حاشيه اي بر سخن نوروزي مشائي در كاروانسرايي قديمي
ببخشيد كه حاشيه نويسي از رونق افتاده و قدما بيشتر بر اين امر اهتمام داشتند اما چه كنيم كه حرف از نوروز بود و طبيعت و سال هايي كه ناغافل در تقويم ها جابجا مي شوند؛ حيف بود كه مرقومه اي تنظيم نشود و بر كلمات هم قافيه در عين بي وزني اشاره نشود.
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ در مراسمي كه افتتاحيه جشنواره بزرگ آيينهاي نوروزي (اقوام ايران زمين) لقب گرفته بود و كاروانسراي خانات (نمي دانم كجاست) مراسم سخنراني براي رحيممشائي را تدارك ديده بود و آغاز سخن اين بود: «بهار فصل رسيدن و زندگي و فصل تجديد حيات است. بهار نمادي است در جريان زمان، در هر بهار انسان و طبيعت با هم به مدار اصلي زندگي برميگردند و اگر غوغاي مسائل مختلف در مسير حركت انسان خللي وارد ميكند بين انسان با حقيقت زندگي زاويهاي پديد ميآيد.»؛ چه عرض كنم گاهي مونوكسيد كربن و ايضاً كربوهيدرات اخلال ايجاد كرده و نفسهايم كه دمش گرم باشد، بريده بريده ميشود و اتوبوس هم كه دير ميرسد و بنده از مقصد باز ميمانم و مترو نيز كه شلوغ بود ولش كن.
ادامه اخبار را در پاراگراف بعدي ميشنويم: «همچنان كه طبيعت بهار دارد انسان نيز بهار دارد و يكي از زيباترين جلوههاي معنوي براي انسان حقيقت بهار آدمي است»؛ برف هم زيباست و چنانچه اگر سرمايي نبود و ابري، برفي هم نميباريد و رودخانهها در اول بهار جاري نميشدند، راستي ما هم در شهرمان يك محله بهار داريم و در استان همدان نيز شهر بهار وجود دارد.
به گفته مشائي «تفاوت بهرهمندي انسان، ميزان بهرهمندي از آدميت است و مقام آدميت مقام جانشيني خداوند است و انسان كامل در طيف وجودي انساني، بالاترين جلوههاي خداست»؛ حالا شعر سعدي به يادم افتاد كه ميگفت تن آدمي شريف است به جان آدميت و معلم ادبيات فارسي دوران راهنمايي چقدر براي معني كردن شعر فقط فعلها را جابجا ميكرد.
اين بار نوبت به نوروز رسيد و پاراگرافها ادامه يافت: «سال نو ما كه در گستره فرهنگ قديمي ايراني زندگي ميكنيم و امروز با نامهاي مختلف در دنيا شناخته شدهايم، با سال نو ملتهاي ديگر فرق دارد چرا كه تكيه سال نو مبتني بر بهار است ضمن اينكه سال نو ما دور شدن از مظاهر مردگي، روشن شدن از تاريكي، گرم شدن و تابيدن در تمام عرصهها را به ما يادآوري ميكند.»؛ در نيمكره شمالي كه نيمكره بالايي زمين را در انحصار دارد و برّ قديم كه شامل قارههاي آسيا، اروپا و بخشهايي از آفريقا را ميشود، اگر دوست داشتند همزمان با ما عيد نوروز را جشن بگيرند ولي كشورهاي آمريكاي جنوبي، آفريقاي جنوبي و كشور استراليا اول بهارشان مصادف با اول پاييز ما ميشود.
رحيممشائي ميافزايد «آنهايي كه بين نوروز از مظاهر ديني تفاوت قائل ميشوند با مظاهر الهي آشنايي ندارند چرا كه نوروز يك حقيقت است و مظهر لطف، صميميت و نوع دوستي، عشق، صفا، مهرباني و عينيت است و سرچشمه وفا است»؛ با اينكه شعرمان وزن ندارد كلمات صفا و وفا و عينيت و صميميت هم قافيه هستند اما كلمات نوع دستي، عشق و مهرباني، وزن قابل توجهي به نثر بخشيده و از شعر هم بهتر شده است.(ادامه دارد)./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰