مرگ پایان کبوتر نیست ...
کد خبر:۱۱۹۷۷۷
درنگی در موضوع سینما و مرگ؛

مرگ پایان کبوتر نیست ...

«بوي كافور، عطر ياس» ساخته بهمن فرمان آرا در عين حال كه نگاهي كاملا «فرديت مدار» به مقوله مرگ و تلاقي اين نگاه با «متن ديني» دارد، برداشتي هم ذات گرايانه از «احتمال يك تجربه ماورايي» به نام «مرگ» است كه كارگردان با دقت و ظرافت و با سلاح يك فيلمنامه قدرتمند به مصاف آن رفته است.

گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سينما، ميداني براي تصوير تصورات ماست از موضوعات و مقولات و مفاهیم مختلف و از آن جمله مقوله مرگ؛ گرچه اين تصاوير برآيند يك فرآيند ذهني و عميقا شخصي است، لكن آنچه ارزشمندي آن را موجب مي شود، يك حس مشترك جمعي ميان سازنده و مؤلف اثر و مخاطب است كه در كشاكش فهم، آمال و اشتراكات فرهنگي و علقه هاي عاطفي و پيوندهاي ديني، آنها را به تجربه اي مشترك از يك «حس» مي رساند.
 

واقعیت آن است که دايره مثال هاي سينمايي و برخوردار از حيثيت والاي هنري در ساحت سينما، چندان زياد نيست و نه چندان قابل توجه، اما در اين ميان هستند مؤلفان آثاري كه عميقا پايبند اين دغدغه ها و محقق اين پديده و آفريننده شاخص هايي در هنر سينما در اين عرصه بوده اند.

 

برگمان و آنتونيوني از آن دسته اند؛ اتفاقا تلاقي ذهن عميقا خاكستري و ايدئولوگ و در عين حال يخ زده برگمان با آثاري كه نوعي فخرآفريني در سينماي مؤلف ديني را در پي داشت و آثار آنتونيوني كه تقابل ها و تفاوت ها و تعاملات خاصي با سينماي او به وجود آمد، گستره جذابي براي پيگيري اين بحث مهم «ديني- انساني» در سينماي معاصر است.
 

با اين حال، سينماي برگمان، بيش از آن كه مصور تصوير «مرگ» در قاب دوربين باشد، تداعي كننده پيش مرگي رفتارشناسي هاي فردي و فرديتي او از انسان است و در پيوند با اين فضا، برداشت و تجربه و حس او از امر قدسي و دين، حاكميت دين بر انسان و رفتار اجتماعي او و البته تذكار و تنبه به وضع اجتماعي انسان زير چتر «امر قدسي».
 

در سينماي ايران، اما بحث «مرگ»، تابعي بوده و شده است از همان رويكرد و روند كلي سينما به مثابه ناصنعتي نه چندان بهره برده از عقبه فكري و انديشگي مشرق زمين.

 

با اين همه، هر وقت در نگاه دغدغه هاي شخصي و شخصيتي يك كارگردان، حس توجه به اين مقوله با بهره مندي از ساخت انديشه اي اصيل، ره يافته، اثري خلق شده ماندگار و قابل اعتبار و اهتمام.
 

با نگاهي كلي به تاريخ سينماي ايران و انگشت شماري آثار معتنابه در اين موضوع، به فيلمي مي رسيم به لحاظ فرم و محتوا، كاملا شاخص و در ميان فيلم هاي توليدي پس از انقلاب از جهاتي، درجه يك و كاملا سرآمد؛ چه به لحاظ به چالش كشاندن ارزش هاي بخشي از ساختار اجتماعي معاصر و چه نگاه خاص به پديده مرگ و در عين حال واكاوي متون و مصطلحات و برخي باورهاي ديني.
 

و در كنار اين، فيلمي چندان «سياسي» با نوعي وضوح جهتدار و نشانه گذاري شده كه البته چندان آسيبي به فخاست موضوع و تم اصلي اثر وارد نكرده است و اين برآيند تجربه و كاركشتگي فيلمساز و البته فيلمنامه قدرتمند اوست كه حول محور اصلي «مرگ» شكل گرفته است.
 

«بوي كافور، عطر ياس» ساخته بهمن فرمان آرا در عين حال كه نگاهي كاملا «فرديت مدار» به مقوله مرگ و تلاقي اين نگاه با «متن ديني» دارد، برداشتي هم ذات گرايانه از «احتمال يك تجربه ماورايي» به نام «مرگ» است كه كارگردان با دقت و ظرافت و با سلاح يك فيلمنامه قدرتمند به مصاف آن رفته است.
 

فيلم، يك اثر عميقا ديني است، بدون آن كه اين دسته بندي ها و رديف گذاري هاي نه چندان كارآمد، تاثيري بر اهميت يا نازيبايي فيلم داشته باشد.

 

چه، برآنيم هر اثري كه به نوعي تداعي جلوه اي از حيات انساني داشته باشد و در درجه اي بالاتر تمييزي بر يك از اين شاخصه ها نمايد و در درجه اي باز هم بالاتر واكاوي و طراحي سوال و جوابي براي پررنگتر كردن اين «جلوه اصيل» در پي آورد، ديني است، عميقا.
 

داستان اپيزوديك فيلم، كاملا منطبق بر نيازي مدرج و حس انتقالي از بروز «لحظه»هاي عاطفي و پيامدهاي رفتارشناسانه اجتماعي اش، جدي و دقيق است و در اين ميان چند تلاقي، دوست داشتني تر و چند تمهيد هنرمندانه، جذابتر آمده است؛ بحث ساخت «فيلم»ي درباره مرگ، بحث تنظيم برنامه هاي پس از فوت، خاطره عشق از دست رفته و در كنار همه، «سفر» و ... .
 

مرگ در تمام زواياي زمان و زمين و داستان هاي فيلم حضور دارد. از كودك نورسيده اي كه هم آغوش مرگ در صندلي عقب ماشين قهرمان داستان، به جا مي ماند تا فروش بي خبر و تاثر برانگيز قبر شخصیت اصلی داستان از كنار جسد همسرش به فرد ديگري و از «بي خبري و خوش خبري» روزگار و جامعه داستان فيلم تا هنرمندان به فراموشي سپرده شده، آنك معناي اصلي مرگ:‌ «بيهوده زيستن».
 

«بوي كافور...» يك حديث نفس محترم است و در عين حال كه مي دانيم «شرح حال»؛ تنها وظيفه و بالاتر از اين «توان» ما در تداعي مرگ و بيان آن چيزي است كه مي توانيم و بايد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار