کد خبر:۹۹۸۴۴
گزارشی انتقادی از رفتار مدیران بی کفایت دانشگاهی؛
مسئول مورد نظر در دسترس نمی باشد!
جواب ندادن، پشت گوش انداختن، اهميت ندادن، به ماههاي بعد موكول كردن، ترس از ميز رياست و هزار راه مختلف سرکار گذاشتن خبرنگار، از عادات روزمره برخي مسئولان دانشگاهي است؛ ظاهرا همه اینها بدلیل ترس از ازدست دادن میز ریاست است.
گروه صنفي؛ جواب ندادن، پشت گوش انداختن، اهميت ندادن، به ماههاي بعد موكول كردن، ترس از ميز رياست و ... از عادات روزمره برخي مسئولان دانشگاهي است.
از دفتر معاون دانشجويي يكي از دانشگاههاي مدعي بعد از چندين ماه درخواست مصاحبه ميگويند كه وي معمولا مصاحبه نميكند تا زماني كه اقتضاي زمان را خودش تشخيص دهد.
مسئول مركز مشاوره يك دانشگاه ديگر بعد از چندين مرتبه زنگ زدن و مراجعه حضوري خبرنگار ما ميگويد كه يك مطالعاتي دارم و الان فرصت مصاحبه نيست و به فرصتي ديگر (معلوم نيست بعد از چندين سال باشد) موكول ميشود.
اين مسئول مشاوره كه معمولا در دفتر كارش حضور نداشت و در حدود 10 مورد تلفن خبرنگار ما به دفتر اين مسئول، وي در دفتر كارش حضور نداشت و احتمالا در بيرون از دانشگاه همان كارهاي مطالعاتي مورد نظر را پيگيري ميكردند!
وقتي مسئولي بعد از حتي چندين ماه نتواند در موضوع كاري خود مصاحبهاي داشته باشد يا اصلا به موضوع مسلط نيست، يا اينكه علاقهاي به موضوع مسئوليتي خود ندارد و در احتمال سوم از ميز رياستي خود كه خيلي به آن احساس تعلق دارد به شدت محافظت ميكند و چنين شخصي اگر يك درصد احتمال بدهد مصاحبه به ضرر ميز رياستش باشد از مصاحبه كردن معذور است؛ شايد بنده خدا هيچ برنامهاي براي مجموعهاي مديريتي خودش ندارد، بگذر و اين يكي را بيخيال باش.
مسئول معاونت دانشجويي يكي از دانشگاههاي استاني تلفن همراهش هميشه خاموش است، يكي از ديگر از اين مسولان اصلا جواب نميدهد، ديگري بهانههايي براي مصاحبه نكردن ميتراشد؛ مرا معذور بداريد هر خبري در دانشگاه اتفاق ميافتد ميتواني در سايت دانشگاه مشاهده كني؛ سايتي كه حتي يك ماه يكبار هم بروزرساني نميشود.
شگرد ديگر مسئولان از زيركار دررو، پاس دادن مصاحبهها به يكديگر است؛ اولي بگير، چي كار كنم، بده بغلي، دومي بگير، چي كار كنم، بده بغلي و الي النهايه؛ مسئول محترم! آخرش هم كه به تو محول شد، پس تا مرقومهاي تنظيم نشده، با خبرنگار ما مصاحبه كرده و خودت را براي چندين ماه بيمه كن.
برخي ديگر از اين مسئولان اظهار ميدارند كه هيچ نظري خاص در زمينه كاري خود ندارند ولي در نشستها در حضور مسئولان بالادستي معلوم مي شود كه حرفي براي گفتن داشتهاند؛ بابا ما را ول كن، حالا بعد از يك سال نشستيم فكر كرديم يك نكتهاي به ذهنمان رسيد، آن را هم بايد قبل از نشست به تو بگوئيم، پس نشست را چي كار كنيم.
نمونههايي از اين دست مسئول كه در دانشگاهها زياد است، آيا ميتوان از اين تيپ افراد انتظار گرهگشايي از مسائل و مشكلات مختلف دانشجويي كرد؟ و آيا فردي به نام دانشجو اصلا براي آنها اهميت دارد؟/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰