بازی با روان دانشآموزان با تزریق ناامیدی / از شایعه «۴۰ هزار کشته» تا التهاب در برگزاری کلاس درس
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، مدارس و دانشآموزان از جمله اهدافی بودند که از همان ابتدا در برنامه و اهداف اقدامات تروریستی اخیر در کشور قرار داشتند؛ بهطوریکه جریان وابسته به دشمن متجاوز حتی پس از وقایع تلخ دیماه در کشور، تلاش زیادی برای تعطیلی مدارس و تبدیل آنها به یکی از نقاط پرالتهاب کشور داشت. در همین خصوص با انجام اقداماتی مثل آتش زدن مدارس و شایعه پراکنی در خصوص تحریم و تعطیلی، فشار بسیار زیادی وارد شد تا مدارس به سمت تعطیلی کشانده شوند.
سخنگوی آموزش و پرورش: کسی که میگوید مدرسه نروید همان است که مدرسهها را آتش زد
اما چرا مدارس؟
مدارس و جریان تعلیم، یکی از مهمترین کانونهای نشاندهنده حیات، پویایی و سرزندگی در جامعه هستند، شاید بتوان نقشه شروع امید و پیشرفت در جامعه به نوعی به مدارس و فضای تعلیم و تربیت وابسته است و در این بین هدف رسانههای وابسته به جریانهای تروریستی نیز مشخص است: از بین بردن امید و پویایی در جامعه بهمنظور مقدمهسازی برای اقدامات امنیتی.
رسانه تروریستی ایران اینترنشنال که در دروغگویی و تحریف واقعیت مسبوق به سابقه است، در دروغپراکنی دیگری بار دیگر به سراغ مدارس و قشر معصوم دانشآموزان رفته است.
این رسانه وابسته به اجنبی در گزارشی سر تا سر دروغ، عنوان کرده است «تصویری از پیامک ارسالشده به یک خانواده به دستش رسیده که نشان میدهد مسئولان یک مدرسه نسبت به حضور نیافتن دانشآموزان در روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن واکنش نشان داده و تهدید کردهاند در صورت ادامه عدم حضور، اقدام انضباطی خواهند کرد». با این حال، فارغ از بررسی محتوایی این موضوع، این رسانه تروریستی همانند گذشته، هیچ تصویری از پیامک مذکور در گزارش خود منتشر نکرده و از همان شیوه همیشگی استفاده کرده است؛ یعنی طرح ادعا بدون ارائه سند و سپس عبور از آن.
در واقع، این نخستینبار نیست که این رسانه اقدام به دروغگویی آشکار، بدون ارائه هیچ سند و مدرکی و با هدف بازی با روح و روان مردم ایران میکند. پیش از این نیز در جریان همین حوادث ناگوار، ادعاهایی مانند «۴۰ هزار کشته»، «زدن تیر خلاص به مجروحان در بیمارستانها» و «دریافت مبالغ هنگفت از خانوادههای جانباختگان برای تحویل پیکر» بدون اینکه هیچ وقت اثبات شود مطرح شد. با وجود مطالبههای مکرر برای انتشار اسناد این ادعاها، هیچگاه حتی یک فیش واریزی از خانوادهها، فیلمی از تیر خلاص در بیمارستانها یا فهرست اسامی کامل آن ۴۰ هزار کشته منتشر نشد. گویی هدف صرفاً انتشار شایعه و ایجاد التهاب روانی در جامعه بوده است.
حالا نیز در همین راستا، بهصورت پراکنده در برخی مدارس مشاهده شده است که تعدادی از بهاصطلاح معلمان با سوءاستفاده از ذهن معصوم دانشآموزان ابتدایی، با طرح همان ادعای «۴۰ هزار کشته» ـ که حتی همان رسانههای اعلامکننده نیز بعدها به غیرواقعی بودن آن اذعان کردند ـ فضای ذهنی کودکان را تحت تأثیر قرار دادهاند تا به خیال خود التهاب و تشویش اذهان را در یکی از مهمترین کانونهای پویایی و امید جامعه گسترش دهند. دانشآموزی که باید آیندهساز این کشور باشد و سرشار از امید و خلاقیت رشد کند، بهجای شنیدن اخبار موفقیت دانشآموزان ایرانی در المپیادهای علمی و رباتیک جهان، تحت تأثیر اخبار کذب و مخدوشکننده روان قرار میگیرد.
این را هر وجدان انسانی میداند که کودکان امانت این سرزمیناند و نباید ذهن آنها با دروغ، شایعه و تحریف آلوده شود؛ اما متأسفانه مشاهده شده است که معلمی در کلاس درس، عدد ۴۰ هزار کشته ـ که خود رسانه اعلامکننده نیز به غیرواقعی بودن آن اذعان کرده ـ را برای دانشآموزان مطرح میکند.
در موردی دیگر، تصویری از یک معلم مرد در کلاس درس منتشر شده که با جدیت به دانشآموزان اعلام میکند دیگر نیازی به حفظ اشعار کتاب درسی نیست و در عوض باید اسامی ۴۰ هزار نفر کشتهشده را حفظ کنند. وی این تعداد را بر اساس اعلام شبکههای معاند و بیگانه، از جمله ایران اینترنشنال، واقعی میداند.
چند تن از افراد بهظاهر معلم، بهجای آموزش صحیح، با بهرهگیری از آمار بزرگنماییشده و ادعاهای نادرست شبکههای بیگانه، اقدام به القای مسائل سیاسی به دانشآموزان میکنند و میکوشند امید به آشوب و تغییر نظام را در ذهن آنان نهادینه سازند. چنین رفتارهایی نهتنها فرآیند آموزش را مخدوش میکند، بلکه کودکان بیگناه را به ابزار اهداف سیاسی تبدیل میسازد.
علی موسوی، فعال رسانهای در این خصوص گفت: «این اقدام، فارغ از درستی یا نادرستی آمار، مستقیماً با اصول علمی حفاظت از روان کودکان و پروتکلهای جهانی در تضاد است. وظیفه معلم ابتدایی ایجاد محیطی شاداب برای یادگیری مهارتهای پایه، بازی و رشد عاطفی است، نه وارد کردن کودکان به فضای نزاعهای سیاسی و تحمیل مسائل سنگین بزرگسالان بر ذهن حساس آنها.»
وی افزود: «حفاظت از سلامت روان کودکان یک الزام علمی، اخلاقی و حرفهای است. نهادهای آموزشی، رسانهای و خانوادهها باید با تکیه بر شواهد روانشناختی و پروتکلهای بینالمللی، اولویت را به ایجاد فضایی امن و حمایتگر بدهند. اجازه دهیم کودکان در دنیای کودکی خود بازی کنند، بخندند و بدون بار سنگین اخبار خشن و آمارهای تلخ رشد یابند.»
در این میان، نباید از وظیفه مهم وزارت آموزش و پرورش غافل شد. موضوع گزینش مناسب معلمان که قرار است بخش مهمی از تعلیم و تربیت نسل آینده را بر عهده بگیرند همواره یکی از محورهای انتقاد از عملکرد این وزارتخانه بوده است.
این موارد تأسفبرانگیز، بخشی از نتیجه عملکرد وزارت آموزش و پرورش در حوزه تربیت معلم و عدم تقویت دانشگاه فرهنگیان بهعنوان نهاد اصلی تربیت دبیر است؛ همچنین نتیجه اتکا به روشهای غیراصولی جذب معلم که در سالهای اخیر افزایش یافته است.
در نهایت باید گفت یکی از اصلیترین نهادهایی که در این خصوص باید پاسخگو باشد، وزارت آموزش و پرورش بهعنوان متولی اصلی تعلیم و تربیت در کشور است.