بررسی مطالبات سالمندان / از سیاست گذاری تا زیست روزمره

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، فاطمه پارسایی؛ با افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ باروری، جوامع با پدیده سالمندی جمعیت مواجه شدهاند و سرشماریهای انجام شده در ایران نشان از روند رو به رشد جمعیت سالمندان دارد. برآوردهای رسمی مرکز آمار ایران نشان میدهد که جمعیت سالمند کشور تا سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسیده است یعنی حدود ۱۲ درصد جمعیت کشور سالمند هستند.
در۴۰ سال گذشته درصد جمعیت افراد بالای ۶۵ سال دو برابر شده است، اما در آینده دو برابر شدن جمعیت سالمندان، در ۲۰ سال اتفاق میافتد و انتظارمیرود در سال ۱۴۳۰ این عدد به بیش از ۳۰ درصد جمعیت کشور برسد.
این در حالی است که در کشور فرانسه ۱۲۰ سال طول کشید تا میزان جمعیت سالمند از ۱۰ به ۲۰ درصد برسد؛ در کشور سوئد دو برابر شدن جمعیت سالمندان، ۹۰ سال طول کشید، اما به زودی روند دو برابر شدن جمعیت سالمند در کشور ما ۲۰ سال طول خواهد کشید.
افزایش شمار افراد سالمند در جامعه به معنای رشد افسردگی و انزوا، افزایش فقر و وابستگی مالی و تحمیل هزینههای سنگین به نظام سلامت میتواند باشد و در چنین شرایطی با توجه به کاهش نرخ فرزندآوری در میان افراد جامعه، کشور با بحرانهای های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زیادی مواجه خواهد بود.
با در نظر گرفتن وضعیت جمعیت شناختی کشور و کاهش تعداد موالید به کمتر از یک میلیون نفر در سال قبل که برای نخستین بار در ۶۵ سال گذشته در کشور اتفاق افتاده است و همچنین شتاب و شیب زیاد افزایش جمعیت سالمندان در جامعه، شاهدچالشی عمیق و ابربحران جمعیتی در ایران هستیم که علاوه بر بازبینی و جدیت لازم در پیشبرد سیاستهای افزایش جمعیتی در کشور، نیازمند برنامه ریزی و سیاست گذاریهای جدید، با هدف بهره مندی جامعه متناسب با نوع نرخ رشد سالمندی هستیم.
کمبود زیرساختهای مراقبتی برای سالمندان باید جبران شود
کشور ما به ازای هر ۶۵۰ سالمند یک تخت نگهداری از سالمند دارد در حالی که دردیگرکشورهای توسعه یافته به ازای هر ۱۸ سالمند یک تخت وجود دارد.
همچنین تعداد مراکز نگهداری سالمندان در ایران بسیار محدود است و بیشتر آنها با ظرفیت محدود، تجهیزات ناکافی و نیروی انسانی غیر متخصص فعالیت میکنند.
از سویی دیگر در حال حاضر، کشور باید ۲۵۰۰ نیروی متخصص تحت عنوان پزشکان متخصص طب سالمندی داشته باشد که از این میزان تنها ۲۳ نیرو وجود دارد؛ بنابراین باید تعداد و کیفیت مراکز نگهداری و مراقبت روزانه افزایش یابد. همچنین این مراکز باید مجهز به پزشکان و پرسنل متخصص، امکانات توانبخشی و خدمات حمایتی باشند.
از سویی دیگر در کشورهای توسعهیافته، بخش زیادی از سالمندان از خدمات پرستاری و توانبخشی در منزل بهره میبرند. اما در ایران، هنوز ساختار قانونی و اجرایی این خدمات ضعیف است و علاوه بر هزینههای سنگین برای خانوادهها در موارد زیادی، با سختی یافتن پرستار توانمند و مورد اعتماد همراه است.
شرایط معیشتی سالمندان نیازمند بازنگری جدی است
احمد دلبری، مشاور عالی سازمان بهزیستی در امور سالمندان، در فروردین ماه سال جاری گفت: ((میزان فقر در دوره سالمندی دو برابر دوران غیرسالمندی است. آمارها نشان میدهد ۶۵ درصد سالمندان کشور زیر خط فقر زندگی میکنند.))
اگرچه در سال گذشته نزدیک ۱۷ درصد از مصارف بودجه عمومی، به اعتبارات پرداخت تعهدات دولت نسبت به حقوق و صندوق بازنشستگان اختصاص داده شدهاست، اما نسبت به شرایط اقتصادی موجود در جامعه و افزایش نرخ تورم، حقوق دریافتی اکثر بازنشستگان کفایت لازم را ندارد.
از سویی دیگر بخشی از جمعیت سالمندان قشری هستند که به شغل دولتی مشغول نبودهاند و در نتیجه با افزایش سالمندی و کاهش توان کار و تلاش، حتی از دریافت حقوق ثابت، اما اندک بازنشستگی نیز محروماند و در نتیجه شرایط معیشتی و اقتصادی دشواری را تجربه میکنند.
نظر به اینکه بخش قابل توجهی از سالمندان در جامعه از رفاه اقتصادی بهرهمند نیستند و همچنین از بیمه با پوشش دهی خدمات بالا محروماند، به منظور درمان و مراقبتهای دوران سالمندی با چالشهای زیادی مواجه هستند؛ بنابراین دولت باید در زمینه افزایش پوشش بیمههای درمانی خاص سالمندان، بازنگری در افزایش حقوق بازنشستگی و ارائه کمک هزینههای معیشتی به سالمندان فاقد در آمد، سیاست گذاری و اجرای جدی برنامههای لازم را در دستور کار قرار دهد.
خانوادههای دارای سالمند باید مورد حمایت روانشناختی و مشوقهای مالی قرار بگیرند
در بسیاری از کشورها خدمات خاصی برای خانوادههای دارای سالمند ارائه میشود مثلاً برای افراد شاغلی که از والدین خود مراقبت میکنند، مرخصی ساعتی در نظر گرفته میشود یا مالیاتی که بابت امور مختلف پرداخت میکنند، کاهش مییابد در حالی که در کشور ما چنین حمایتهایی وجود ندارد.
همچنین این خانوادهها از نظر روانشناختی و آموزشی باید مورد توجه ویژه قرار بگیرند، در واقع با توجه به چالشهایی که دوران سالمندی به همراه دارد میتواند تاثیرات منفیای را بر روی سلامت روان فرد سالمند و یا حتی افراد خانواده به دنبال داشتهباشد، به همین دلیل فراهم کردن زیرساختهای لازم به منظور ارائه و دریافت خدمات مشاوره با کمترین هزینه، میتواند اقدام موثری در بهبود بهداشت روان فرد و خانواده به شمار رود.
افزون برآن اکثر خانوادهها تجربه و مهارت لازم برای نگهداری از سالمندان را ندارند. این ناآگاهی میتواند منجر به بیتوجهی ناخواسته، فرسودگی مراقبین، یا حتی سوءرفتار با سالمندان شود. به منظور پیشگیری از این موارد، برگزاری کلاسها و آموزشهایی که تاب آوری و مهارت مراقبین را افزایش دهد نیز میتواند نقش مفیدی داشته باشد.
از سندروم آشیانه خالی تا سالمندی پر نشاط؛ وظیفه مهم دولت در اجرای سند ملی سالمندان
براساس آمار اعلام شده توسط رئیس سازمان بهزیستی کل کشور در شهریور ماه سال جاری، ۶۰ درصد سالمندان ایران تنها زندگی میکنند؛ که وجود چنین آماری میتواند با افزایش تجربه سندروم آشیانه خالی در افراد همراه باشد.
سندروم آشیانه خالی به احساس تنهایی، بیهدفی و افسردگی والدینی اطلاق میشود که فرزندانشان خانه را ترک کردهاند. این وضعیت در سالمندانی که همسر خود را نیز از دست دادهاند و بهویژه زنان، با شدت بیشتری بروز میکند؛ چرا که همزمان با بازنشستگی، کاهش تعاملات اجتماعی و ضعف حمایتهای روانی رخ میدهد و حتی میتواند با کاهش احساس ارزشمندی و تشدید بیماریهای روان تنی همراه باشد.
به همین علت نهادهای دولتی باید تلاش کنند با تقویت پیوندهای خانوادگی، توسعه خدمات مراقبتی و حمایت مالی، توانمندسازی و مشارکت اجتماعی سالمندان، مراقبت از سلامت روانی و جسمی آنها و درواقع با اجرای سند ملی سالمندان، از انزوا و افسردگی در این افراد پیشگیری کنند و با الگوبرداری از کشورهای موفق جهان در این زمینه و ایجاد نشاط و احساس کارآمدی با به کارگیری تجارب و مهارت سالمندان، پویایی و کیفیت زندگی آنها را افزایش دهند و حتی المقدور از تبعات منفی اجتماعی و اقتصادی افزایش جمعیت سالمند پیشگیری کنند.