جلو آمد و گفت: مادر جان! امشب آخرین شبی است که من در خدمت شما هستم، نکند در این مدت که من نیستم بیتابی کنی، از نبودن من شکایت نکن که پدر ناراحت میشود و غصه میخورد.
کد خبر: ۳۷۱۴۰۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۹/۰۸