در عمليات فتحالمبين تركش به كمر حسن خورد و يك ماهي در بيمارستان بستري شد. دكتر گفته بود احتمالا ديگر نميتواند راه برود. آن زمان روي ويلچر بود. از خدا ميخواستم شهيد نشود و تا زنده هستم پرستارياش را بكنم. سنم كم بود اما چون در خانوادهاي مذهبي رشد يافته بودم، زندگي در كنار حسن جزو مقدساتم محسوب ميشد.
کد خبر: ۴۲۹۹۹۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۱۲