پورمند: مدرنیته با انسانمحوری و فردیتگرایی، تحول عمدهای در فلسفه غرب ایجاد کرد
پژوهشگر در گفتگو با SNNTV: مدرنیته در عالم غرب یک نسخه جدید از نگرش به انسان، جهان و خدا است که در دوره رنسانس شکل گرفت و به تدریج به عنوان یک پارادایم جدید در فلسفه غرب شناخته شد. در این دوره، انسانمحوری و فردیتگرایی به عنوان ویژگیهای اصلی مدرنیته معرفی شدند. با ظهور اومانیسم در رنسانس، انسان به عنوان معیار همهچیز قرار گرفت و این نگرش از نظر معرفتشناختی و هستیشناختی تحولاتی عظیم ایجاد کرد. به دنبال آن، فلسفههای مدرن مانند دکارت و کانت، اصالت را به ذهن انسان دادند و به جای درک جهان از خارج، آن را از درون ذهن خود میشناختند. این روند به تدریج به نهیلیسم و نیستانگاری دامن زد، جایی که نظامهای معنایی و مفاهیم متافیزیکی کنار گذاشته شده و تنها آنچه قابل درک از طریق حواس و عقل انسان بود، به رسمیت شناخته شد.