اعتراض شديداللحن شيرين عبادي به ابراهيم يزدي
کد خبر:۹۹۲۹

اعتراض شديداللحن شيرين عبادي به ابراهيم يزدي

در پي سخنراني ابراهيم يزدي در جلسه مطبوعاتي کانون مدافعان حقوق بشر، شيرين عبادي نامه شديد اللحني را به دفتر ابراهيم يزدي -که او را «حجت خدا بر روي زمين» خوانده بود- ارسال مي کند.

به گزارش «شبکه خبر دانشجو» به نقل از رجانيوز، در اين نامه که با سؤال «مرد حسابي حجت خدا بر روي زمين ديگر چه صيغه اي بود!؟»، آغاز مي شود، خانم عبادي پس از اينکه مراتب خشم و انزجار خود را نسبت به اظهارات ابراهيم يزدي اعلام مي کند، مي نويسد: «شما يک لحظه فکر نکرديد بعد از اين ما چطور سرمان را جلوي در و همسايه بلند کنيم!؟ همين امروز وقتي به خانه مي رفتم يکي از همسايه ها تا مرا ديد سريع جلو آمد و گفت؛ حاج خانم سفره حضرت ابوالفضل انداختيد، ما رو حتماً خبر کنيد!

آقاي يزدي! من و خانواده ام آبرو داريم، دختر من بزرگ شده و مي خواهد وارد جامعه شود، نشانه هايي از بلوغ فکري هم در او مي بينيم. تازگي ها هرچه عکس «برد پيت» و «ديود بکهام» و «آميتا باچان» به ديوار اتاقش بوده، کنده و به جاي آنها عکس «مائو» و «دالايي لاما» و اخيراً هم «علي محمد باب» و جناب «بهاء الله» را چسبانده است؛ آن وقت همين دخترم ديروز يکي از بچه هاي دانشگاه بهش گفته بود «دختر حاجي»!

حالا اگر با اين حرف نسنجيده شما و شايعه هاي صد من يه غاز مردم، خواستگارهاي با کلاس و پولدار دخترم بپرد و روي دست ما بماند!؛ من چه خاکي بر سرم بريزم!؟»

شيرين عبادي در ادامه اين نامه تصريح مي کند: «البته اين را هم بگويم، با اينکه اين صفت اصلاً زيبنده و برازنده من نيست اما براي اولين بار است که کسي آن را درمورد يک زن به کار مي برد- البته بعد از دوران شاه ذليل مرده که مرده شور ريخت نحسش را ببرد!- و اين خود جاي دل گرمي و اميدواري و ذوق زدگي فراوان است، چون به عقيده من، زنها براي حجت خدا بر روي زمين شدن هيچ چيز از مردها کم ندارند و اين را در ميادين مختلف -از راه آهن و شوش گرفته تا نوبنياد و تجريش- به شايستگي نشان داده اند، تازه کار آنها در اين مسير سخت تر هم هست چون از يک طرف مسئله پوشش و حجاب مطرح است، از يک طرف بچه داري و شوهرداري و از يک طرف هم حرف هاي مردم.

دقيقاً مثل شرايط ورزشکاران ما در المپيک که بايد با وجود تمام اين مسائل، در کنار مردان که هيچکدام از اينها برايشان وجود ندارد، به رقابت بپردازند و همانطور که آنجا کار براي قهرمان شدن زنان سخت تر است، اينجا هم کار براي حجت خدا بر روي زمين شدنشان سخت تر و دشوارتر است.

اما با وجود تمام اين محدوديت ها، زنان ما ثابت کرده اند مي شود دوشادوش مردان (يا کمي با فاصله بيشتر!) حجت خدا بر روي زمين بود.

البته ما بايد اين محدوديت ها را برداريم، بايد زنان را از بند اين اسارت ها رها کنيم، بايد افق هاي جديد «حجت خدا بر روي زمين» شدن را جلويشان باز کنيم، اصلاً بايد اين مردان را به استثمار بکشيم!

نه! اين آخري پيشنهاد الزام آور نيست! (يک لحظه فراموش کردم مخاطب نامه کي بود!؟ مشغله ذهنيه ديگه. به خاطر تکرار زياد اين جمله ها ناخودآگاه مي آد!)

خلاصه هرکاري مي توانيم بايد بکنيم و اميدوار باشيم که در آينده اي نه چندان دور در حجت خدا بر روي زمين بودن زنان، به توليد انبوه برسيم.»

و در پايان نامه هم مي نويسد: «اين بخش بالا اداء تکليف و انجام رسالت ازلي ما بود، برگرديم سر بحث خودمان.

بله درست است که زنان بايد مثل مردان حجت خدا بر روي زمين باشند اما نه هر زني! براي زناني مثل من افت دارد، خودتان که مي دانيد.

شايد هم نمي دانيد! خوب توضيح مي دهم: ببينيد آقاي يزدي مثلاً خيلي از شغل ها زماني فقط در انحصار مردان بود، مثل گچ کاري، قصابي، شوفري بيابان، لوله کشي و... اما با تلاش هاي پيگير ما امروز زنان هم در اين زمينه ها فعال شده اند، اما خب مي بينيد که! همه اين شغل ها را هر زني نمي تواند، انجام دهد. مثلاً خود شما اجازه مي دهيد بعد از اينکه دخترتان از دانشگاه فارغ التحصيل شد، در کله پزي کار کند!؟»

پربازدیدترین آخرین اخبار