مسیر توجیه «مطلوبیت تغییر بر مبنای زمان و مكان» به تدریج عمومیت یافت و جالب این كه موضع ثانوی این طیف كه پس از دو دهه اعلام می شد، به طور خودآگاه یا ناخودآگاه یادآور موضع قدیمی و همیشگی لیبرال ها بود كه در سال ۱۳۵۸ و بعد از آن اقدام دانشجویان را تقبیح كرده بودند.

در این میان واقع بینانه ترین گام را رهبر فقید انقلاب اسلامی برداشتند. ایشان پس از تأملی در موضوع، اقدام دانشجویان را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول و انقلاب دوم نامیدند و بر حمایت خود از تسخیر سفارت اصرار ورزیدند، در ادامه نیز این بحران را تا پایان اداره كرده و در موقع مقتضی توسط مجلس تازه تأسیس شورای اسلامی بدان پایان دادند.

برخی سیاسیون قدیمی و وابسته به طیف های لیبرال یا لیبرال مذهبی با ختم بحران اصرار كردند كه این بحران اگر چه در ابتدا آمریكا را بهت زده كرد و آن كشور را در موضع ضعف قرار داد اما در نهایت به زیان كشور ما پایان یافت و تقریباً می توان گفت كه در سال های اخیر چنان بر این موضع اصرار شده كه به تدریج به باوری عام در ميان آنها تبدیل گردیده است.

این در حالی است كه واقعیت به صورتی دیگر بود. انقلاب اسلامی ایران اهدافی داشت كه می بایست به آنها دست یابد. یكی از اهداف مهم انقلاب اسلامی ایران استكبار ستیزی بود و مبارزه با ابرقدرتی زورگو و عصیان گر مانند آمریكا و تلاش برای تحقیر و تخریب هیبت چنین قدرت هایی در سطح منطقه و جهان، از مصادیق این استكبار ستیزی بود و گروگان گیری این فرصت طلایی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داد تا یكی از برنامه های خود را عملی سازد هر چند به طور طبیعی هر اقدامی هزینه ای هم دارد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار