کد خبر:۱۱۳۲۰۷
آیا خداوند احتیاجی به شکر بندگانش دارد؟
خداوند از شما بىنیاز است: (نمل 40، لقمان 12 و زمر 7)، ولى توجّه ما به او، مایه عزّت و رشد خود ماست؛ یكى از ستایشهایى كه خداوند در قرآن از انبیا دارد، داشتن روحیه شكرگزارى است.
گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛ خداوند نیازى به عبادت و تشكّر ما ندارد و قرآن، بارها به این حقیقت اشاره نموده و فرموده است: به طوری که دربارهى حضرت نوح، خداوند از شكر او یاد كرده و او را شاكر مىنامد: «كانَ عَبْداً شَكُوراً» (اسراء، 3)
ما غالباً تنها به نعمتهایى كه هر روز با آنها سر و كار داریم توجّه مىكنیم و از بسیارى نعمتها غافل هستیم، از جمله آنچه از طریق نیاكان و وراثت به ما رسیده و یا هزاران بلا كه در هر آن از ما دور مىشود و یا نعمتهاى معنوى، مانند ایمان به خدا و اولیاى او، یا تنفّر از كفر و فسق و گناه كه خداوند در قرآن از آن چنین یاد كرده است: « حَبَّبَ إِلَیْكُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَیْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ » (حجرات ،7)
علاوه بر آنچه بیان كردیم، بخشى از دعاهاى معصومین نیز توجّه به نعمتهاى الهى و شكر و سپاس آنهاست تا روح شكرگزارى را در انسان زنده و تقویت كند .
شكر الهى، گاهى با زبان و گفتار است و گاهى با عمل و رفتار
در حدیث مىخوانیم: هر گاه نعمتى از نعمتهاى الهى را یاد كردید به شكرانه آن صورت بر زمین گذارده و سجده كنید و حتّى اگر سوار بر اسب هستید، پیاده شده و این كار را انجام دهید و اگر نمىتوانید، صورت خود را بر بلندى زین اسب قرار دهید و اگر این كار را هم نمىتوانید، صورت را بر كف دست قرار داده و خدا را شكر كنید.(كافى، باب الشكر، حدیث 25)
نمونههاى شكر عملى:
1ـ نماز، بهترین نمونهى شكر خداوند است. خداوند به پیامبرش مىفرماید: به شكرانه اینكه ما به تو «كوثر» و خیر كثیر دادیم، نماز بر پا كن : «إِنَّا أَعْطَیْناكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ» (كوثر، 1- 2)
2ـ روزه، چنان كه پیامبران الهى به شكرانه نعمتهاى خداوند، روزه مىگرفتند. (وسائل، ج 10، ص 446)
3ـ خدمت به مردم، قرآن مىفرماید: اگر بىسوادى از باسوادى درخواست نوشتن كرد، سر باز نزند و به شكرانه سواد، نامهى او را بنویسد: «وَ لا یَأْبَ كاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ» (بقره، 282)
4ـ قناعت، پیامبر اكرم (صلى اللَّه علیه و آله) فرمودند: «كن قنعا تكن اشكر الناس ؛ قانع باش تا شاكرترین مردم باشى .» (مستدرك ، ج 11 ، ح 12676)
5ـ یتیم نوازى، خداوند به پیامبرش مىفرماید: به شكرانه اینكه یتیم بودى و ما به تو مأوا دادیم، پس یتیم را از خود مران: « فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ» (ضحى، 9)
6ـ كمك به محرومان و نیازمندان، خداوند به پیامبرش مىفرماید: به شكرانه اینكه نیازمند بودى و ما تو را غنى كردیم، فقیرى را كه به سراغت آمده از خود مران: «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ» (ضحى ، 10)
7ـ تشكّر از مردم، خداوند به پیامبرش مىفرماید: براى تشكّر و تشویق زكات دهندگان بر آنان درود بفرست، زیرا درود تو، آرامبخش آنان خواهد بود: «وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ» (توبه ، 102)
تشكّر از مردم تشكر از خداوند است، همان گونه كه در روایت آمده است: كسى كه از مخلوق تشكّر نكند، از خداوند شكرگزارى نكرده است: « من لم یشكر المنعم من المخلوقین لم یشكر الله » (عیون الأخبار، ج 2 ، ص 24)
تلخىها هم تشكّر مىخواهد!
قرآن مىفرماید: «عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ؛ چه بسیار چیزهایى كه شما دوست ندارید، ولى در حقیقت به نفع شماست و چه بسیار چیزهایى كه شما دوست دارید، ولى به ضرر شماست.» (بقره، 216)
اگر بدانیم دیگران مشكلات بیشترى دارند.
اگر بدانیم مشكلات، توجّه ما را به خداوند بیشتر مىكند.
اگر بدانیم مشكلات، غرور ما را مىشكند و سنگدلى ما را برطرف مىكند.
اگر بدانیم مشكلات، ما را به یاد دردمندان مىاندازد.
اگر بدانیم مشكلات، ما را به فكر دفاع و ابتكار مىاندازد.
اگر بدانیم مشكلات، ارزش نعمتهاى گذشته را به ما یادآورى مىكند.
اگر بدانیم مشكلات، كفّارهى گناهان است.
اگر بدانیم مشكلات، سبب دریافت پاداشهاى اخروى است.
اگر بدانیم مشكلات، هشدار و زنگ بیدارباش قیامت است.
اگر بدانیم مشكلات، سبب شناسایى صبر خود و یا سبب شناسایى دوستان واقعى است.
و اگر بدانیم ممكن بود مشكلات بیشتر یا سختترى براى ما پیش آید، خواهیم دانست كه تلخىهاى ظاهرى نیز در جاى خود شیرین هستند.
حضرت على (علیه السلام) در جنگ احد فرمود: شركت در جبهه از مواردى است كه باید شكر آن را انجام داد: «و لكن من مواطن البشرى و الشكر» (نهج البلاغه ، خطبه 156)
و دختر او حضرت زینب (علیها السلام) در پاسخ جنایتكاران بنى امیّه فرمود: «در كربلا جز زیبایى ندیدم» «ما رأیت الا جمیلا» (بحار، ج 45، ص 116)
به یكى از اولیاى خدا گفته شد حقّ تشكّر از خداوند را بجا آور. او گفت: من از تشكّر و سپاس او ناتوانم. خطاب آمد: بهترین شكر همین است كه اقرار كنى من توان شكر او را ندارم./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰